آخرین بوسههای کودکانه؛ روایت نویسنده کرمانشاهی از شهدای دانشآموز میناب

به گزارش نوید شاهد کرمانشاه، در سوگ شهدای دانشآموز مدرسه «شجره طیبه» میناب، قلم به روایت آخرین نگاهها، بوسههای وداع و خندههای کودکانهای نشسته است که در حادثهای تلخ برای همیشه خاموش شدند؛ کودکانی که کولهپشتیهای مدرسه را بر دوش گذاشتند و نامشان در دفتر ایثار و مظلومیت ماندگار شد.
«زینب دوستی سرچمی»، نویسنده و فعال فرهنگی نوشته است: در خاطره تاریخ، قصه یک صبح پریشان برای همیشه ماندگار است؛ صبحی که با مادر خداحافظی کردی و همنوا با کاروانی از سنجاقکها، بوسهات را بر چشمهای منتظر او نشاندی؛ بوسهای که تا ابد به یادگار ماند.
رقص آخرین نگاه معصومت، گویی دامن نخلستان بیدار را به آتش کشید و سکوت سنگین یک صبح تلخ را شکست.ای محزونترین نغمه بر لب صحرایی دلگیر؛ این بغض است که در نبود تو، سایه بر گلوی فانوسهای رنگین انداخته است.
روزهای زیادی است که واژهها برخاستهاند و رختی از حبابهای مهآلود بر قامت خود کشیدهاند تا در لابهلای کلمهها، تصویر تلخی از کولهپشتی تکهتکهشدهات را بر شانه خطهای بیقرار معنا کنند.
برخیز،ای نماد مظلومیت!
پای بر وادی قطرههای گریان باران بگذار و تاراج خندههای کودکانهات را در گوش سکوت جهان، به بلندای یک فریاد، فریاد بزن.
بر طاقچه قلب اندوهگین، رنگینکمانی سیهپوش بنشان و قاب عکسی از رؤیاهای کودکانهات، از دفتر نقاشی و ماهیهای کوچک حوضچه خاطراتت، به یادگار بگذار.
برای تو زمزمه میکنم.
که بعد از تو، قصیدههای دلانگیز به زانو درآمدند و نوایی از حزن بر بام نیلبک جاری شد.ای غمناکترین تصویر بر چشم بیفروغ زمان.
این غم است و غم که در نبود تو، بر بندبند لحظههای زندگی همراه شده است و نفس میکشد.
انتهای پیام/