خاطرات شفاهی جانبازان؛
جانباز سرافراز «طیب صحافی بندری» درباره حضور خود در جبهه چنین روایت میکند: در جبهه، کار من پشتیبانی بود و پل میساختم. وقتی ساخت پلهای شناور به پایان رسید، مرا به جزیره مجنون اعزام کردند. در عملیات والفجر ۸، هواپیماهای عراقی حمله کردند و از ناحیه دست مجروح شدم و ترکش خوردم. البته پیش از این عملیات هم مجروح شده بودم و در عملیات بدر، شیمیایی شدم. در جریان عملیاتها، بسیجیها روی مین میرفتند و خط را باز میکردند؛ هیچکس مانند بسیجیها حاضر به انجام چنین کاری نبود.