شهدای شهرستان ملایر - صفحه 7

آخرین اخبار:
شهدای شهرستان ملایر
خاطرات شفاهی والدین شهدا؛

دستش را در دست خدا قرار داد

پدر شهید ساریخانی گفت: پسرم در راه اسلام و ناموس و خاک، دست در دست خدا گذاشت.
خاطرات شفاهی والدین شهدا؛

پیکرش را از روی دست سوخته اش شناختم/ برات شهادت را از شاهچراغ گرفت

پدر شهید اسماعیلی گفت: در جست و جوی پیکرش مدت‌ها گشتم تا اخر از سوختگی روی دستش فهمیدم که این پسرم است.
خاطرات شفاهی والدین شهدا؛

مکبر نماز جمعه بود

پدر شهید خوشکار گفت: از کودکی به نماز و مسائل مذهبی عقیده داشت و حتی مکبر نماز جمعه شهرستان محل سکونتمان بود.
خاطرات شفاهی والدین شهدا؛

هرگز در فراغش چشمانم‌ تَر نشد

مادر شهید عسگری گفت: ما را به حضرت زینب (س) قسم داده بود که در فراغش اشک نریزیم، به قسمش پایبند بودم و هرگز قطره‌ای اشک نریختم.
خاطرات شفاهی والدین شهدا؛

با دست‌های خودم کفن به تنش کردم

پدر شهید زارع زاده گفت: در روز شهادت فرزندم بخاطر بمباران شهر کسی نبود که در غسل و کفن کمک کند، از این رو خودم پسرم را شستم و کفن پیچ در خانه ابدیش قرار دادم.
خاطرات شفاهی والدین شهدا؛

همیشه تاکیدش بر احترام به والدین بود

پدر شهید کولیوند گفت: عباس علاقه و محبت زیادی به والدینش داشت و همواره به احترام به والدین تاکید می‌کرد.
خاطرات شفاهی والدین؛

حسرت حضور در جبهه را داشت

مادر شهید ابراهیم فرتاج گفت: همیشه حسرت حضور در جبهه‌ها را داشت و به حال شهدا غبطه می‌خورد.
خاطرات شفاهی والدین؛

کومله‌ها شهیدش کردند

مادر شهید شفیع گفت: دو ماه مانده بود که سربازی‌اش تمام شود که توسط کومله دمکرات به شهادت رسید.

مادر شهید «احمد جوکار» آسمانی شد

حاجیه خانم طاهره خالقی مادر روحانی شهید «احمد جوکار» به فرزند شهیدش پیوست.
خاطرات شفاهی والدین؛

یحیی، ذبیح الله شد

مادر شهید صادقی گفت: خیلی دوست داشتم یکی از فرزندانم روحانی شود که قرعه فال به نام یحیی افتاد، ولی هرگز در لباس روحانیت ندیدمش، چون به شهادت رسید.
خاطرات شفاهی والدین؛

نوحه خوان دستگاه اباعبدالله بود

مادر شهید کهندل گفت: در ماه‌های محرم و صفر در مسجد روستا و در جبهه به مداحی می‌پرداخت.
خاطرات شفاهی والدین؛

همچنان منتظرش هستیم

مادر شهید امینی گفت: ۱۴ روز از عید گذشته بود که گفتن در مریوان درگیری‌ها بالا گرفته است بعد از آن لباس هایش را برایم آوردند و گفتند خودش مفقود است.
خاطرات شفاهی والدین شهدا؛

خانوادگی در راه دفاع از کشور

مادر شهید محمود صابری گفت: برادرانش هرکدام در گوشه‌ای از جبهه مشغول حراست و دفاع از وطن بودند و خودم نیز در پشت جبهه نان می‌پختم و روانه جبهه‌ها می‌کردم.

آلبوم تصاویر روحانی شهید «احمد جوکار»

بسیجی وار در جبهه‌ها حضور یافت و با لباس ملقب به پیامبر (ص) در خون خود غلتید.
خاطرات شفاهی والدین؛

خودش به مسیری که رفته بود ایمان داشت

مادر شهید میرزابیگی ستاری گفت: پس از رفتنش سه روز بیمار شدم، ولی به همیشه نبودنش و نیامدنش عادت کردم چراکه خودش به مسیری که رفته بود ایمان داشت.
خاطرات برادر شهید مریوند؛

پیکر سوخته برادرم را از پوتینش شناختم

پس از مدت‌ها تفحص، پیکر سوخته اش را در کنار همرزمانش یافتیم که در داخل پوتین با ماژیک قرمز نوشته بود، مریوند.
همزمان با سالروز ورود آزادگان؛

مسئولان ملایر میهمان آزادگان می‌شوند

رئیس بنیاد شهید ملایر از برگزاری ۱۰ عنوان برنامه در سالروز ورود آزادگان در این شهرستان خبر داد.
خاطرات شفاهی والدین؛

تعبیر خوابم را در عملیات مرصاد دیدم

پدر شهید محمدرضا یوسفی گفت: پس از اعزامش به جبهه شبی خواب دیدم که آشفته و مجروح است و تعبیر خوابم را در عملیات مرصاد دیدم.
خاطرات شفاهی والدین؛

می خواست تا روزهای آخر جنگ در جبهه بماند

پدر شهید سرب مهری گفت: همیشه می گفت تا زمانی که جنگ تمام نشده بازنمی گردم که همینطور هم شد و در سال پایانی جنگ به شهادت رسید.
خاطرات شفاهی والدین؛

علاقه اش به اهل بیت از حساب به دور بود

پدر شهید مدافع حرم حیدر ابراهیم خانی گفت: علاقه اش به اهل بیت از حساب به دور بود به طوری که هفت روز مانده به سال نو از زندگی دست شست و برای دفاع از حرم عقیله بنی هاشم عازم سوریه شد.
طراحی و تولید: ایران سامانه