همسر شهید «ایوب رحیم پور» برایمان روایت میکند: «یکی از دوستان پارچهای از روی ضریح مطهر حضرت رقیه (س) را برایمان آورد. همین که ایوب آن را دید بیاختیار به حیاط رفت. ناگهان صدای گریهاش بلند شد پس از آن به اتاقش رفت و به نماز ایستاد. صبح که بیدار شد با حالت بهت زده گفت: «خواب دیدم» و سپس شروع به تعریف کرد و گفت: «در خواب خود را در حج تمتع دیده بودم در میان انجام اعمال ناگهان دستی به سویم دراز شده و همراه شهدای منا من را با خود به سوی آسمان برد.»