آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۳۱۴۱۷
۰۹:۰۲

۱۴۰۵/۰۷/۰۴

زندگی نامه سردار شهید «کاظم علیزاده»

شهید «کاظم علیزاده» مردی که با ایمان به قرآن و عشق به اهل‌بیت (ع) در میان آتش جنگ قد علم کرد؛ فرماندهی که همواره میان خط مقدم و میدان عبادت در نوسان بود و سرانجام در سال ۱۳۶۵، در عملیات کربلای ۵، جان خود را در راه خدا فدا کرد.


به گزارش نوید شاهد مازندران، کاظم علیزاده از پدرى به نام علیجان و مادرى به نام عالیه بشردوست در سال ۱۳۴۰ در شهرستان بابلسر دیده به جهان گشود. پدر او علاوه بر کار در اداره شیلات استان مازند ران به کشاورزى اشتغال داشت و شرایط معیشتى متوسطى براى خانواده فراهم آورده بود. کاظم دوران کودکى را بیشتر در منزل و در کنار خواهران و برادران خود گذراند. در همین دوران در کلاسهاى غیررسمى آموزش قرآن شرکت مى کرد. به گفته مربى قرآن او، همیشه زودتر از دیگران در کلاس حاضر مى شد و رفتارى باوقار و بسیار مؤدبانه داشت. دوره ابتدایى را در دبستان نظامى و دوره راهنمایى را در مدرسه راهنمایى امیر کبیر بابلسر به پایان برد و براى تکمیل تحصیلات در هنرستان فنى بابل در رشته برق به تحصیل پرداخت. دوران دبیرستان با آغاز انقلاب اسلامى و قیام مردم علیه رژیم پهلوى مقارن بود.

زندگی نامه سردار شهید «کاظم علیزاده»

کاظم با وجود نوجوانى به همراه سایر اقشار مردم در راهپیمایی‌ها شرکت مى کرد. پس از پیروزى انقلاب در جریان انقلاب فرهنگى در دانشکده علوم اقتصادى و اجتماعى در شرایطى که چریکهاى فدایى قصد داشتند این مرکز فرهنگى کشور را به اشتغال خود دربیاورند شرکت فعال داشت و در صحنه هاى مختلف با آگاهى و شناخت حضور پیدا مى کرد.

با آغاز جنگ تحمیلى عراق علیه ایران کاظم علیزاده به همراه گروه جنگهاى نامنظم دکتر مصطفى چمران در آذر ماه سال ۱۳۵۹ در منطقه عمومى سوسنگرد در هویزه حضور داشت. پس ا ز آن سه ماه در سال ۱۳۶۰ در جبهه میمک در ارتفاعات کله قندى بود و در عملیات ذوالفقار حضور داشت.

او به اصرار خانواده تصمیم به ازدواج گرفت و در سن بیست و چهار سالگى در سال ۱۳۶۴ با خانم سیده کلثوم مسیح پور ازدواج کرد. مراسم ازدواج بدون تشریفات و با حضور تعدادى از رزمندگان در حالى که لباس فرم سپاه را بر تن داشت، برگزار شد. پس از ازدواج و تشکیل خانواده از حضور پیگیر در جبهه‌ها کناره نگرفت. وقتى به خانه برمى گشت و از رادیو مارش نظامى حاکى از شروع عملیات را مى شنید، تلاش مى کرد به هر نحو ممکن خود را به جبهه و منطقه عملیاتى برساند.

نخستین فرزند او در سال ۱۳۶۵ به دنیا آمد و به سبب علاقه و ارادت خاصى که به حضرت جواد الائمه (ع) داشت او را جواد نامید، به گفته مادرش با وجود علاقه شدیدى که به فرزند داشت سعى مى کرد این علاقه را ابراز نکند تا فرزندش پس از شهادت او آزرده خاطر نشود.

کاظم علاقه خاصى به مادرش داشت و نسبت به پدر و مادر متواضع بود. در فرصت کوتاه بازگشت از جبهه به دیدار اقوام و نزدیکان مى رفت و احوال آنان را جویا مى شد. اوقات فراغت را به مطالعه و گاه ورزش مى پرداخت و در مسابقات ورزش سراسرى بسیج شرکت مى کرد. اسماعیل مصطفوى – از دوستان و همرزمانش - درباره روحیات وى مى گوید:

با گذشت و در عبادت بسیار کوشا بود و نماز اول وقت را حتى در کنار زمین ورزش ترک نمى کرد؛ سوره هاى بلند قرآن از جمله سوره جمعه و همچنین دعاهاى بلند همچون دعاى امام زمان عج اللَّه را در نماز و قنوت قرائت مى کرد و نماز نافله و شب به جاى مى آورد.

کاظم علیزاده از آغاز جنگ تحمیلى در سال ۱۳۵۹ تحت عنوان تیرانداز، مسئول دسته، جانشین، فرمانده گردان و فرمانده گردان در عملیات رمضان، بیت المقدس، محرم، والفجر ۶، قدس ۱ و ۲ و ۳ کربلاى ۴، کربلاى ۱، عملیات صاحب الزمان و سرانجام در عملیات کربلاى ۵ شرکت داشت. در این مدت طولانى حضور در مناطق عملیاتى چندین بار زخمى شد. از جمله یک بار در اثر اصابت گلوله از ناحیه دست چپ و پا مجروح شد و بار دوم در معرض مواد شیمیایى قرار گرفت و از ناحیه چشم آسیب دید. پیش از آغاز عملیات کربلاى ۵ در منطقه شلمچه با مادر خود تماس گرفت و گفت: «جان من و جان جواد! مواظب فرزندم باشید!» سپس از مادرش حلالیت طلبید. علیزاده به همراه عده اى از همرزمان از جمله عسگرى ابراهیمى، سیدکاظم قریشى، میرهادى خوشنویس - که بعد‌ها شهید شد - و یکى از برادرانش در منطقه عملیاتى حضور داشت. روزى برادرش در خواب مى بیند که کاظم یکى از عکسهاى خود را به او سپرده و گفته است: «عکس مزار من است» همین خواب سبب شد که او مراقب اعمال و رفتار کاظم باشد. در این مدت کاظم سعى داشت به هنگام بروز خطر خود را در دل خطر اندازد و از برادر و دیگر همر زمان خود محافظت کند.

او به عنوان فرمانده گردان موسى بن جعفر از لشکر ۲۵ کربلا پیش از اعزام سایر گردان‌ها خود را به خط مقدم جبهه رساند و قرار شد سایر نیروهاى کمکى به تدریج در ساعتهاى آغازین صبح ۲۱ دى ۱۳۶۵ به او بپیوندند. ساعتهاى پایانى صبح روز ۲۱ دى ۱۳۶۵ بود که کاظم علیزاده در اثر اصابت ترکش کاتیوشا به ناحیه سر و صورت به شهادت رسید. با شهادت کاظم، عسگرى ابراهیمى به کمک چند تن دیگر در زیر آتش سنگین نیروهاى عراق پیکر او را به پشت جبهه منتقل کردند.

میرهادى خوشنویس - که مدتى پس از کاظم به شهادت رسید- درباره او گفته است: از مواضع تهمت دورى مى جست و وقارى خاص و متانتى پسندیده داشت. در برخورد با نیروهاى تحت امر به عنوان یک فرمانده همواره خاضع بود.

پس از شهادت کاظم علیزاده، مرتضى قربانى - فرمانده لشکر ویژه ۲۵ کربلا - پیامى فرستاد که در فرازهایى از آن چنین آمده است:

... اینک در طلوع فجر پیروزى عملیات کربلاى ۵ حماسه اى دیگر از رشادتهاى عزیزان شما و سردار رشید اسلام کاظم علیزاده است. این عزیزان عارفان مهذبند و زاهدان متقى و عابدان بى ریا و سالکان بى ادعایند و صفایشان در چهره خاک آلودشان مجسم است. دوستى و برادرى در عمل با اخلاق آنان تجلى دارد که همگان را شرمنده مى سازد. اینان جلودار قافله عشقند که ظلمت‌ها را مى درند و دشمنان از خدا بى خبر را با صورت خداییشان به وحشت مى افکنند تا آنجا که قالب تهى مى کنند.

شهید مجاهد، فرمانده متقى، پاسدار مظلوم، سردار کاظم علیزاده پیروى از پیروان حدید گونه امام امت که پاسدارى را یک تعهد دانست و لباس سبز را بر قامتش مقدس‌تر یافت و پایدار و نستوه در طول مبارزه با ظالمان زمان وقت از دست نداده و همواره در صحنه هاى پیکار حاضر شد تا آنجا که جان شیرین او در طلب خون مولایش آقا اباعبداللَّه (ع) به سوى معبود پرکشید و به جوار حجت حق پیوست...

پیکر سردار شهید کاظم علیزاده در گلزار شهداى بابلسر در جوار حرم، اما م زاده ابراهیم (ع) به خاک سپرده شد. در سال ۱۳۴۶ مدتى پس از شهادت پدر فرزند دیگر کاظم به دنیا آمد که او را طاهر نامیدند.


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه