نویدشاهد - صفحه 130

نویدشاهد

زندگی نامه شهيد اكبر آقابابايي

شهيد اكبر آقا بابايي، فرزند حسين علي، در روز چهارم فروردين ماه1340 در شهر اصفهان به دنيا آمد.

زندگی نامه شهيد آرزو خاني

شهيد دانش آموز آرزو خاني، فرزند «حسن» در روز اول مهر ماه سال 1352 در شهرستان «سردشت» واقع دراستان آذربايجان غربي چشم به جهان گشود.

زندگی نامه شهيد احمد هجرتي

احمد هجرتی در روز سي و يكم ارديبهشت ماه 1334 در شهرستان اردبيل به دنيا آمد.پدرش «محمد قلي هجرتي» و مادرش «خانم باجي صادقي» نام داشتند.

زندگی نامه شهيد مظلوم شیمیایی احمد بابكان

شهيد احمد بابكان، فرزند عبدالوهاب در روز دوم فروردين ماه سال 1338 در روستاي «گترده» از توابع طالقان در شهرستان ساوجبلاغ در خانواده‌اي مستضعف و مذهبي ديده به جهان گشود.

شهيد ابوالقاسم گل رو که بود؟

فرمانده شهيد حاج ابوالقاسم گل رو، در روز ششم اسفند ماه سال 1341 در خانواده‌اي مذهبي و متوسط در تهران به دنيا آمد.

زندگی نامه شهيد ابوالقاسم بوريايي

شهيد ابوالقاسم بوريايي در روز10آبان ماه سال 1350در شهر«تهران» ديده به جهان گشود. پدر اين شهيد «حسين» و مادرش «نرگس طفله» نام داشتند.

زندگی نامه شهيد ابوالفضل ميرزاييان

شهيد ابوالفضل ميرزاييان در سال 1342 در شهر«نيشابور» استان خراسان رضوي ديده به جهان گشود. پدر اين شهيد «علي اصغر» و مادرش «معصومه محمديان» نام داشتند.

زندگي‌نامه شهيد ابراهيم سنجابي

سرهنگ شهيد ابراهيم سنجابي، فرزند علي مراد، در روز يازدهم فروردين ماه 1328 در شهرستان قصر شيرين از توابع استان كرمانشاه به دنيا آمد. پس از طي دوران طفوليت در سن هفت سالگي به مدرسه «فيض» رفت. در شهريور ماه سال 1346 در رشته رياضي ديپلم متوسطه گرفت.

زندگی نامه شهید علی اکبر حسین پور برزشی

على ‏اكبر حسين ‏پور برزشى - فرزند حسين - در دوّم خرداد ماه سال 1335 در شهرستان مشهد متولّد شد. مادرش مى ‏گويد: «قبل از تولّدش خواب ديدم كه سيّدى به نزد من آمدند و گفتند: فرزندت پسر است، سرش علامتى دارد، شخص بزرگى مى‏ شود، نامش را على ‏اكبر بگذاريد. ما آن موقع نمى ‏دانستيم كه شهيد يعنى چه؟ از شهيد چه كسى بزرگ ‏تر مى ‏تواند باشد؟»

زندگی نامه شهید محمد اسماعیل زاده بهابادی

محمّد اسماعيل‏ زاده - فرزند على - در اوّل شهريور ماه سال 1339 در روستاى بهاباد از توابع شهرستان گناباد به دنيا آمد.

به شاعران سوختگان وصال

شعرتان،حاصل بي تابي و بيداري بود/ در رگ شعر شما، خون سحر، جاري بود/ مي شنيديم، ولي شعر پر از كشف شما/ آنچنان روشن و شفاف،كه"ديداري" بود

به جاي سرفه، از حلقش، گل و لبخند مي‌باريد....

جواد، آهسته سر برداشت از بالين/ شروع قصه‌اي شيرين/ صداي سرفه‌هاي سهمگينش را، نمي‌شد ديد

تو خيمه گاه سوخته ي قلب زينبي...

بر سفره ي تو،هر چه كه ماتم مي آورند/ در هفت خوان صابري ات،كم مي آورند/ دل داده اي به منطق نازكترين خيال

باز هم عشق

نشسته در برابر،باز هم،عشق/ شكوهي نامصور،باز هم،عشق/ دلي سرشار هستي،خوانده ي مرگ/ چه از اين سهمگين تر؟باز هم عشق

باز ميل سوختن داري...

در سكوتت كرده اي پنهان،باز،با لبخند،حالت را/ من كه مي دانم دلت تنگ است،اين قفس بسته است بالت را/ شهر را امروز از چشمت،آفتاب تازه مي بخشي

باز تنها شده ام با يادت...

به برادر شهيدم،سعيد دانشي اصل/ امشب از خويش،كمي دور ترم/ بكن از حال خرابم،خبرم/ باز تنها شدهام با يادت

باران ، باران ، باران

چشم بستم و /خدا را شاهد گرفتم/ كاش يد بيضاء و عصاي معجزه/ فرعون زمانه را

با شعله اي در جان...

پايان ندارد عشق،تا گرم آغازيد/ هر لحظه خورشيديد،هر لحظه آوازيد /با شعله اي در جان،چون شمع در هستي/ آرام مي سوزيد،آهسته مي سازيد
گفتگوی نوید شاهد با همسر شهید مدافع حرم

روحیه شهادت طلبی داشت

همسر شهید مدافع حرم "فیروز حمیدی زاده " در گفتگو با نوید شاهد می گوید: از همان اول روحیه ای شهادت طلبی و فداکاری داشت . همیشه می گفت : آرزوی شهادت در دلم مانده است .

اين زخم‌ها، كه سرد و كبودند...

پاداش دست‌هايِ تو، بودند/ اين زخم‌ها، كه سرد و كبودند /گفتي كه دست‌هايِ نجيبت/ عمري، رفيق پنجره بودند
طراحی و تولید: ایران سامانه