آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۳۰۷۷۸
۰۸:۴۲

۱۴۰۵/۰۶/۳۰

روایت خانواده شهیده مرضیه نبوی‌نیا از بانویی که شهادت را آرزو داشت

خانواده شهیده مرضیه نبوی‌نیا در گفت‌وگویی با اشاره به ویژگی‌های اخلاقی و شخصیتی این شهیده، از سال‌های زندگی، علاقه‌مندی او به قرآن، نماز، حجاب، هیئت و زیارت شهدا و همچنین دلبستگی عمیقش به خانواده سخن گفتند؛ روایتی که در کنار بیان خاطراتی از این شهیده، از دلتنگی‌های دختر چهار ساله او برای مادر نیز پرده برمی‌دارد.


به گزارش نوید شاهد گیلان؛ شهیده مرضیه نبوی‌نیا کوچک‌ترین فرزند یک خانواده هفت‌نفره بود؛ بانویی که بنا بر روایت خانواده، ۳۱ سال بیشتر عمر نکرد، اما در همین سال‌های کوتاه، خاطرات بسیاری از خود برای خانواده و اطرافیانش به یادگار گذاشت.

خانواده شهیده مرضیه نبوی‌نیا درباره جایگاه او در خانواده روایت می‌کنند: «بچه آخر ما بود، بچه کوچک خانواده بود و ۳۱ سال بیشتر عمر نداشت. اخلاقش خیلی خوب بود و بسیار دلسوز بود. ما همه از او بزرگ‌تر بودیم و همیشه از او حمایت می‌کردیم، به او مشورت می‌دادیم و سعی می‌کردیم مراقب و محافظش باشیم.»

روایت خانواده شهیده مرضیه نبوی‌نیا از بانویی که شهادت را آرزو داشت

خانواده شهیده می‌گویند مرضیه از همان دوران کودکی دختری آرام، مهربان و مظلوم بود و ارتباط صمیمانه‌ای با اعضای خانواده داشت. او در سال‌های کودکی و نوجوانی همراه خانواده در مسجد و هیئت حضور پیدا می‌کرد و از همان سال‌ها روحیه‌ای متفاوت و علاقه‌مند به انجام کارهای خیر داشت.

خانواده شهیده در ادامه از روحیه مهربان و خدمت‌رسان او یاد می‌کنند: «از همان بچگی خیلی مظلوم و مهربان بود. وقتی بزرگ‌تر شدیم، همیشه با هم مسجد و هیئت می‌رفتیم. واقعاً از همان بچگی با ما فرق داشت. از هر خدمتی که می‌رسید خوشحال و راضی بود و هم به کارهای خودش می‌رسید و هم به بچه‌اش.»

دلسوزی برای بیماران؛ فراتر از وظیفه

یکی دیگر از خاطراتی که خانواده شهیده مرضیه نبوی‌نیا از آن یاد می‌کنند، روحیه دلسوزانه او در محیط کار و نحوه برخوردش با بیماران است.

خانواده شهیده با اشاره به فعالیت او در درمانگاه می‌گویند: «چندین بار که به درمانگاه مراجعه کرده بودیم، می‌دیدیم که چقدر برای بیماران وقت می‌گذارد. با اینکه رشته‌اش مامایی بود، آنجا کارهای پرستاری مثل گرفتن نوار مغز و بررسی ضربان قلب را هم انجام می‌داد و خیلی دلسوزانه برای بیماران وقت می‌گذاشت.»

این روایت، تصویری از بانویی را نشان می‌دهد که توجه به دیگران را تنها به چارچوب وظایف خود محدود نمی‌کرد و خدمت به مردم برایش اهمیت ویژه‌ای داشت.

علاقه به زیارت، هیئت و مجالس عزاداری

پس از ازدواج نیز، به گفته خانواده، روحیه معنوی و علاقه مرضیه به فعالیت‌های مذهبی پررنگ‌تر شد. خانواده معتقدند همسر شهیده نیز در رشد معنوی او نقش مؤثری داشت.

خانواده شهیده می‌گویند: «بعد از اینکه ازدواج کرد، همسرش بیشتر باعث رشد ایشان شد. خیلی دلسوز بود، برای همه دل می‌سوزاند و همیشه لبخندی روی چهره‌اش بود. خیلی به زیارت و مجالس عزاداری علاقه داشت و از فرصت‌ها برای رفتن به هیئت استفاده می‌کرد.»

خانواده در ادامه از میزان علاقه او به حضور در مجالس مذهبی روایت می‌کنند: «گاهی تعجب می‌کردیم که از استراحت خودش می‌زد و حتی با دهان روزه به این مجالس می‌رفت.»

روایت خانواده شهیده مرضیه نبوی‌نیا از بانویی که شهادت را آرزو داشت

شهیده‌ای که به شهدا عشق می‌ورزید

علاقه مرضیه به شهدا نیز از دیگر ویژگی‌هایی است که خانواده بر آن تأکید دارند. به گفته خانواده، شهیده علاقه خاصی به شهید ابراهیم هادی داشت و تصویر این شهید در خانه‌اش حضور داشت.

خانواده شهیده روایت می‌کنند: «عاشق شهدا، مخصوصاً شهید ابراهیم هادی بود. در خانه‌شان همیشه عکس ایشان را داشت و به ایشان غبطه می‌خورد. در نهایت به همان چیزی که می‌خواست رسید و به مقام شهادت نائل شد.»

خانواده شهیده همچنین از انس او با آموزه‌های دینی از دوران کودکی یاد می‌کنند و می‌گویند: «مرضیه از دوره کودکی حجاب، نماز اول وقت، روزه و حفظ قرآن را انجام می‌داد.»

دلتنگی‌های زینب چهار ساله برای مادر

اما شاید یکی از تلخ‌ترین بخش‌های روایت خانواده شهیده، قصه دختر چهار ساله اوست؛ کودکی که هنوز مفهوم شهادت و بازنگشتن مادر را به‌طور کامل درک نکرده و همچنان چشم‌انتظار بازگشت اوست.

خانواده شهیده می‌گویند: «بچه چهار ساله‌ای به نام زینب از او به یادگار مانده که هر روز منتظر مادرش است تا از سر کار برگردد. ما هنوز نتوانسته‌ایم به او بفهمانیم که مادرش شهید شده و دیگر نمی‌آید.»

خانواده ادامه می‌دهند: «وقتی به او می‌گوییم، می‌گوید بالاخره برای جشن تولدم که می‌آید.»

خانواده شهیده با بغض از دلبستگی عمیق زینب به مادرش روایت می‌کنند: «زینب را گذاشتی کجا رفتی؟ دلت برای زینب نمی‌سوزد که تنهاش گذاشتی؟ تو خیلی زینب را دوست داشتی و او هم تو را دوست داشت و یک دقیقه بدون تو نمی‌ماند.»

خانواده شهیده از آخرین پرسش‌های کودکانه زینب درباره مادرش نیز می‌گویند: «مدام می‌پرسد چرا مامان نمی‌آید. تازه دو روز است که از بابایش پرسیده و می‌گوید مامان سوخته؛ اما هنوز نمی‌داند که واقعاً سوخته‌ای.»

«ما باید صدای شهدا باشیم»

خانواده شهیده مرضیه نبوی‌نیا در بخش دیگری از این گفت‌وگو بر ضرورت روایت زندگی و شهادت شهدا تأکید می‌کنند.

خانواده شهیده می‌گویند: «مردم دنیا بدانند که خواهر ما به دست پست‌ترین و رذل‌ترین انسان‌های جهان از دنیا رفت، در حالی که خودش انسانی پاکدامن بود و هرگز آلوده به گناه نشد.»

خانواده در ادامه تأکید می‌کنند: «او همیشه سعی می‌کرد در هر کار خوب و نیکی شریک باشد؛ پس ما باید صدای شهدا باشیم.»

خانواده شهیده همچنین با اشاره به علاقه و ارادت خود به نظام جمهوری اسلامی و رهبری، بر اهمیت حفظ کشور و ایستادگی در برابر دشمنان تأکید کردند.

در بخشی از این گفت‌وگو آمده است: «ما رهبرمان را دوست داریم و حتی اگر شرایط بدتر هم باشد، با جان و دل می‌پذیریم تا مملکتمان حفظ شود.»

خانواده شهیده با اشاره به خاطرات خود از دوران پیش از انقلاب نیز بیان می‌کنند: «من چون سنم بالاست، دوران شاه را یادم است. آن زمان چیزی نداشتیم و همه‌چیز از آمریکا می‌آمد.»

خانواده شهیده: مردم آگاه هستند

در ادامه این گفت‌وگو، خانواده شهیده مرضیه نبوی‌نیا با اشاره به شهادت جمعی از مردم و نخبگان کشور، تأکید کردند که این حوادث می‌تواند موجب افزایش آگاهی و بصیرت جامعه شود.

خانواده شهیده می‌گویند: «دشمنان بدانند که مردم ما آگاه هستند. شاید فکر می‌کنند می‌توانند به‌راحتی جوان‌های ما را فریب بدهند، اما مردم ما کاملاً آگاه هستند.»

خانواده در ادامه می‌افزایند: «این شهادت‌ها ان‌شاءالله بصیرت مردم را بیشتر می‌کند. بزرگ‌ترین دانشمندان و فیلسوف‌های عزیز ما را کشتند. ما خیلی هزینه دادیم و این کمترینش است؛ خدا قبول کند.»

روایت خانواده شهیده مرضیه نبوی‌نیا از بانویی که شهادت را آرزو داشت

«خوش به سعادتت، خوب زندگی کردی و مرگت شد شهادت»

در پایان، خانواده شهیده با دلتنگی از او یاد کردند و شهادت را پایان زندگی دنیوی مرضیه و رسیدن او به آرزویی دانستند که همواره به آن علاقه داشت.

خانواده شهیده با خطاب قرار دادن او می‌گویند:

«خوش به سعادتت؛ خوب زندگی کردی و مرگت شد شهادت. ای زائر زهرا، قبول باشد زیارتت.»

روایت خانواده شهیده مرضیه نبوی‌نیا، روایتی از زندگی کوتاه اما پربار بانویی است که به گفته خانواده، از کودکی با مسجد، قرآن، نماز، حجاب و هیئت مأنوس بود، در زندگی خانوادگی و اجتماعی دلسوزانه رفتار می‌کرد و علاقه‌ای عمیق به شهدا داشت؛ روایتی که امروز در کنار دلتنگی خانواده، در انتظارهای کودکانه زینب چهار ساله برای بازگشت مادر نیز ادامه دارد.


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه