شهدای البرزی - صفحه 318

آخرین اخبار:
شهدای البرزی

کلیپ یاد یاران/ تقدیم به شهید «احمد حمیدی»

شهید «احمد حمیدی» که نام پدرش«علی اشرف»و مادرش «زیور » است در پانزدهم آذر ماه سال 1341، در شهر تهران چشم به جهان گشود. وی تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم ادامه داد و و در دوران جنگ تحمیلی به مصاف با دشمن زبون رفت و در دوم مهر ماه 1362 با اصابت ترکش به گردن به فیض شهادت رسید و در بهشت زهرا تهران قطعه 28 به خاک سپرده شد.

کلیپ یاد یاران/ تقدیم به شهید «احمد هادیزاده»

شهید «احمد هادی زاده اصفهانی» که نام پدرش«جعفر» است در سی ام آبان ماه 1344، در شهر تهران چشم به جهان گشود. وی در پانزدهم مرداد ماه 1374، به شهادت رسید.
لحظه شهادت اولین شهید کربلای 2 به روایت همرزم؛

«ماه نیمه تمام»

آري! حسينيان با خداي خود اين گونه معامله مي كنند. خدا به ما غرق شده هاي دنيا بايد ياري كند و عاقبت ما را ختم به خيركند. ناخودآگاه به طرف بالاي نگاه كردم چشمم به ماه افتاد. ماه ناتمام و غبار گرفته نارنجي رنگ بود. انگار او هم از اين صحنه غمباد دلش گرفته است كه اين طوركم نور و گرفته شده است.
روایتی خواهرانه از شهیدی که موذن بود؛

«آخرین نگاه»

ما در روستا حياط بزرگي داشتيم كه گلهاي مختلف درآن حياط بود. وقتي مي خواست برود چند بار خداحافظي كرد. برمي گشت ما را نگاه مي كرد. مادرم روي پله نشسته بود كه به مادرم گفت: مادر اگر مرا نديدي حلالم كن. شايد من ديگر برنگردم. مادرم گفت: اين حرفها چيست؟ ان شاءالله اين آموزش تمام مي شود و سلامت برمي گردي.

گزارش تصویری/ نخستین اجلاسیه شهدای مداح استان البرز

به مناسبت نزدیک شدن به ماه عزای حضرت اباعبدالله الحسین (ع) اجلاسیه استانی شهدای مداح همراه با مراسم تجلیل از پیرغلامان و مداحان پیشکسوت استان البرز به صورت همزمان برگزار شد.

نخستین اجلاسیه شهدای مداح استان البرز برگزار شد

به مناسبت نزدیک شدن به ماه عزای حضرت اباعبدالله الحسین (ع) اجلاسیه استانی شهدای مداح همراه با مراسم تجلیل از پیرغلامان و مداحان پیشکسوت استان البرز به صورت همزمان در یازدهم شهریور ماه 1397، برگزار شد.
در سالروز شهادت شهید «رضا مرندی» منتشر می شود؛

صبوری هایی همسرانه / نامه ای که دخترم نوشته است

دخترم برايش نامه نوشت، بردم پست كردم كه به دستش رسيده بود. رفيق‌هايش مي‌گفتند: چند بار اين نامه را خواند. گفت: مي‌دانيد كي اين نامه‌ها را نوشته است؟ دخترم برايم نامه نوشته است.

شعر و دلنوشته ای از شهید «رضا شاکری حسین آبادی» در سالروز شهادت منتشر می شود

خدا! سر طاقت فرود می آورم و به تو پناه می برم که به چنین خواری و ذلتی تن در دهم. مادر دامان کرامت و آقایی پرورش یافته ام و سیادت و سروری در روح و جان ما موج می زند و نصرت و شرف ما حکم می کند که برای مرگ آغوش باز کنیم.
فرازی بر وصیت نامه شهید«حسن سنگتراش؛

شهادت لیاقت و سعادتی بزرگ است

بطور يقين درك كرده ام كه شهادت تصادفى نيست بلكه لياقتى و سعادتى است بزرگ.
در سالروز شهادت منتشر می شود؛

روایتی پدرانه از شهید «محمدسلگی»؛ او را تقدیم امام رضا (ع)کردیم

هنگامي كه خداحافظي كرد به من گفت: پدر ممكنه كه من برنگردم چون كه در خواب امام رضا(ع) به من نامه ای داد. تابوت مرا در جاي بلند بگذاريد كه بوي من به وطنم آيد. ما او را تقديم امام رضا(ع) كرديم.
در سالروز شهادت منتشر می شود؛

نگاهی به زندگی شهید «امیرناصر خلج امیرحسینی»

در پی شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران نتوانست تجاوز صدامیان را به خاک میهن تحمل کند و داوطلبانه به سوی میدان های نبرد شتافت و پس از ماهها جهاد و رشادت در تاریخ دهم شهریور ماه 1363، به شهادت رسید. تربت پاک شهید در امامزاده محمد کرج نمادی از ایثار و استقامت در راه وطن است.
در سالروز شهادت «عوض حمزه پور» منتشر می شود؛

راستی که دشمن ما احمق است!

راستی که دشمن ما احمق است چرا که او معنی ایمان و شهادت را نمی فهمد و نمی داند که ما فرزندان جان بر کف اسلام برای کشته شدن از هم سبقت می گیریم. او نمی داند که شهادت برای ما مرگ نیست بلکه یک افتخار است او نمی داند که یکی از شیعیان می گوید اگر هفتاد بار مرا در راه خدا بکشند برای من گواراتر از در رختخواب مردن است هرگز به مرگ سیاه و با ذلت تن نخواهم داد.
در سالروز شهادت منتشر می شود؛

چند روایت از شهید «عوض حمزه پور»؛ تا محرم پیکرم باز می گردد

آن روز به دست و پاي خود حنا گذاشت و به مادر گفت: مادر جون من مي روم شايد برگشتي در كار نباشد اگر نيامدم حلالم كن اگر آمدم تا محرم مي آيم و گر نه پیکرم در محرم خواهد برگشت. محرم همان سال خبر شهادت ايشان را به خانواده دادند اما از پیکر ايشان خبري نشد اين طور كه دوستان ايشان مي گفتند نتوانسته بودند پیکر ايشان را به عقب برگردانند. يك سال برادر بزرگش اكثر مناطق جنگي را گشته تا بتوانند پیکر ايشان را بیابد تا اینکه در محرم سال بعد پیکرش به آغوش خانواده بازگشت.
در سالروز شهادت منتشر می شود؛

مروری کوتاه بر زندگی شهید« اصغر برزگری»

در سال 63، عازم جبهه‌های جنوب گردید و پس از یک ماه خدمت در منطقه عملیاتی «فکه» در عملیات «ذوالفقار» از ناحیه سر مجروح شد و به شهادت رسید. تربت پاکش در امامزاده طاهر نمادی از ایثار و استقامت در راه وطن است.
در سالروز شهادت منتشر می شود؛

نگاهی به زندگی و نامه به جا مانده از شهید« حجت اله افسرده»

بارالها! ترا قسم می دهم به جگر سوخته حضرت فاطمه زهرا تمام مجروحین و معلولین انقلاب اسلامی را شفا عنایت فرما. خدایا! شهدای ما را با شهدای کربلا محشور بگردان. پروردگارا! طول عمر رهبر ما را به بلندی آسمان پرولایت طولانی بگردان.
در سالروز شهادت منتشر می شود؛

«بوی خوش شهادت» در نامه شهید «حسین اسماعیلی عقدا»

آري! اين است روحيه رزمندگان اسلام و اين مقدار خاك همان خاك قتلگاه اي است كه انصارامام حسين ابن علي (ع) كه برايتان مي فرستم كه دردستهايتان بفشاريد و آنرا ببوئيد. چه بوی خوش شهادت مي دهد! آيا ما لياقت اين را نداريم كه شهيد شويم و آيا آنها مگر پدر و مادر نداشتند كساني بودند كه در شب عروسي به اينجا آمدند و خون پاكشان را ريختند.
خاطره ای خواندنی به روایت از شهید «حسین اسماعیلی عقدا»؛

تیر خلاصی و صدایی آشنا

خوشحال شدم با صداي گلوله به حال خودم برگشتم مثل اينكه عراقي ها تير خلاص به مجروحين مي زدند و من احساس خفگي مي كردم و مشکل تنفسي داشتم...به علت سختي و خونريزي زياد شهادتين خودم را خوانده بودم مثل آنكه فرداي آنروز بچه ها به عراقي ها پاتک زده بودند و آن منطقه را پس گرفته بودند و جهت پاكسازي تمام كشته ها را پشت كاميون و آمبولانس مي انداختند و به عقب مي بردند همين كه بالاي سرمن آمدند جنازه را كه از روي من برداشتند يكي از آنها گفت: اين كشته كه معلوم نيست ايرانيست يا عراقي نارنجك دارد.
در سالروز شهادت «حسین اسماعیلی عقدا» منتشر می شود؛

خاطره جالب و خواندنی؛ «مهمان مار» در جزیره مجنون

دوباره به سنگر برگشتم و به مار گفتم: ما امشب مهمان تو هستيم و اصلأ با ما كاري نداشته باش. بعد از چند دقيقه مار مثل اينكه از خواب بيدار شده باشد كشان كشان از سنگر بيرون رفت و سنگر را براي ما خالي كرد و ما كه خيلي گرسنه و تشنه بوديم ترس از مار را فراموش كرديم و دو نفر خوابيدند و من كشيك دادم.
گذری بر کلام طیبه شهید «امیرعباس نوری دورباطی» ؛

کربلا را به خاطر بسپارید

آیا وقایع ماه محرم را به خاطر دارید؟! این واقعه باید تجربه همه دوره باشد. وقتی امام حسین (ع) پا به صحرای کربلا گذاشت چقدر لشکر داشت و وقتی آن بی دین های کثیف فهمیدند امام حسین در اینجا شهید می شود جز هفتاد و دو تن و زن و فرزندان بقیه اطراف او را خالی کردند. پس ما نباید آن چنان باشیم و من از شما می خواهم بعد از شهید شدن من شما براهتان ادامه دهید و دفاع از کشور و اسلام و تنها نگذارد.
در سی و دومین سالگرد شهادت «محمد خاکی فیروز» منتشر می شود؛

نامه به یادگارمانده از سرباز جاویدالاثر کربلای دو؛ فقط حجت الاسلام خامنه اي

بابا شناسنامه من را هم براي را هم براي رأي ريزي به حوزه اخذ رأي ببريد و اگر سركار بوديد شناسنامه را به حميد بدهيد تا حميد راي دهد. راستي به آقاي خامنه اي رأي بدهيد. فقط حجت الاسلام خامنه اي.
طراحی و تولید: ایران سامانه