«چینی دم بادامی» مادر شهید «بهمن عظیمی» با یاد فرزند مؤمن و با ادبش میگوید: پسرم همیشه اهل کمک، احترام و ایمان بود. هرچند داغ او برایم سنگین است، اما آرامشم در این است که در راه خدا و امام حسین (ع) به شهادت رسید.
پایگاه اطلاع رسانی نوید شاهد آذربایجان شرقی خاطرات شفاهی پدر شهید والامقام ایوب ضربی برای علاقهمندان منتشر کرد. وی در این گفتگو بیان کرد: «ایوب همیشه میگفت من مهمان خدا روی زمینم»
مادر شهید ابراهیم فیضی میگوید: «زمانی که خبر شهادت فرزندم را شنیدم، فقط دنبال این بودم که او را یکبار دیگر ببینم. به من گفتند میتوانی پسرت را در باغ رضوان ببینی.»
پدر شهید «علیرضا کریمی» نقل میکند: «همان شب که به شهادت رسید، حال عجیبی به من دست داد و احساس کردم فرزندم شهید شده است.» نوید شاهد سمنان شما را به دیدن این گفتگو جلب میکند.
پدر و مادر شهید «محمد لقمانی» میگویند: «بچه مهربان و خوبی بود، همیشه برادر و دوستانش را نصیحت میکرد، افسوس روزهای جنگ را میخورد، میگفت کاش در روزهای جنگ بودم و در جبهه شرکت میکردم.»
پدر شهید «محمد بازماندگانقشمی» میگوید: «بچه خوب، مهربان و خوش اخلاقی بود. خودم کاغذ اعزامش را امضا کردم. روزها به مدرسه میرفت، شبها هم تو روستا تبلیغ میکرد و تو جزیره اعلامیه توزیع میکردند.»
همسر شهید «عشقعلی رضازاده» اینگونه می گوید: « من هیچوقت با جبهه رفتن همسرم مخالفتی نداشتم. جوانان آن دوران احساس مسئولیت می کردند حتی شهید می گفت: باید به جنگ برویم تا ناموس و خاک کشورمان از دست دشمنان در امان بماند.» در ادامه فیلمی از گفتگو باهمسر این شهید گرانقدر را می بینید.