جنگ ۱۲ روزه برای بسیاری از خانوادهها با لحظههایی از اضطراب، دعا و چشمانتظاری گذشت؛ خانوادههایی که هر بار با شنیدن صدای اعلان گوشی، امید داشتند خبری از عزیزشان دریافت کنند. خواهر شهید علی توری از روزهایی میگوید که درست در آستانه عید غدیر، در کنار آمادهسازی هزار عدد نان محلی برای مردم، ناگهان با خبر آغاز جنگ و اعزام برادرش روبهرو شدند؛ روزهایی که نگرانی از وضعیت علی، جای همه شادیها را گرفت. او از برادری میگوید که مسجد را فقط یک مکان نمیدانست، بلکه آن را سنگر خدمت، تربیت نوجوانان و فعالیتهای فرهنگی میدید.