آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۳۱۳۶۲
۱۱:۴۹

۱۴۰۵/۰۷/۰۳
روایت فاطمه فرزانه همسر شهید مدافع سلامت محمود فضل اللهی؛

کار مردم را راه بیندازید، تا خداوند کارتان را راه بیندازد

شهید محمود فضل‌اللهی، از پرسنل فنی و مهندسی بیمارستان شهید لواسانی تهران، مردی ساده و با وجدان کاری بود که در بحران کرونا با وجود بیماری زمینه ای، مسئولیت خود را رها نکرد و برای رسیدگی فنی به بخش بیماران کرونایی بیمارستان رفت. او در بیست و ششم مهرماه ۱۳۹۹، مصادف با شهادت امام رضا (ع) همان امامی که آرزوی خادمی‌اش را داشت؛ به شهادت رسید. همسرش فاطمه فرزانه، از زندگی، اخلاق و لحظات دشوار بیماری و شهادت او می‌گوید.


کار مردم را راه بیندازید، تا خداوند کارتان را راه بیندازد

به گزارش نوید شاهد شهرستان‌های استان تهران، شهید محمود فضل‌اللهی در سیزدهم آذر ۱۳۶۱ در تهران متولد شد، هرچند اصالت او به تفرش بازمی‌گشت. او سال‌ها در واحد فنی و مهندسی بیمارستان شهید لواسانی تهران خدمت کرد؛ جایی که وظیفه‌اش رسیدگی به تمام امور فنی بیمارستان بود، از برق‌کشی و لوله‌کشی تا تعمیرات الکترونیکی. او مردی ساده، بی‌آلایش و با وجدان کاری بود که همکارانش او را به صداقت، مهربانی و تعهد می‌شناختند. او عاشق اهل بیت (ع) بود و سال‌ها برای خادمی امامزاده اسماعیل (ع) محله چیذر تلاش کرد. سرانجام در دوران همه‌گیری کرونا، هنگامی که بخش کرونایی بیمارستان نیاز به رسیدگی فنی داشت، بدون هیچ بهانه‌ای به وظیفه خود عمل کرد و به کرونا مبتلا شد. او در بیست و ششم مهرماه ۱۳۹۹، در آخرین روز ماه صفر و مصادف با شهادت امام رضا (ع)، به شهادت رسید و در زمره مدافعان سلامت قرار گرفت.

صداقت خاصی در وجودش داشت

فاطمه فرزانه، همسر شهید، زندگی مشترک خود را با او بسیار سنتی آغاز کرد. آنها با دو کوچه فاصله، هم‌محلی و همسایه بودند، اما خانواده‌ها و خودشان یکدیگر را نمی‌شناختند. آشنایی‌شان از داخل محله آغاز شد.

فاطمه فرزانه درباره خصوصیات اخلاقی همسرش می‌گوید: از همان اول که از اطرافیان و همکاران و خانواده اش درباره او می‌شنیدم، یک سادگی و صداقت خاصی در وجودش بود. من اصلاً عاشق این روحیه اش بودم. بیشتر منافع دیگران را در نظر می‌گرفت. مرد با صداقت، مهربان، ساده‌پیشه و متواضع بود؛ اگر کسی کاری می‌خواست، تا آن را انجام نمی‌داد آرام نمی‌گرفت. آن سادگی و بی‌آلایشی در ظاهرش هم پیدا بود. ایمان و اعتقادات هم برایم خیلی مهم بود و خدا را شکر ما هم‌سطح بودیم. از لحاظ اعتقادات، نماز خواندن، مومن و عاشق اهل بیت (ع) بودن، همان چیزی بود که می‌خواستم.

او در خانه نیز بسیار مهربان بود. وقتی از سر کار می‌آمد، حتی اگر مشکلات کاری و خستگی فراوانی داشت، آنها را پشت در می‌گذاشت و با صورت خندان وارد می‌شد. با بچه‌ها هم‌بازی بود و در کار خانه به بنده کمک می‌کرد. ثمره ازدواجمان دو فرزند است: حسنا که زمان شهادت پدرش ۷ ساله بود و امیرعباس یک ساله که طعم پدر را نچشید.

کار مردم را راه بیندازید، تا خداوند کارتان را راه بیندازد

وجدان کاری داشت

فاطمه فرزانه، درباره تعهد و مسئولیت‌پذیری همسرش در محیط کار می‌گوید: آقا محمود در واحد فنی مهندسی بیمارستان لواسانی کار میکرد. هر کاری که به تاسیسات و فنی و مهندسی بیمارستان مربوط می‌شد. از کار‌های برقی و لوله‌کشی تا کار‌های مهندسی و ابزار، او و همکارانش انجام می‌دادند. حتی مدتی داخل سپتیک بیمارستان کار می‌کرد و به خاطر آلودگی‌های فاضلاب و بوی کلر، مشکل پیدا کرده بود و درمانش خیلی طول کشید. زمانی هم که کرونا آمد، به خاطر بیماران و دستگاه‌های تنفسی بخش، قطعاً باید می‌رفت و کار انجام می‌داد.

من خیلی نگران بودم، چون آقا محمود یک مشکل کلیه هم داشت. می‌گفتم اگر کرونا بگیرد، مشکلش خیلی حادتر می‌شود. ابراز نگرانی می‌کردم، ولی او به خاطر وجدان کاری و مسئولیتی که داشت؛ می‌گفت: نمی‌شود در این بحران جا بزنم و بیمارستان را ترک کنم. همیشه این حرف را می‌زد: کار‌های فنی بیمارستان وظیفه‌ام است و باید انجام دهم.

در محیط کار اخلاق اجتماعی خیلی خوبی داشت؛ خنده‌رو بود و صداقت و وجدان کاری داشت. اصلاً این‌طور نبود که کاری را الکی انجام دهد؛ واقعاً کار را کامل و بی‌نقص، با جان و دل انجام می‌داد. دوستانش هم او را به صداقت، سادگی، مهربانی و وجدان کاری می‌شناختند. یک تکه کلامی هم داشت که همه می‌گویند: کار مردم را راه بیندازید تا خداوند کارتان را راه بیندازد.

هیچ وقت یادم نمی‌رود، یک‌روز لباس هایش را داخل لباسشویی انداختم. جیبش را که گشتم، چند تا دانه میخ کوچک بود. گفتم فلان تابلو را که می‌خواهیم به دیوار بزنیم، میخ نداریم و این میخ‌ها را می‌خواهیم. اما آقا محمود در جواب گفت: شرمنده، این میخ‌ها حق‌الناس است؛ برای بیمارستان است و نمی‌توانیم استفاده کنیم؛ بگذار در کنار وسایلم تا به محل کار برگردانم. تا این حد به حلال و حرام و وجدان کاری اهمیت می‌داد.

در کنار این‌ها آقا محمود بسیار اهل غافلگیری و خوشحال کردن ما بود. روز تولد، روز مادر و سایر مناسبت‌ها همیشه ما را غافلگیر می‌کرد و شادی خانواده بسیار برایش مهم بود..

کار مردم را راه بیندازید، تا خداوند کارتان را راه بیندازد

شهادتی در ماه صفر؛ خادمی که امام رضا (ع) قبولش کرد

همسر شهید درباره روز‌های ابتلا به کرونا و شهادت او می‌گوید: محمود در دوران کرونا، وقتی بخش کرونا بیمارستان نیاز به رسیدگی فنی داشت، بدون هیچ بهانه‌ای به وظیفه‌اش عمل کرد. اول یکی از همکارانش و بعد خودش به کرونا مبتلا شد. وقتی متوجه شدم، از نگرانی فراتر بود، خیلی غصه خوردم. ولی محمود آرامش خاصی داشت و به ما بروز نمی‌داد. نگرانی‌اش بیشتر از جانب ما بود تا از خودش.

آن روز‌ها مصادف با محرم بود و به علت همه گیری کرونا نمی‌توانستیم به حسینیه برویم. خانه‌مان را شکل حسینیه کرده بودیم؛ پرچم حضرت رقیه (س) و پرچم امام حسین (ع) زده بودیم. وقتی حال محمود بدتر شد و خواست برود بیمارستان بستری شود، به من گفت: پرچم حضرت رقیه را از دیوار برندار، به او متوسل شو تا من بهتر شوم. این جمله همیشه در ذهنم مانده است.

آقا محمود عاشق امام حسین (ع) و کربلا بود و هر سال پیاده‌روی اربعین می‌رفت. سالی که کرونا شد و مرز‌ها بسته بود، هر وقت حرم امام حسین (ع) را در تلویزیون می‌دید، اشک می‌ریخت. آن سال که نتوانست برود کربلا، خیلی غصه خورد. جالب اینکه همان سال، چند روز بعد از اربعین، شهید شد. انگار امام حسین (ع) به دنبالش آمد و او را برد.

آقا محمود دو سال دوندگی کرد و برای خادمی امامزاده اسماعیل (ع) از نوادگان امام موسی کاظم (ع) در شهرستان شهریار گزینش شد. او عاشق امام رضا (ع) بود و می‌گفت: من خادمی امامزاده اسماعیل (ع) را به نیت خادمی امام رضا (ع) انجام می‌دهم. دقیقاً روز شهادت امام رضا (ع) و در ماه صفر به شهادت رسید. من این نشانه را حس می‌کنم که امام رضا (ع) خدمتش را قبول کرد.

بعد از شهادت آقا محمود، همکارانش بسیار ناراحت بودند و همه مثل کسی که یکی از نزدیکانش را از دست داده باشد گریه می‌کردند. خادمین امام رضا (ع) و امامزاده اسماعیل (ع) با لباس خادمی به منزل پدرشوهرم آمدند و این برای من و بچه هایم دلگرمی بزرگی بود.

سخن پایانی

فاطمه فرزانه، همسر شهید محمود فضل‌اللهی، در پایان گفت: به نظر من اگر هر کسی در هر صنفی، هر شغلی و در هر مقامی کارش را درست انجام بدهد، وجدان کاری داشته باشد، به وظیفه و مسئولیتش درست عمل کند و در آن حال به خاطر مسئولیتی که انجام می‌دهد از دنیا برود، آن بالاترین شهید است. شهید واقعی آن است که برای انجام مسئولیت، خودش، جانش و تمام وجودش را در هر موقعیتی که است؛ بگذارد؛ هر کسی که وظیفه خودش را درست عمل کند و تا پای جان پای وظیفه‌اش باشد؛ نزد خداوند اجر و پاداش دارد.

او همچنین خطاب به کادر درمان و مدافعان سلامت امروز می‌گوید: امیدوارم کادر درمانمان، مدافعان سلامت‌مان، همان‌طور که در دوران سخت و استرس‌آور کرونا که خیلی از خانواده‌ها را داغدار کرد، به وظیفه خودشان عمل کردند و زحمت کشیدند، همیشه در هر مرحله‌ای از مشکلات کشور همان‌طور سخت پای کار باشند و آرزوی سلامتی برای تمامی این عزیزان دارم.

گفت‌و‌گو: آرش سلیمی‌فر
تنظیم: سعیده نجاتی


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه