پادکست «دایی»؛ معلمی که برای وضو از سنگر بیرون رفت و برنگشت
به گزارش نوید شاهد استان مرکزی، شهید ابوالفضل اسدی عراقی در اراک به دنیا آمد؛ کودکی که به پاس ارادت به حضرت ابوالفضل (ع)، پدرش نام او را برگزید. جوانی که دیپلمش را از تربیت معلم قم گرفت، در روستاهای شازند درس داد، در دانشگاه علامه طباطبایی قبول شد اما سرِ کلاس نرفت تا ثابت کند «بچههای جبهه از زیر کار شانه خالی نمیکنند». او در گرمای ۵۰ درجه شهرک بدر، پابرهنه از کانکس تا حسینیه میرفت، بنهای کالایش را به نیازمندان میداد و حتی یک ساعت هدیه را از دیونش فراموش نمیکرد. وقتی پیشنهاد مسئولیت استانی به او رسید، ردش کرد؛ جبهه برایش خانه بود. در این اپیزود، دوستان و رفقای او، از مردی حرف میزنند که با اخلاق، سخاوت و شوخطبعی معنویش جاودانه شد؛ از خاطرهای به صلح، و از رویایی که یکی از یارانش بعد از شهادتش دید. این روایت، تولیدی از سری کتابهای «رفیق شهیدم» به قلم سعید جلایی و اعظم چهرقانی است؛ با گویندگی بهروز لطفی.