«خدمتگزار مدرسه در قصرشیرین، با خودش گفت من نمیگذارم بچهها یخ بزنند باید کاری کنم. سریع به جان نیمکتها افتاد و همه را با تمام قدرت خورد کرد و آنها را آتش زد و با این کار به کلاسها گرما داد، پس از چند لحظه بچهها با گرما جان گرفتند و روی همان آتشی برایشان چای آماده کرد و به آنها داد و بدین وسیله آنها را از سرما نجات بخشید ...» ادامه این خاطره از رزمنده «علیاصغر فلاححسینی» را در پایگاه اطلاعرسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.