خاطرات شفاهی؛
جانباز سرافراز «غلامعلی ماندگاری» درباره نحوه حضورش در جبهه چنین روایت میکند: سال ۱۳۶۱، زمانی که دانشآموز سال دوم راهنمایی بودم، به همراه چند نفر از دوستانم تصمیم گرفتیم برای اعزام به جبهه نامنویسی کنیم. سرانجام در سال ۱۳۶۲ موفق شدم از طریق بسیج به جبهه اعزام شوم. در منطقه عملیاتی ابتدا به عنوان تیربارچی فعالیت میکردم و بعدها به عنوان امدادگر مشغول خدمت شدم. در یکی از عملیاتها، دشمن اقدام به حمله شیمیایی کرد و در اثر آن از ناحیه ریه، قلب و چشم دچار مجروحیت شدم.