شهید غلامرضاصادقيان هامانه دوم شهريور 1349، در روستاي شهيديه از توابع شهرستان ميبد به دنيا آمد.به عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. يكم بهمن 1359، با سمت خمپارهانداز در مريوان هنگام درگيري با گروههاي ضدانقلاب بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسيد.
شهید سید محمدابراهيمي بافقي يكم فروردين 1334، در شهرستان بافق به دنيا آمد. به عنوان بسيجي به جبهه رفت. يكم بهمن 1359، با سمت تكتيرانداز در مريوان هنگام درگيري با نيروهاي عراقي بر اثر اصابت تركش به سر، شهيد شد.
«شهيد مصطفی محمدزاده» به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت، تا از این طریق به وظیفه شرعی خود که همان دفاع از خاک و میهن اسلامی عمل کند، و در این راه شربت شهادتش را نوشید.
پدرش قبل از آخرین مأموریت می خواست دامادش کند اما محمدرضا رضا همه چیز را موکول به بعد از جنگ کرد. در واقع او وصالش را در رسیدن به شهادت می جُست و به داشته های دنیوی چشم نداشت...
خدا بزرگ است شاید قرار است من کشته شوم که اصلا اشکال ندارد و من ناراحت نیستم . چون من تنها آرزویم این است که پسرمان سالم باشد که اینطور شد و دیگر آرزویی ندارم .
این همان راهیست که انتخاب کردهام و دعا کنید که به آرزویم برسم و در پایان توصیه نمود که دخترهایش با حجاب خود راه شهیدان را ادامه دهند و پسرانش با درس خواندن به انقلاب خدمت کنند...
آری مادر عزیز اگر در راه اسلام شهید شدم بدانکه از زندان رهایی جسته ام. این دنیا برایم زندان بود و رهایی من از این زندان آرزوی من است و باید افتخار تو مادر دلبندم باشد.
مادر جان من از تو می خواهم مردم و اطرافیانت را از خودت و از زبانت نرنجانی. راستش من از برخورد شما راضی نیستم. همه را با رفتارت آزار می دهی. با روی خوش با همه رفتار کن...
شهید غلامی از اولین کسانی بود که درتاریخ 15/11/1359 به سازمان پیشمرگان مسلمان کرد پیوست و در پاکسازی منطقه از لوث عناصر ضد اتقلاب هر آنچه را که در توان داشت در طبق اخلاص نهاد...
فردی مردمی بود و به خوش طبعی شهره بود . همواره به نماز خواندن دوستان را سوق می داد . فردی خوش رو بود و می گفت : که خوش رو بودن و اخلاق نیکو انسان را زیبا می کند و به انسان زینت می بخشد و همرزمانش را برای به بدست آوردن روزی حلال سفارش می کرد...
شهید «جعفر پاشایی» در سال یکهزار و سیصد و چهل و دو در روستای «قلیچ کندی» بخش «خرقان» ساده متولد شد. در دامن مادر پرورش یافت. در سن شش سالگی در مدرسه همین روستا مشغول تحصیل شد. تا کلاس چهارم درس خواند. او در کارهای کشاورزی و دامداری به کمک پدرش پرداخت.
اینجانب داوطلب جبهه های حق علیه باطل می روم که تا آخرین قطره خونم در جبهه بجنگم و با پیروزی کامل برگردم تا این صدام و صدامیان و همکاران کثیفش سرکوب کنیم.
در وصیت نامه شهید ایرج برقانيان آمده است: اگر به جبهه آمده ام، آگاهی کاملی به شهادت دارم برای دفاع از اسلام و حقیقت انقلاب اسلامی و دفاع از مملکت اسلامی و امید است که خون ما نهال نوپای انقلاب اسلامی را بارور کند. شهادت ما موجب آگاهی و رشد فکری جامعه جهانی اسلام گردد.