نوید شاهد - صفحه 1707

آخرین اخبار:
نوید شاهد

گزارش تصویری|سی و یکمین دوره مسابقات "استانی" قرآن کریم برگزار شد

صبح دیروز سی و یکمین دوره مسابقات استانی قرآن کریم با حضور اسکندر یارنسب مدیرکل فرهنگی و تبلیغات بنیاد شهید و امور ایثارگران، مرتضوی مدیرکل و عسگریان معاون فرهنگی بنیاد شهید شهرستان های استان تهران با حضور خانواده های معظم شاهد و ایثارگر در حوزه علمیه بقیه الله العظم(عج) برگزار شد. گزارش تصویری نوید شاهد از این مراسم را در ادامه ببینید.

فرمانده لشگر فاطمیون شهید"محمدجعفر حسینی" فردا تشییع می شود

مراسم تشییع پیکر پاک و مطهر شهید مدافع حرم«محمدجعفر حسینی» از شهدای تیپ فاطمیون شهرستان ری فردا نه صبح از مسجد ارگ به سمت ستاد معراج شهدای تهران انجام می‌شود.

برگزاری سی و دومین سالگرد عملیات "کربلای پنج" در شهر ری

سی دومین سالگرد عملیات کربلای پنج فردا(پنجشنبه) رأس ساعت نه و سی دقیقه در سپاه حضرت سیدالشهدا(ع)شهر ری برگزار می شود.

نگاهی به زندگینامه و وصیت نامه شهید حمید قشونی

شهید حمید قشونی تحصیلات خود را تا سوم راهنمایی ادامه داد. او از همان کودکی فردی پرجنب و جوش و فعال بودو در امور کشاورزی در تابستانهای گرم جنوب در کنار پدر در مزارع کشاورزی کار می کرد.

شعری از شهيد شيميايي سيد مصطفي موسوي

مستيم و مستي ما از جام عشق باشد/ زين نام اگر بر آريم از نام عشق باشد/ روزي كه كشته گردم در آستانة او

شهر خون

اسفند گذشته از نيمه شبي باراني است/ باد در كوچه شب طعمه سرگرداني است/ باز آغاز عزل متنوي‌ام ديگر است

شبيه من تركيدند، بغض تاولهات......

به روي تخت، مچاله شده است، پيكر تو/ كه درد ميكند از زخم هاي بستر تو/ دوشنبه، روز ملاقات، باز آمده است

ثبت و ضبط خاطرات شهدا، تنها راه انتقال فرهنگ ایثار و شهادت است

سردار جهانبخش کرمی با اشاره به اینکه شهدا به ما درس آزادگی دادند، گفت: ثبت و ضبط خاطرات شهدا، تنها راه انتقال فرهنگ ایثار و شهادت است.

شبيه شمع،كه در سوگ و جشن مي سوزد...

فقط سكوت،نه!فرياد بي صدايي تو/ سكوت آينه اي !روشني!رسايي تو!/ شبيه شمع،كه در سوگ و جشن مي سوزد

قلب هاي پاييزي

«سينه» چو برگِ بادِ خزان‌خورده ـ مرتعش/ از شاخة طراوتش افتاد و بعد؛ «خِش»/ اينك صداي خُرد شدن ـ زير پاي درد

او می دانست در اولین جنگ به شهادت می رسد!

پدر شهید «حسین غلام‌کبیری» می‌گوید: «حسین می‌گفت که من در اولین جنگ شهید می‌شوم. گاهی از اوقات در خیابان راه می‌رفت و «حسین حسین» می‌گفت و بر سینه می‌زد و می‌گفت «من حسینم و عشقم نیز حسین است».

سوختي!پيشتر از انكه به پايان، برسي...

سوختي!پيشتر از انكه به پايان، برسي/ نه به پايان، كه به خورشيد درخشان، برسي/ پرسش سوختنت، ذهن جهان را، آشفت

سنگر نشين شب‌هاي بي‌ستاره و ماه...

روشن‌ترين نگاه تو را/ قاب كرده‌ام و/ بربلندترين ديوار، به تماشا گذاشته‌ام/ سنگر نشين شب‌هاي بي‌ستاره و ماه
طراحی و تولید: ایران سامانه