آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۹۲۲۳
۱۱:۲۵

۱۴۰۵/۰۶/۱۸

وقتی آرزوی عروسی پسر، به افتخار شهادت گره خورد

مادر شهید «ناصر میرآخوری» نقل می‌کند: «وسایل عروسی را خریده بودیم. دیدم برادرم دارد به طرف خانه‌ ما می‌آید و نگران است. جلو رفتم و گفتم: داداش! چی شده؟ گفت: ناصر شهید شده.»


به گزارش نوید شاهد سمنان، «شهید ناصر میرآخوری» فرزند حبیب، پنجم خرداد ۱۳۳۵ در روستای کویرآباد از توابع شهرستان گرمسار به دنیا آمد. تا سوم راهنمایی درس خواند.

وقتی آرزوی عروسی پسر، به افتخار شهادت گره خورد

آرزوی عروسی ناصر

به دلیل مشکلات زیاد معیشتی خانواده، ترک تحصیل کرد. پس از خدمت سربازی به استخدام ژاندارمری درآمد و برای خدمت به ایران‌شهر اعزام گردید. برای پدر و مادر احترام خاصی قائل بود.

مادر شهید نقل می‌کند: «‌می‌خواستیم برایش عروسی بگیریم و به همین دلیل نه تا گوسفند پروار کرده بودیم. وسایل عروسی را خریده بودیم. یک‌وقت دیدم برادرم دارد به طرف خانه‌ ما می‌آید و سراسیمه و نگران است. جلو رفتم و گفتم: داداش! چی شده؟ چرا این‌جوری می‌کنی؟ گفت: ناصر شهید شده. دیگر نفهمیدم دارم چکار می‌کنم. از سعدآباد تا رشمه را تقریباً دویدم، بدون کفش و چادر. از پشت سر برایم کفش و چادر آوردند. پوشیدم و به شهر آمدم. یک‌سر به بیمارستان رفتم. هرچه جست‌و‌جو کردم اثری از پیکر پسرم پیدا نکردم. فردای آن‌روز پیکرش را آوردند.»

اهل ورزش بود و روحیه بانشاطی داشت. به افراد ضعیف در محل کمک می‌کرد. هفدهم شهریور ۱۳۵۸ در ایران‌شهر در حالی که با خودرو عازم مأموریت بود، هدف تیراندازی اشرار قرار گرفت. به دلیل واژگونی خودرو ضربه‌مغزی شد و به شهادت رسید. پیکر پاکش پس از انتقال به محل و تشییع، در گلزار شهدای روستای سعدآباد به خاک سپرده شد.

انتهای متن/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه