فراموشتان نکردم و نخواهم کرد
به گزارش نوید شاهد هرمزگان، شهید «عبدالحمید باقرزاده» یکم مهرماه ۱۳۴۰، در شهرستان بندرعباس چشم به جهان گشود. پدرش مبارک، ستوان دوم شهربانی بود و مادرش طلعت نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته تجربی درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. هفدهم شهریور ۱۳۶۱، در کوشک بر اثر اصابت سهوی گلوله به قلب، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است. او را اسماعیل نیز مینامیدند.

نامهای از شهید عبدالحمید باقرزاده:
بسمالله الرحمن الرحیم
با سلام به امام زمان(عج) و نایب برحقش خمینی بتشکن و با سلام به رزمندگان اسلام در جبهههای نور علیه ظلمت و با سلام به خانوادههای معظم شهدا و با سلام به خدمت برادر عزیزم، محمد آرمات.
سلام عرض میکنم. پس از تقدیم عرض سلام، سلامتی روزافزون شما را خواهانم. باری، لازم گردید که چند کلمه خط به عنوان نامه، از سلامتی خودم خدمت شما بنویسم. فراموشتان نکردم و نخواهم کرد و از جمله فراموشکاران هم نخواهم شد.
امیدوارم که این سلام گرم مرا، که از اعماق قلبم برخاسته و از این دشت پهناور خوزستان و از این کوههای سر به فلک کشیده به دست عزیزتان میرسد، مورد قبول واقع گردد. انشاءالله.
باری، اگر از احوال این برادر خودت خواسته باشید، بحمدالله سلامتی برقرار است و شب و روز به ذکر و دعاگویی وجود عزیز شما مشغول میباشم. از خداوند بزرگ، توفیق روزافزون شما را در تمام کارها خواهانم و از خداوند میخواهم که همیشه اوقات در صحت و سلامتی بوده باشید و خود و خانواده محترمتان را از بلاهای ارضی و سماوی محفوظ و مصون نگاه دارد.
الان که این نامه را مینویسم، ساعت ۱۵:۰۵ دقیقه بعدازظهر روز اربعین است و با حسین اللهپرست و برادران، حسن هنروری، محمود علیزاده و قنبر زارع، در چادر هستیم. ایشان به اصطلاح رؤسای گروهان هستند؛ حسین اللهپرست فرمانده گروهان، آقای زارع و هنروری معاون وی و آقای علیزاده فرمانده دسته هستند که الان در حال درست کردن شربت هستند. جای شما خالی است. همگی خدمت شما سلام میرسانند.
برایَت آن روز تلفن زدم، صدا خیلی ضعیف بود و من متوجه هیچ نشدم. راستی، اگر خبری شد برایم بنویسید و همچنین شماره تلفن منزل فتحآبادی را، اگر موافق بودند که تلفن بزنم. چون میخواهم با مادرم صحبت کنم.

انتهای متن/