دوست شهید «عینالله حامدی» نقل میکند: «از عینالله پرسیدم: چند وقت میخوای جبهه بمونی؟ سرش را تکان داد و گفت: من که نوشتم تا آخر عمر. امیدوارم همینطور بشه.»
همسر شهید «عینالله حامدی» میگوید: «گفت: خانم جان! اگه غذایی سر سفره میآری، مطمئن شو که همسایهات گرسنه نباشه، حتی اگه شده یک نون رو هم با اونها نصف کن.»