آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۹۲۱۷
۰۹:۳۹

۱۴۰۵/۰۶/۱۶

«امیر» شبش را با بغضِ رفیق به پایان رساند

همسر شهید «امیر مرادی‌نسب» نقل می‌کند: «بغضش ترکید و گفت: من خوبم ولی دوستم... و گریه کرد. گفتم: دوستت چی؟ گفت: با هم بودیم. دوستم تیر به چشمش خورد و شهید شد.»


به گزارش نوید شاهد سمنان، «شهید امیر مرادی‌نسب» فرزند محمد، یکم اردیبهشت ۱۳۳۳ در روستای دلازیان سمنان در یک خانواده مذهبی و متدین به دنیا آمد. تا پنجم ابتدایی را در زادگاهش دلازیان خواند و اول راهنمایی را در تهران تحصیل کرد. بعد از آن به کار روی آورد. در کلاته، مزرعه گندم داشتند، امیر پا به پای پدر و مادرش کار می‌کرد.

شبش را با بغضِ رفیق به پایان رساند

بغضی برای رفیق

در زمان انقلاب در تظاهرات و راهپیمایی‌ها شرکت فعال داشت. عضو بسیج بود. سال ۱۳۵۶ ازدواج کرد که ثمره‌ آن یک فرزند پسر و دو دختر می‌باشد. یک بار به جبهه رفت و پانزده روز در آنجا حضور داشت.

همسر شهید نقل می‌کند: «باز هم آن شب دیر کرده بود. بالاخره آمد ولی غمگین‌تر از من بود و لباسش هم خونی. هول شدم و گفتم: امیر! چی شده؟ حالت خوبه؟ بغضش ترکید و گفت: من خوبم ولی دوستم... و گریه کرد. گفتم: دوستت چی؟ گفت: با هم بودیم. داشتیم اعلامیه پخش می‌کردیم، امّا لو رفتیم. بهمون تیراندازی کردن. خطر از بیخ گوشم گذشت ولی دوستم تیر به چشمش خورد و شهید شد.»

کارمند صنایع دفاع بود. دو سال در تهران کار کرد. بعد از آن به سمنان آمد و درهوا فضای سمنان مشغول به کار شد. هفتم شهریور ۱۳۶۸ در سمنان هنگام آزمایش مین ضد تانک بر اثر انفجار به شهادت رسید. پیکرش بعد از تشییع در گلزار شهدای دلازیان به خاک سپرده شد.

انتهای متن/

 

گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه