برگی از خاطرات شفاهی؛
فیلم| «اسکله»
احمد کاموریزاده، جانباز ۴۵ درصد و از آزادگان سرافراز دوران دفاع مقدس، چشمانی اشک بار از لحظه سخت و جانسوز اسارت خود این گونه روایت میکند: «سختترین و زجر آورترین لحظهای که به اسارت نیروهای بعثی درآمدم زمانی بود که ما را به بالای اسکله بردند سرباز بعثی سرم را به زور گرفت و با تحقیر گفت: «پایین را نگاه کن و ببین اینها چی هستند» وقتی با دلهره و درد به پایین خیره شدم تمام وجودم لرزید زیر پایمان، پیکرهای پاک و سوخته شده شهدایی بود که مظلومانه پر کشیده بودند.»