جای خالیشان پر نمیشود، اما حضورشان جاریست
به گزارش نوید شاهد گیلان؛ وقتی از «شهید» حرف میزنیم، ناخودآگاه بغض، همسفرِ کلماتمان میشود. اما این بغض، از جنسِ فراقِ مطلق نیست؛ گویی خودِ شهدا میخواهند که یادشان چراغِ راهِ دلهای ما باشد. رهبر انقلاب، چه زیبا این حضورِ ابدی را تصویر کردهاند: «خاصیتِ کشته شدن در راهِ خدا این است که انسانی جان خود را صرف میکند برای یک هدف و مقصدِ الهی و خدای متعال هم در پاسخ به این ایثار و گذشتِ بزرگ، حضورِ او را در ملّتِ او تداوم میبخشد و یاد، فکر و آرمانِ او زنده میماند.» (۱۳۶۸/۰۵/۲۵).

این یعنی شهدا نرفتهاند؛ آنها در قلبهای ما تکثیر شدهاند. هر کجا که از پاکی، شجاعت و ایثار سخن میگوییم، آنها حضور دارند. اصلاً مگر میشود کسی جانِ شیرینش را فدای عشق کند و خدا او را از یادها ببرد؟
ما در این هیاهوی روزگار، گاهی خسته میشویم، گاهی گم میشویم؛ و در همین لحظات است که به یک پناهگاهِ معنوی نیاز داریم. شاید برای همین است که تأکید میشود: «من عقیدهی راسخ دارم بر اینکه یکی از نیازهای اساسیِ کشور، زنده نگه داشتنِ نامِ شهدا است.» (۱۳۹۳/۱۱/۲۷). ما به یادِ آنها نیاز داریم، نه برای آنکه آنها محتاجِ یادِ ما باشند، بلکه برای آنکه خودمان با یادِ آنها، روحمان را جلا دهیم و دوباره «به یاد بیاوریم» که برای چه چیزی زندگی میکنیم.
شهیدان، «تاجرانِ عاشق» بودند. همانهایی که با جانِ خود، معاملهای کردند که هیچکس دیگر جرأتِ آن را نداشت. رهبر انقلاب در کلامی تکاندهنده میفرمایند: «شهادت، مرگِ تاجرانه و مرگِ آدمهای زرنگ است.» (۱۳۸۴/۰۲/۱۲). چه تعبیرِ عمیقی؛ چه زرنگیای بالاتر از این که آدم، جانِ فانیاش را بدهد و در عوض، ابدیت و نامی نیک برای همیشه برای خود بخرد؟
اگر امروز در آرامشِ کنارِ خانوادههایمان نفس میکشیم، اگر دلخوشیم به گرمایِ این خانه، باید بدانیم که پشتِ این آرامش، کوهی از عشق و فداکاری بوده است. «اگر این شهادتها نبود، اگر این فداکاریها نبود، این نظام باقی نمیماند؛ این نهالِ نظام، مورد تهاجمِ طوفانهای سخت بود.» (۱۳۹۵/۰۹/۱۵). شهدا، سدِ این طوفانها شدند تا گلهای زندگیِ ما در امان بمانند.
بیایید امروز، به احترامِ این همه عشق، نه فقط با کلمات، که با قلبهایمان به آنها سلامی دوباره کنیم. یادشان در دلهای ما، زندهتر از همیشه جاری است.