خاطره خودنوشت شهید جمشید سلیمانی قسمت «۲۱»
شهید «جمشید سلیمانی» در دفتر خاطرات خود مینویسد: «یکی از بچههای ما گلوله به سرش خورد و خون از فرقش پایین میآمد و لبایش را رنگین کرده بود بچههای ژاندارمری که دوستانش بودن خیلی ناراحت گشتند و بر سرو سینه میزدند پس از چند ساعت گفتند که او شهید شده نامش اکبر بود روحش شاد و یادش گرامی باد خلاصه و به دیدار علی اکبر سید الشهداء شتافت...» قسمت بیست و یکم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.