معرفی کتاب «نامهرسان»؛ روایت خاطرات «محمود منصوری» از روزهای اسارت و مقاومت در اردوگاههای بعثی
به گزارش نوید شاهد ایلام؛ کتاب «نامهرسان؛ خاطرات آزاده «محمود منصوری» با خاطرهنگاری ساسان ناطق، روایتی مستند از زندگی، اسارت و مقاومت یکی از آزادگان دوران دفاع مقدس است؛ پستچی ایلامی که در جریان جنگ تحمیلی به اسارت نیروهای بعثی درآمد و روزهای دشواری را در زندانهای عراق پشت سر گذاشت.

خاطرات رزمندگان و آزادگان، از نزدیکترین روایتها از واقعیتهای جنگ به شمار میروند؛ روایتهایی که از دل تجربههای زیسته بیرون آمدهاند و ابعاد انسانی جنگ، دشواریهای اسارت و جلوههای پایداری را به تصویر میکشند.
کتاب «نامهرسان» نیز در همین چارچوب، مخاطب را با بخشهایی از تاریخ معاصر ایران از دریچه خاطرات یک آزاده ایلامی آشنا میکند.
روایت این کتاب در دو بخش کلی قابل بررسی است؛ بخش نخست به خاطرات محمود منصوری از دوران پیش از آغاز جنگ تحمیلی و رویدادهای شهر ایلام اختصاص دارد و بخش دوم، ماجرای اسارت او در جریان عملیات والفجر ۱۰ در سال ۱۳۶۶ و تجربههای تلخ زندان، شکنجه و روزهای طاقتفرسای اسارت در عراق را روایت میکند. محمود منصوری که پیش از پیروزی انقلاب اسلامی چند سالی در عراق زندگی کرده بود، به زبان عربی تسلط داشت.
او پس از بازگشت به ایران، در اداره پست شهر ایلام مشغول به کار شد و در جریان جنگ تحمیلی، مسیر زندگیاش با جبهه و اسارت گره خورد. وی از آزادگان و جانبازان ۵۵ درصد دوران دفاع مقدس است.
این کتاب، خاطرات منصوری از دوران کودکی و نوجوانی، سالهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی، فعالیتهای پیش از جنگ، دوران خدمت سربازی، ازدواج و حضور در جبهههای نبرد را در بر میگیرد و با روایت تجربه اسارت، تصویری از رنجها، نگرانیها و تلاش او برای زنده ماندن در شرایط دشوار اردوگاههای بعثی ارائه میدهد.
یکی از ویژگیهای برجسته «نامهرسان»، روایت جزئیات ملموس و انسانی از روزهای اسارت است؛ جزئیاتی که نشان میدهد در دل گرسنگی، ضعف جسمانی، زخم و تنهایی، خاطره عزیزان و امید به زنده ماندن چگونه میتواند به نیرویی برای ادامه مسیر تبدیل شود.
بخشی از کتاب «نامهرسان»:
«صدای عراقیها به گوشم خورد. دور نبودند. حرفهای گنگ و نامفهوم شان در غرش آسمان گم شد و باران بارید. قمقمه و درش را زیر چکههای آب گذاشتم. پلکهایم هنوز سنگین بود. یک بار دیگر تسلیم خواب شدم. خواب دیدم غروب شده، داخل چادر نشستهایم و عبدالله چَمر میخواند و کریم که شهردار چادر است، برایمان چای میریزد. کریم بسیجی و پسر دخترعمویم بود. او را خواهرزاده صدا میزدم.
کریم لیوان پلاستیکی چای را به طرفم گرفت. از روی لیوان بخاری خوشعطر بلند شده بود. تا دست دراز کردم سمت لیوان، از خواب پریدم. تاب و توانی برایم نمانده بود. سرم گیج رفت و جلو چشمانم تیره و تار شد. ضعف شدیدی داشتم و هر آن احتمال میدادم تمام کنم. آسمان از غرش افتاده و باران بند آمده بود. دست بردم سمت آب در قمقمه. مفصلهایم به قرچقرچ افتاد. با آب درون در قمقمه لبهایم را خیس کردم.
تاریکی تا مقابل دیدگانم پایین آمده بود؛ حتی سقف صخره را هم نمیدیدم. زخمم زقزق میکرد اما دردی نداشتم. با خودم گفتم: نکنه دارم میمیرم؟!
ترسیدم همانجا بمیرم و کسی پیدایم نکند. توی دلم گفتم: باید علامتی، نشانی از خودم جا بذارم.» ...
این کتاب خاطرات اسیر آزادشده ایرانی محمود منصوری است که توسط ساسان ناطق نوشته شده است و انتشارات سوره مهر در سال ۱۳۹۶ و در ۳۴۳ صفحه آن را به چاپ رسانده است.
مطالعه این کتاب فرصتی برای آشنایی با بخشی از ناگفتههای دوران دفاع مقدس و تجربههای دشوار آزادگان ایرانی است؛ روایتی از انسانی که خاطراتش، در کنار ثبت گوشههایی از تاریخ جنگ، جلوههایی از رنج، امید و پایداری را به نسل امروز منتقل میکند.
انتهای پیام/