اسناد| مخالفان امام را در تشییع جنازهام راه ندهید؛ بسیجیها الگوی جامعه باشید
به گزارش نوید شاهد البرز، شهید محمدابراهیم طالبی، فرزند علی، در ۸ شهریور ۱۳۴۲ در ساوجبلاغ دیده به جهان گشود و در سن ۲۳ سالگی، در حالی که تحصیلات خود را در مقطع دوم راهنمایی به پایان رسانده بود، بهعنوان رزمندۀ سپاه پاسداران در جبهۀ شلمچه حضور یافت. سرانجام در ۲۳ دی ۱۳۶۵ با اصابت تیر به گردن، به درجۀ رفیع شهادت نائل آمد و پیکر پاکش در امامزاده محمد(ع) کرج در کنار دیگر شهدا آرام گرفت.
در ادامه متن وصیتنامه شهید محمدابراهیم طالبی را بخوانید.
«إِنَّ اللّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقاتِلُونَ فی سَبیلِ اللّهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ»
(به درستی که خدا جان و مال اهل ایمان را به بهای بهشت خریداری کرده. اینها در راه خدا جهاد میکنند که دشمنان دین را به قتل برسانند یا خود کشته میشوند.)
با سلام و درود به پیشگاه منجی عالم بشریت، آقا امام زمان(عج)، و با سلام به نایب برحقش، امام عزیز، خمینی بتشکن، و با سلام به روح طیبۀ شهدای گلگونکفن، از انقلاب حسینی تا انقلاب خمینی، و با آرزوی پیروزی رزمندگان اسلام در جبهههای حق علیه باطل.
بارالها! تو را شکر میگویم که به ما رهبری عطا کردی که ما را از ظلمت نجات دهد! که ما مثل بندگانی بودیم که درون چاه گیر کردهاند و هدایتگر این امام، همچون طنابی بود که ما را یکییکی از این چاه بیرون کشید و ما باید خدا را شکر کنیم که چنین نعمتی به ما عطا کرد تا بتوانیم از این چاه بیرون آییم.
در اینجا، چند چیز بهعنوان وصیت برای شما عرض میکنم: اول اینکه، قدر امام عزیزمان را بدانید و همواره پشتسر امام حرکت کنید. دوم اینکه، دل این بسیجیهای مظلوم را نشکنید که دل امام خمینی شکسته میشود. سوم اینکه، پدر و مادر عزیزم، وقتی من شهید شدم، برای من گریه نکنید؛ بلکه برای مظلومیت آقا ابا عبدالله الحسین گریه کنید. انسان برای اینکه واقعاً به درجۀ خلیفةاللّه برسد، باید در راه خدا جهاد کند که جهاد اصغر او جهاد اکبر است که مبارزه با نفس است و ما باید دومین مبارزه با نفس را علیالخصوص پیشۀ خود کنیم تا رستگار شویم.
پدر و مادر عزیز، بعد از حق تعالی، مهربانتر به من شما بودید؛ ولی این بندۀ گناهکار قدر زحمت شما را ندانستم و شما را ناراحت کردم، آزارتان دادم. شما را به خدا قسم، مرا حلال کنید که من روز قیامت نمیتوانم در محضر خدا سر بلند کنم و اگر شما هم از دست من ناراحت باشید که دیگر هیچ!
مادر عزیزم، بهخاطر شهادتم هرگز گریه نکنی که دشمن شاد میشود! همچون کوهی استوار باش.
و شما پدر عزیزم، از شما هم میخواهم بر سر مزارم گریه نکنید؛ چه جنازۀ من آمد و چه نیامد. همیشه دعاگوی امام و رزمندگان باشید. از کمککردن به جبهه دریغ نورزید.
و شما برادر عزیز، یگانۀ برادرم که بیشتر از جانم تو را دوست دارم، امیدوارم بعد از من راه مرا ادامه دهید. نگذارید اسلحۀ من بر زمین بیفتد و اگر در طول زندگیام به شما بدی کردهام و سخن تندی گفتهام، مرا ببخشید. ضمنأ، برادر عزیز، ۱۰۰۰ تومان از برادر حسن طلبکارم، بگیرید و آنجا بدهید و دو ماه روزه بدهکارم. ضمنأ، نوارها و کتابها را به پایگاه هدیه کنید. از راه دور، سمیرا را میبوسم. سمیرا را طوری تربیت کن که مانند زینب شود. از حالا او را با احکام دین و اسلام آشنا کن که آنها را یاد بگیرد.
و شما خواهران عزیزم، از شما میخواهم روز تشییع جنازۀ من گریه نکنید؛ مانند زینب استوار باشید. اگر گریه میکنید، بهخاطر روز عاشورا و برای طفلان حسین گریه کنید.
و شما برادران بسیجی، ای جنداللّه، در سبیل اللّه برای پیروزی خلق اللّه و در انتظار بقیةاللّه و با آوای کلام با هدف لقاءاللّه و به فرمان روح اللّه به پا خیزید و در هم کوبید. و از شما میخواهم با مردم برخورد اسلامی داشته باشید. و نماز، روزه و دیگر فرایض دینی خود را فراموش نکنید و همیشه در هنگام نگهبانی، با مردم خوب برخورد کنید. شما باید افراد نمونه در جامعه باشید که اگر شما خداینکرده خلافی کنید، مردم به چشم اینکه یک بسیجی یا حزباللهی خلاف کرده است نگاه میکنند.
ضمنأ، نوار مقام شهید حاج آقا انصاریان را همیشه گوش کنید و همچنین سعی کنید درحدامکان، هرچقدر میتوانید به جبهه بروید و نگذارید رزمندگان در جبهه تنها باشند.
ضمنأ، برادر عزیز، جنازۀ من را به امامزاده محمد ببرید و در میان دیگر شهدای اسلام دفن کنید. و از شما میخواهم کسانی که مخالف امام و انقلاب هستند، نگذارید در تشییع جنازۀ من شرکت کنند.
والسلام. دیگر عرضی ندارم. خداحافظ. به امید زیارت کربلا
۷/۴/۶۵
التماس دعا
انتهای پیام/