آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۹۱۸۹
۱۱:۴۰

۱۴۰۵/۰۶/۱۰
خاطره‌ای از همسر شهید محمد هادی ثقفی،

خواب حاج قاسم را دید؛ «اگر ما نرویم، پس چه کسی برود؟»

همسر شهید حاج محمدهادی ثقفی از خوابی می‌گوید که شهید حدود یک ماه پیش از شهادتش درباره حاج قاسم دیده بود؛ خوابی که پس از بیدار شدن دوباره تکرار شد و با جمله‌ای ماندگار پایان یافت: «اگر ما نرویم، پس چه کسی برود؟»


 

خواب حاج قاسم را دید؛ «اگر ما نرویم، پس چه کسی برود؟»

به گزارش نوید شاهد کردستان، شهید محمد هادی ثقفی در دهم تیرماه ۱۳۵۰ در شهرستان بیجاردیده به جهان گشود. وی پس از سال‌ها مجاهدت و خدمت، در یازدهم اسفندماه سال ۱۴۰۴ در جریان حمله رژیم آمریکایی ـ صهیونیستی به درجه رفیع شهادت نائل آمد و به خیل شهدای سرافراز اسلام پیوست.

پیکر مطهر این شهید والامقام پس از تشییع باشکوه، در شهرستان بیجار به خاک سپرده شد تا آرامگاه وی میعادگاهی برای عاشقان فرهنگ ایثار و شهادت باشد.


بهجت سبحانی، همسر شهید حاج محمدهادی ثقفی، در گفت‌و‌گو با نوید شاهد کردستان از روز‌های پایانی زندگی همسرش خاطره‌ای را روایت می‌کند که پس از شهادت، معنای دیگری برای او پیدا کرده است.

او می‌گوید: «تقریباً یک ماه قبل از شهادتش خواب حاج قاسم را دیده بود. می‌گفت: خواب دیده‌ام که جلوی در خانه پدرم، حاج قاسم را به من سپردند و گفتند مواظبش باشم تا جلو (جنگ) نیاید که مبادا شهید شوند.

گفت من هم او را با طناب بستم، ولی حاج قاسم طناب‌ها را باز کرد و خودش را آزاد کرد و داشت راهی می‌شد که برود. به او گفتم که این کار را نکند و ممکن است شهید شود که ایشان در جواب گفتند: «اگر ما نرویم، پس چه کسی برود؟»

بعد بیدار می‌شوند و دوباره می‌خوابند و باز هم همین خواب را می‌بینند.

خواهرم هم چند روز قبل از شهادت ایشان خواب شهادتشان را دیده بودند.

شب قبل از شهادتشان هم دیر وقت به خانه آمدند. دخترم به پدرش گفت: «دوست دارم بغل تو بخوابم.» نزدیک ۲۰ دقیقه بعد از آنکه دخترم خوابش برده بود، پدرش همچنان دست به موهایش می‌کشید و او را نوازش می‌کرد.»

حالا این خواب و آن لحظه‌های ساده و صمیمی شب آخر، برای خانواده شهید به خاطراتی ماندگار از روز‌های پایانی زندگی حاج محمدهادی ثقفی تبدیل شده است.

تهیه و گفت‌و‌گو:آرمین حبیبی


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه