شهید علی حیدر حسینی کاکاوندی از شهدای نیروی انتظامی کرمانشاه در وصیت نامه خود آورده است: ما یقین داریم، این ما نیستیم که دشمن را به روزگار سیاه نشانده ایم، بلکه ما یک وسیله ایم و نه بیش تر و پیروزی را خداوند به ما می دهد به کمک امدادهای غیبی.
شهید کاکا خاص کرمی در بخشی از وصیتنامه خود نوشته است: روحانیت، تنها قشری که از سالیان سال توانسته اند در سنگر انقلاب بمانند و احکام عالیه شرع مقدس را حفظ کنند.
شهید "اسکندر بساطی" عشق و علاقه خاصی به محرومین و مستضعفین داشت همین موضوع موجب شد تا به عضویت جهاد سازندگی در آید و با شور و شوقی وصف ناپذیر در این نهاد مقدس انجام وظیفه کند.
شهید جواد عباسی در وصیت نامه اش آورده است: مبادا زرق و برق دنیا جلو راهتان را حصار کند، که این انقلاب می خواهد دست شما را در دست امام زمان (عج ) بگذارد.
شهید علی مظهری چمن در مناجات نامه اش می نویسد: معبودا، می نگرم قلب سیاه دشمنان را، می نگرم قلب شفاف رهبرمان را، آنگاه می گویم از ژرفای وجودم که " ای رحمان و ای کریم، نگهدارش!"
شهید محسن میرزا حسینی در یک از نامه های خود نوشته است: سلام بر تو ای رهبر انقلاب، ای خامنه ای عزیز، ای که نور چشم تمام ملت های مستضعف جهان هستی و فردی حاضر است که جانش را بدهد ولی نور چشمش را هرگز.
شهید "علی آقایی" در وصیت نامه خود آورده است: من بارها و بارها از خداوند خواسته بودم توفیق جهاد و مبارزه با کفار را به من عطا فرماید و اکنون به یاری خداوند این دعا در آستانه ی تحقق یافتن است.
شهید علی جوهری که توسط منافقین به شهادت رسیده است در وصیت نامه خود آورده است: ابر جهان خواران شرق و غرب، باید بدانید که ما پیمان خون بسته ایم، پیمان خون با الله.
شهید غلامحسین زرانی در وصیت نامه خود می نویسد: اگر ما مشتاق حکومت اسلامی هستیم، در درجه اول باید به " سازندگی اخلاقی" توجه داشته باشیم زیرا " زیر بنا " است.
شهید علی رضا نظری، از شهدای شهرستان سرپل ذهاب استان کرمانشاه، در وصف حضور رزمندگان و ارتشیان در دفاع از مرزهای میهن می گوید: شور حیات مان و شعار پیکرمان "وحدت " است.