خاطرات شهید عین الله حامدی

خاطرات شهید عین الله حامدی
قسمت نخست خاطرات شهید «عین‌الله حامدی»

عهدی که با شهادت به پایان رسید

دوست شهید «عین‌الله حامدی» نقل می‌کند: «از عین‌الله پرسیدم: چند وقت می‌خوای جبهه بمونی؟ سرش را تکان داد و گفت: من که نوشتم تا آخر عمر. امیدوارم همین‌طور بشه.»

سفارش مهم شهید درخصوص همسایه

همسر شهید «عین‌الله حامدی» می‌گوید: «گفت: خانم جان! اگه غذایی سر سفره می‌آری، مطمئن شو که همسایه‌ات گرسنه نباشه، حتی اگه شده یک نون رو هم با اون‌ها نصف کن.»
طراحی و تولید: ایران سامانه