خاطرهای از شهید «موسی فلکنازی»
زن برادر شهید تعریف میکند: یک بار وقتی از جبهه برگشته بود، خاطرات جنگ و عملیاتهایی که شرکت کرده بود را برایمان تعریف کرد. میگفت؛ شب عملیات کربلای 5 بود، ساعت 12 شب بود که سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم، همینطور که میرفتیم ذکر خدا را میگفتیم و به حضرت فاطمه (س) و امام حسین (ع) متوسل میشدیم. به طرف خط حرکت کردیم، آتش دشمن خیلی زیاد بود.