شهید «حسینعلی رضاییآهوانویی» در دستنوشتههایش مینویسد: «امیدوارم همواره به سوی تعالی، معرفت و اخلاقیات اسلامی پیش بروید و خود را در آب زلال چشمه اسلام شستوشو کنید.»
در وصیتنامه شهید حسن اسماعیل نویسی آمده است: پدر و مادر از شما میخواهم در نماز، تمام پاسداران اسلام را دعا كنيد، كه اسلام ما پيروز است و دشمن اسلام خدا كند هر چه زودتر نابود شوند.
همسر شهید «قنبر احمدی طیفکانی» میگوید: «شهید در جبهه هویزه همراه با شهید چمران بود. شهید همراه با برادرش رفتند نماز بخوانند، نماز دومشان بود که در نزدیکی شهید خمپاره میزنند و شهید در حالت نماز به شهادت میرسد...»
همسر شهید «سعدی زمانی» نقل میکند: «دیدم مثل مرغ سرکنده این طرف و آن طرف میرود. زد زیر گریه؛ مثل آدم مادر مرده. بریدهبریده گفت: میخوام برم جبهه، مسئولمون موافقت نمیکنه. فکر میکنم اشکال از منه که خدا نمیخواد. این همه بچهها میرن جبهه و برمیگردن، ولی قسمت ما نمیشه!»
شهید «سعدی زمانی» در وصیتنامهاش مینویسد: «مردم ایران! ما با خون این شهدا باید درخت اسلام را آبیاری کنیم و نگذاریم این ضد انقلاب خونخوار ضربهای به اسلام بزند.»
فرزند شهید «سعدی زمانی» نقل میکند: «نمازهایش خیلی طولانی میشد. پرسیدم: بابا! چقدر نماز میخونی؟ گفت: هر روز که وقت دارم به نیت بابابزرگ و مامانبزرگ دو رکعت نماز میخونم. اگه من هم مُردم، دو رکعت نماز برام بخون.»