«وقتی فصل کشاورزی تمام میشد و به اصطلاح خرمن گندم را جمع می کرد، مقداری از محصول را کنار می گذاشت و میگفت این زکات امسال است، بعد برای ادای زکات به قم سفر میکرد و از اینکه به چه کسی و به کجا تحویل میداد ما بی اطلاع بودیم. با شهر قم در ارتباط بود و بویژه در سال 1357 این ارتباط بیشتر شده بود ... » آنچه خواندید گوشهای از خاطرات فرزند شهید قنبری است که نوید شاهد شما را به خواندن متن کامل این خاطره دعوت میکند.