خاطرات شهید ابوالقاسم دهرویه

خاطرات شهید ابوالقاسم دهرویه
قسمت سوم خاطرات شهید «ابوالقاسم دهرویه»

آقا به من گفته شهید می‌شم

هم‌رزم شهید «ابوالقاسم دهرویه» نقل می‌کند: «از من پرسید: من زنده می‌مونم؟ گفتم: حتماً زنده می‌مونی. تا چند دقیقه دیگه بچه‌های امداد می‌رسن و تو رو می‌برن عقب. لبخندی روی لبش نشست. گفت: آقا به من گفته که شهید می‌شم.»
قسمت دوم خاطرات شهید «ابوالقاسم دهرویه»

«ابوالقاسم» سرباز امام زمان شد

خواهر شهید «ابوالقاسم دهرویه» نقل می‌کند: «دلم از رفتار او گرفته بود. گفتم: این چند روز رو بمون. بعد هم درست رو که تموم کردی می‌برنت سربازی دیگه. گفت: داوطلب رفتن کیف داره. می‌خوام خودم برم که سرباز امام زمان باشم.»
طراحی و تولید: ایران سامانه