آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۳۲۰۰۴
۰۹:۲۰

۱۴۰۵/۰۷/۰۸

قدرت دنیا مالی؛ جوانی که شهادت را از خدا خواست

شهید «قدرت دنیا مالی» از همان سال‌های نوجوانی با نماز و قرآن مأنوس بود و در جوانی، دل در گرو خدمت و دفاع از میهن گذاشت؛ جوانی که بنا بر روایت مادرش، آرزویی جز شهادت نداشت و در نامه‌هایش از خدا می‌خواست نه اسیر شود و نه مجروح بماند، بلکه پیکرش در راه دفاع از وطن به آغوش خانواده بازگردد.


به گزارش نوید شاهد گیلان؛ شهید «قدرت دنیا مالی» در تاریخ ۱۲ مرداد ۱۳۴۵ دیده به جهان گشود و به عنوان فرزند آخر خانواده، دوران کودکی و نوجوانی خود را در کنار خانواده سپری کرد. دوره ابتدایی را در مدرسه چهارم آبان سابق و دوره راهنمایی را در مدرسه نبوت، در محدوده موج‌شکن، گذراند.

مادر شهید از نخستین روزهای مدرسه رفتن قدرت به عنوان خاطره‌ای شیرین یاد می‌کند و می‌گوید: «کلاس اول که رفت، فقط روز اول او را به مدرسه بردم و از روز دوم خودش می‌رفت. خیلی خوشحال بود که می‌توانست به مدرسه برود.»

انس با نماز و قرآن از دیگر ویژگی‌های دوران نوجوانی و جوانی شهید بود. به گفته مادرش، برادر بزرگ‌تر خانواده نماز خواندن را به قدرت آموخت و برادر دوم نیز قرآن خواندن را به او یاد داد. این علاقه با گذشت زمان بیشتر شد تا جایی که مادرش متوجه شد او نماز را در اتاقی دربسته و با صدای بلند اقامه می‌کند و پس از نماز نیز به تلاوت قرآن می‌پردازد.

قدرت دنیا مالی؛ جوانی که شهادت را از خدا خواست

مادر شهید همچنین از علاقه او به سوره «یس» یاد می‌کند و می‌گوید قدرت همواره اعضای خانواده را به اقامه نماز سفارش می‌کرد و از خواهرش می‌خواست نمازش قضا نشود. او نماز خواندن با بی‌حالی و بی‌توجهی را نادرست می‌دانست و نسبت به آن حساس بود.

در کنار این روحیه معنوی، ساده‌زیستی و توجه به دیگران نیز در زندگی شهید دنیا مالی نمود آشکاری داشت. او علاقه زیادی به پوشیدن لباس‌ها و کفش‌های یک‌رنگ، به‌ویژه رنگ مشکی داشت. مادرش روایت می‌کند که قدرت پس از بازگشت از منطقه، لباس‌های سربازان را برای شست‌وشو به خانه می‌آورد و با وجود فرسودگی و سوراخ شدن برخی لباس‌ها، از مادر می‌خواست آن‌ها را دور نیندازد؛ چراکه معتقد بود سربازان به همان لباس‌ها نیاز دارند.

روحیه نوع‌دوستی شهید تنها به همرزمانش محدود نمی‌شد. مادرش به خاطره‌ای اشاره می‌کند که قدرت یک جفت کتانی، پیراهن چهارخانه و شلواری تازه را برای جوانی کارگر برده بود که در آستانه ازدواج قرار داشت اما لباس مناسبی نداشت. او در پاسخ به پرسش مادر درباره این کار گفته بود: «اینقدر بیچاره‌ها هستن که... ما هر جوری هست برای خودمون لباس تهیه می‌کنیم و می‌پوشیم، اما اونا چیزی ندارن.»

اما آنچه در روایت مادر بیش از همه جلوه دارد، دلبستگی شهید قدرت دنیا مالی به شهادت است. او در نامه‌هایش از خدا می‌خواست در صورت حضور در میدان نبرد، نه زخمی شود و نه به اسارت دشمن درآید و تنها آرزویش این بود که در همان لحظه به شهادت برسد و پیکرش به انزلی بازگردانده شود.

در وصیت‌نامه نیز با یاد شهیدان «رسول قیصرآبادی» و «حمید رجبی‌مقدم» از احساس شرمندگی خود سخن گفته و شهادت آنان را یادآور مسئولیت سنگین رزمندگان دانسته بود.

مادر شهید درباره آخرین روزهای حضور قدرت در خانه نیز خاطره‌ای ماندگار دارد؛ روزی که او با همان لباس کاموایی مشکی که نامزدش برایش بافته بود، عازم منطقه شد. مادر از او خواست همراهش برود، اما قدرت پاسخ داد: «نه مادر، مگه من بچه‌ام؟» مادر پشت در ماند و رفتن فرزندش را تماشا کرد؛ رفتنی که با نگاه‌های مکرر قدرت به پشت سر همراه بود.

قدرت دنیا مالی سرانجام در سال ۱۳۶۵ در منطقه سومار به شهادت رسید. بنا بر روایت خانواده، هنگام نگهبانی جایگزین یکی از دوستانش شده بود که بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. همرزمش نیز پیکر او را بر دوش کشید تا به امدادگر برساند و در تمام این مسیر، ذکر «یا حسین» از زبان شهید شنیده می‌شد.

پیکر شهید قدرت دنیا مالی مدتی در سردخانه رشت باقی ماند و پس از هفت روز به انزلی منتقل شد. مادرش که از شهادت فرزند بی‌خبر بود، در آن روزها همچنان تصور می‌کرد قدرت به‌زودی بازمی‌گردد تا مراسم عقدش برگزار شود؛ غافل از اینکه فرزندش در همان روزها در سردخانه انتظار بازگشت به خانه را می‌کشید.

علاقه شهید به خانواده، به‌ویژه مادر، نیز در خاطرات به‌جا مانده از او جایگاه ویژه‌ای دارد. مادرش می‌گوید قدرت بارها این جمله را تکرار می‌کرد: «مامان جان، شما نور چشم منی.» حتی هنگام ادای سوگند نیز به مادرش قسم می‌خورد و می‌گفت: «به جان مادرم که خیلی دوستش دارم.» مادر شهید امروز نیز بخشی از خاطرات فرزندش را در آیین‌های معنوی خانه زنده نگه داشته است. او روایت می‌کند که پیش از شهادت قدرت، خواب دیده بود در خانه جدیدشان مراسم دعای کمیل برگزار می‌شود. چند روز بعد پیکر فرزند شهیدش به خانه بازگشت و پس از آن، برگزاری مراسم‌های معنوی در خانه ادامه یافت؛ سنتی که امروز نیز با برگزاری زیارت آل‌یاسین تداوم دارد.

شهید قدرت دنیا مالی، جوانی از نسل دفاع مقدس بود که در کنار ایمان، دلبستگی عمیق به مادر و خانواده، ساده‌زیستی و دستگیری از نیازمندان، آرزوی شهادت را نیز در دل داشت؛ روایتی که سال‌ها پس از شهادتش همچنان در خاطرات مادر و خانواده او زنده مانده است.


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه