شهید «مسلم قلیزاده» در نامهای چنین مینگارد: «هميشه عاشق دنبال معشوق است يعني ماكه عاشق خدا هستيم و راه خدا را ادامه ميدهيم و تا آخرين نفس هم ادامه خواهيم داد.
با شروع جنگ تحمیلی شهيد" صفر ميرابي توپوزآباد" براي مقابله با دشمن بعثی در بسيج نقده ثبت نام كرد و به عنوان بسيجي دلاور عازم جبهه های حق علیه باطل شد.سرانجام پس از مدتها مبارزه و پايمردي با ياد امامش دل به معراج عشق سپرد و پرواز به سوي آرامش ابدي را آغاز كرد.
عزیز یزدی برادر شهید "محرمعلی یزدی" روایت می کند: برادر بزرگترم به منزل آمد و گفت: محرمعلی مجروح شده و فردا باید بریم بیمارستان ملاقاتش! با شنیدن این حرف دلم آشوب شد. دوست داشتم ساعت ها هر چه سریع تر بگذرد و صبح شود که داداش را ببینم.
شهید «حسن شاهسون» در وصیت نامه خود آورده است: برادران و خواهران، اگر در راه مکتب و هدفم این جسم گناهکارم در آتش بسوزد یا استخوانهایم در زیر چرخش زنجیر تانکها خرد شود افتخار می کنم چرا که شهید زنده و جاوید است.
شهید «احمد نوری» در وصیتنامه خود خطاب به مادرش چنین می نگارد: «اين را افتخار كني كه پسري مانند ابراهيم (ع) به خداوند عطا كني ولي خداوند قرباني ابراهيم را چون گوسفندي قبول نموده، ولي قرباني تو را شايد قبول كند.»
بعد از بمباران منطقه از شهید "غلامحسین" می خواهند برای شناسایی شهدا برود. به محض خروجش از کانتینر مجددا بمباران شروع شد. این بار یک شهید برجای ماند. در مرحله اول نتوانستند آن شهید را شناسایی کنند. از عکسی که روی مدارک در جیبش بود، متوجه شدند که او شهید "آشنا"ست.
پدر شهید "غلامحسین آشنا" قبل از مطلع شدن از شهادت فرزندشان، سه خواب دیدند که بعد از باخبر شدن از به شهادت رسیدن فرزندشان، به معنای حقیقی آن ها پی بردند. این رویاهای صادقه به نقل از این پدر گرامی به قرار زیر است.
صبح روز قبل از اربعین تازه از صبحگاه آمده بودیم که از بلند گوی مقر یک تعداد اسم خوانده شد و تأکید داشتند که برادرها وسایلشون را جمع کنند و آماده برای مأموریت جدید باشند. این خبر و رفتن بچهها که تعدادشون به ۳۰ نفر می رسید برنامه اربعین را به هم میزد.
مادر شهید «ستار فرید» در گفتوگو با نوید شاهد البرز میگوید: پسرم در روزهای نزدیک به شهادتش به من گفته بود که سختیهایت تمام شده و اول خوشیات است، هر چه در گذشته بوده، تمام شدهاست.» اما چند روز بعد رویای شیرین روزهای خوش با ستار به پایان رسید و این پایان خوشی مادری بود که پسرش لباس سبز نیروی انتظامی را به تن کرده بود.
عملیات «مسلمبنعقیل» نخستین ماموریت لشکر۱۰سید الشهدا بعد از تاسیس بود که در نهم مهرماه سال در جبهه سومار 1361 آغاز شد و رمز رزمندگان ما با ندای «يا ابا الفضل العباس (ع)» به دل سپاه دشمن زدند و بخشی از خاک ایران را پس گرفتند. نوید شاهد البرز به مناسبت سالگرد این عملیات غرور آفرین ویژهنامه «عملیات مسلمبنعقیل» را منتشر میکند.
مدیریت هنری و سینمایی و محتوایی مرکز فرهنگی و موزه دفاع مقدس مازندران اقدام به انتشار فراخوان طراحی المان یادمانی با محوریت سردار شهید «جعفر شیرسوار» (خورشید هفتتپه) کرده است.
شهید "سید خالد شريف پور" در جريان انقلاب فعاليت هاي سياسي و مبارزاتي را بر درس مدرسه ترجيح داد، وارد دانشگاه انقلاب شد. به عنوان بسيجي در سپاه سردشت شروع به فعاليت کرد و معتقد بود كه بسيج مدرسه عشق است. زندگی این شهید گرانقدر را در نوید شاهد بخوانید.
شهید "عبدالله علی پور اقدم" پس از اعزام به جبهه روحیه بیشتری گرفت و همیشه به دوستان و آشنایان می گفت : دفاع از اسلام و حضور در جبهه ها یکی از واجبات شرعی است که هر کس می تواند به توان خودش در این امر خیر شرکت کند.
شهید «کامران گنجی» که از شهدای زرتشتی دوران دفاع مقدس است در نامهای خطاب به خانواده چنین نوشته است: از اینکه عراقیها به خاک کشورم تجاوز کردند، ناراحت هستم و تا پای جان میجنگم تا اینها را بیرون کنم.