خاطرات شفاهی؛
جانباز سرافراز «یعقوب صادقی بهمنی» درباره نحوه حضورش در جبهه چنین روایت میکند: اواسط سال بود که به همراه یکی از دوستانم تصمیم گرفتیم به سپاه بپیوندیم و فعالیت خود را آغاز کنیم. سال ۱۳۶۱ به همراه شهید رضا رایکا وارد بسیج شدیم و پس از مدتی راهی جبهههای جنگ گشتیم. در عملیات والفجر ۳ حضور داشتم و مسئولیت سنگرسازی را بر عهده گرفته بودم. در جریان همین عملیات، دشمن اقدام به شلیک کاتیوشا کرد. شدت انفجار به حدی بود که مانند توپ به هوا پرتاب شدم. وقتی روی زمین افتادم، دیگر توان بلند شدن از جایم را نداشتم.