شهرستان دالاهو میزبان مراسم بزرگداشت شهدای بسیجی و گرامیداشت سالروز شهادت حضرت زهرا (س) بود؛ آیینی که با سخنرانی فرمانده سپاه ناحیه دالاهو و حضور گسترده مردم همراه شد.
همزمان با هفته بسیج و در چارچوب اجرای طرح «غیبپرور»، جمعی از مسئولان شهرستان جوانرود با حضور در منازل چندین خانواده شهید و جانباز، از صبر و استقامت آنان تجلیل کردند.
در ادامه برنامههای پاسداشت فرهنگ ایثار و مقاومت، جمعی از مسئولان شهرستان پاوه با حضور در منازل چند خانواده معظم شهدا، ضمن گفتوگو با آنان، از صبر و فداکاری این عزیزان قدردانی کردند.
مراسم یادواره شهدای گروه سلمان و گرامیداشت سردار شهید «ابوالحسن یاری»، با حضور سخنرانان برجسته و مداحان اهلبیت (ع)، روز دوشنبه سوم آذرماه ۱۴۰۴۱ در حسینیه مسجدالنبی (ص) طاقبستان برگزار میشود.
شهید «حمید سالاری»، نوجوانی پرشور و متعهد از سنقر، با حضور فعال در نماز، کلاسهای قرآنی و راهپیماییهای انقلابی، در مسیر نهضت اسلامی ایران جان خود را فدای آرمان آزادی کرد.
با ورود پیکرهای شهدای گمنام به کرمانشاه، این دیار حماسهخیز بار دیگر به میعادگاه عشق و ایثار تبدیل شد؛ شهیدانی که هویتشان پنهان، اما یادشان در دل مردم این سرزمین جاودانه است.
مسابقات قهرمانی استان در رشته کاراته سبکهای آزاد، به یاد شهدای شهرستان جوانرود و با حضور مسئولان، ورزشکاران و جمعی از مردم در سالن ورزشی شهید چمران برگزار شد.
شهید «جمعه رضایی»، متولد ۱۳۴۵ در اسلامآبادغرب، از کودکی شاداب و مهربان بود. او پس از، از دست دادن پدر، همراه مادر فداکارش مسئولیت خانواده را بر عهده گرفت و با عشق به دین و وطن، تحصیل را رها کرد تا در خدمت مقدس سربازی و دفاع از کشور شرکت کند و سرانجام در فکه به شهادت رسید.
شهید «ایرج مرادی»، فرزند روستای خانم آباد، با وجود محدودیتها، راه خدمت به وطن را پیش گرفت و در سال ۱۳۷۰ در منطقه عملیاتی نفت شهر به مقام شهادت نائل آمد.
شهید «لایق کریمی»، سرگرد نیروی انتظامی و خادمی صادق، پس از سالها خدمت بیمنت، در تاریخ ۲۸ آبان ۱۳۷۳ در منطقه پاوه بر اثر حادثهای دلخراش به شهادت رسید و در زادگاهش آرام گرفت.
پدرم، شهید براخاص صفری، مردی بود که ایمان و مهربانیاش حتی در سالهایی که کودک بودم، در جانم نشست. امروز هرچه خوبی، فداکاری و امید در من هست، یادگار روزهایی است که زیر سایه او نفس میکشیدم.
در دل آتش و خون، نوجوانی ۱۶ساله با شجاعتی بینظیر جان یک همرزم زخمی را نجات داد. روایت «حجتاله زمانی» از روزی که سقوط، تیر و انفجار هم نتوانست او و دوستانش را از مسیر نجات دور کند.
گفت و گوی تصویری با جانباز «عصمت قوره جیل» و مادر شهید «شیرزاد احمدی»
سالها گذشته، اما مادر شهید «شیرزاد احمدی» هنوز صحنه بمباران و دستان کوچکی را که محکم نان را گرفته بود، فراموش نکرده است؛ روزی که خانهاش دود شد و آسمان سیاه.
جانباز «بهروز پیری» میگوید: استخوان پایم خرد شد، اما دلم هنوز محکم برای ادامه خدمت میتپید؛ روایتی ساده، اما پرمعنا از مردی که سربازی را نیمهتمام نگذاشت.
بمباران هوایی روستا تنها چند ثانیه طول کشید، اما برای نیمتاج احمدی به اندازه یک عمر زخم بر جا گذاشت؛ شهادت دو خاله، برادر خردسال و بستگانش و نجات دوقلوهای قنداقهاش از زیر کرسی، بخشی از این روز پرخاطرهی درد است.