مصاحبه با خانواده شهدا - صفحه 3

آخرین اخبار:
مصاحبه با خانواده شهدا
گفتگوی خودمانی نوید شاهد سمنان با خانواده معظم شهید علی حسین ولی خانی

دست مادر فرزند را شفا داد

برادرم حالش به قدری بد بوده، که داشته ازبین میرفته . به همین خاطر جزء اولین گروه اسرایی بود که آزاد شدبرادرم وقتی از اسارت برگشت ناراحتی اعصاب گرفته بود . حالش به اندازه ای بد بوده که گفتند ، این که داره میمیره تحویلش بدیم تا یه فرد زنده ی عراقی رو تحویل بگیریم. وقتی رفتیم دیدن ایشون، پسرش هم که راه افتاده بود و بردیم . ایشون پسرش و نمیشناخت وخیلی از نظر روانی بهم ریخته بود ... وقتی اومد دست مادرم رو گرفت ، انگار کم کم همه رو یادش اومد و احساس آرامش پیدا کرد .
گفتگوی خودمانی نوید شاهد سمنان با مادر گرامی شهید محمدرضا عبداللهی

فرزندم را نذر امام رضا (ع) کردیم...

تو خانواده ی شوهرم پسرها زنده نمی موندند، به همین خاطر محمدرضا رو نذرامام رضا(ع) کردیم . موهاش هم نذر امام رضا(ع) بود وبرابرش اسکناس می دادیم
گفتگوی صمیمانه با مادر شهیدان محمدرضا و حمید متحدی

شهیدی که برای سرش جایزه تعیین کردند...

یک کومله رو گرفته بودش و اسیر کرده بود و عکس گرفته بودند . بشیر باقری گفته بود که برای سر حمید جایزه گذاشته بودند .

گپ خودمانی نوید شاهد سمنان با خانواده معظم شهید حسینعلی ملکی فر / خواب دیدم که شهید شدم

چون تولد حضرت عباس بود من روزه گرفته بودم . اون روز توی مسجد افطار کردم . از مسجد که اومدم خونه حالم عوض شد و نشسته خوابم برد . دیدم تو صحرا هستم و یه اسب سفید وجوان رو دیدم که یه علم هم دستش هست . یه پنجه هم روی علمش بود ومن رفتم جلو
گفتم، خدایا امشب بچه ام به خوابم بیاد که دیگه گریه نکنم و آرام بشم

گپ خودمانی نوید شاهد سمنان با خانواده معظم شهید حسین مویدی

دیدم یه دشتی همه برف باریده وکوه ها پر ازبرف هست . یه دربزرگی بود تا دروباز کردم دیدم بچه ام ازدورداره میاد ومن بغلش کردم ، گفتم بیا مامان برات برنج آوردم . تو که ساکت هم نیاوردی ووسیله نداری .گفت ، همه چی دارم . اون شب من برای مراسمش خیلی غذا پخته بودم . چهار تا قابلمه شام هم برای همسایه هایی که نبودند کنار گذاشته بودم .میگفت ، امشب خیلی غذا خوردم . تو نگران نباش بیا میوه بهشتی بخور . من دارم خدمت میکنم وبعد ازخدمت هم برمیگردم
گفت و گو با «شهرام کر»؛

جایش در خانه و شهرمان خالی است

«شهرام کر » همسر شهیده مرجان نازقلیچی است. بانویی که در فاجعه منا (1394) به شهادت رسید و یکی از کسانی بود که در همانجا (مکه) خاکسپاری شد.
گفتگو با برادر شهیدان اقبال‌پور که در آزادسازی خرمشهر به شهادت رسیدند

جانباز رحیم اقبال‌پور: بنیاد شهید خانه دوم ایثارگران است/ وقتی مادر چهره برادر شهیدم را بوسید

برادر شهیدان اقبال‌پور که در جریان آزادسازی خرمشهر به شهادت رسیده‌اند، می‌گوید: «بنیاد شهید خانه‌ی دوم ماست و دوست داریم مسئولان بنیاد شهید کمکمان کنند. ما از هیچ کس دیگری هیچ چیزی نمی خواهیم.»
دیدار جامعه قرآنی با خانواده شهید «مجید محمودی برمسی»

تلاوت قرآن و مطالعه کتب دو شهید برای کسب جواز شهادت

جامعه قرآنی همراه با خانواده‌های معظم شهدا و هیئتی قرآنی به دیدار خانواده شهید «مجید محمودی برمسی» رفتند.
طراحی و تولید: ایران سامانه