نوید شاهد- «ناگهان صدای انفجار مهیبی شنیدم. سرم سوت کشید. احساس کردم چند متر به هوا پرتاب شدم. همزمان احساس برق گرفتگی کردم. با صورت، کف کانال افتادم. دیگر نتوانستم تکان بخورم. تلاشم برای حرکت کردن بیفایده بود. شادی و شعفی وصف ناشدنی سراغم آمد. از ذهنم گذشت که دارم به آرزویم میرسم. بوی خون تازه به مشامم خورد. با خودم گفتم: «وقتی تمام خون بدنم بیرون بره، به دنبالش روح هم از تنم جدا میشه و شهید میشم.» این بخشی از کتاب «سهم من از عاشقی» است که به قلم «رمضانعلی کاوسی» نوشته شده و انتشارات «سوره مهر» (وابسته به حوزه هنری) آن را منتشر کرده است.