همسران شهدا؛ روایتِ صبری که تمام نشد
به گزارش نوید شاهد گیلان؛ همسر شهید بودن، عنوانی نیست که تنها در چند واژه خلاصه شود. پشت این نام، سالهایی از دلتنگی، صبوری، انتظار و زندگی کردن با خاطرات مردی قرار دارد که روزی شریک زندگی بود و امروز، یاد و نامش سرمایهای برای یک خانواده و یک ملت است.
شهدا رفتند، اما برای بسیاری از همسرانشان، رفتن پایان یک زندگی نبود؛ آغاز فصل دیگری بود. فصلی که در آن باید جای خالی یک همسر را با خاطره پر میکردند، فرزندان را در مسیر زندگی همراهی میکردند و در برابر دشواریهای روزگار، استوار میایستادند.
آنان سالها با یک نام زندگی کردند؛ نامی که هر بار بر زبان آمد، دلتنگی را تازه کرد و در عین حال، یادآور افتخاری بزرگ بود. چه بسیار شبهایی که جای خالی همسر، در سکوت خانه بیشتر از همیشه احساس شد و چه بسیار صبحهایی که یک مادر، با تمام دلتنگیهایش، لبخند زد تا فرزندانش سنگینی نبودن پدر را کمتر احساس کنند.
همسران شهدا، در بسیاری از سالهای پس از شهادت، بیآنکه خود را در مرکز توجه قرار دهند، مسئولیت خانه و خانواده را به دوش کشیدند. آنان مادر بودند، پدر بودند، تکیهگاه بودند و در بسیاری از لحظات، تنهایی خود را پشت صلابت و آرامش پنهان کردند.
صبری که از آنان میبینیم، تنها تحمل یک فقدان نیست؛ روایتی از ادامه دادن است. ادامه دادن راهی که همسرانشان آغاز کردند و پاسداری از ارزشهایی که برای آن جان خود را فدا کردند.
اگر شهید با خون خود صفحهای از تاریخ این سرزمین را نوشت، همسر او با سالها صبوری، تربیت فرزندان و حفظ یاد و آرمان شهید، فصل دیگری از همان روایت را رقم زد.
این زنان، شاید کمتر سخن گفتهاند، کمتر دیده شدهاند و کمتر از رنجهایشان نوشته شده است؛ اما زندگی آنان خود یک روایت بلند است؛ روایتی از زنانی که در اوج دلتنگی، ایستادند؛ در سکوت، ساختند و بدون ادعا، بار سالهای نبودن را به دوش کشیدند.
همسران شهدا، فقط همسر یک شهید نیستند؛ بانوانیاند که پس از رفتن مرد زندگیشان، ایستادند، صبوری کردند و سالها با دلتنگی یک نام زندگی کردند.
آنان ادامه همان راهی شدند که همسرانشان با خونشان نوشتند؛
بیهیاهو، بیادعا، اما به بلندای صبر زینب(س).