خواب عجیبی که مادر شهید را زائر مشهدالرضا کرد
به گزارش نوید شاهد فارس، شهید «ناصر خلیفه» آبان سال ۱۳۳۹ در شهرستان آباده دیده به جهان گشود. او از پنجسالگی عشقی عمیق به حضرت اباعبدالله الحسین(علیهالسلام) در دل داشت و همواره در هیئتهای سینهزنی ماههای محرم و صفر، برای سرور شهیدان عزاداری میکرد. ناصر در هفتسالگی راهی مدرسه شد و تحصیلات خود را تا اخذ مدرک دیپلم در رشته اقتصاد کشاورزی ادامه داد.
او در دوران تحصیل، همگام با فعالیتهای انقلابی در راهپیماییها، گشتهای شبانه و نگهبانی از محله خود حضوری فعال داشت. ناصر همچنین با نوشتن شعارهای انقلابی بر دیوارهای شهر و محله، دین خود را به نهضت امام ادا میکرد؛ آثاری که هنوز پس از سالها، ردی از دستخط او بر دیوارها به یادگار مانده است.
با رسیدن به سن سربازی، راهی خدمت شد و دوره آموزشی خود را در اصفهان سپری کرد. پس از پایان آموزش، به شهرکرد منتقل شد و پس از سه ماه خدمت در آنجا، داوطلبانه به جبهههای حق علیه باطل اعزام شد. ناصر حدود ۱۰ ماه در جبهههای غرب کشور راننده تانکر آب بود و به سقایی رزمندگان غیور مشغول بود. سرانجام این شهید والامقام در پنجم آبانماه ۱۳۶۳ به فیض شهادت نائل آمد. پیکر پاکش در گلزار شهدای شهرستان آباده آرام گرفت.
مادر شهید «ناصر خلیفه» در خاطرهای روایت میکند: «شخصی که اصلاً ناصر را نمیشناخت و ندیده بود، او را در خواب میبیند که با اصرار میگوید: مادرم را به زیارت مشهد بفرستید. آن فرد با یکی از مسئولان شهر آباده تماس میگیرد و میپرسد: شما شهیدی به نام “خلیفه” دارید؟ پاسخ میدهند: بله. میگوید: شهید در خواب خواسته که مادرش را راهی مشهد کنیم. همهچیز دستبهدست هم داد و عازم شدیم. در مسیر مشهد، همان آقا آمد کنارم نشست و از رؤیایی که دیده بود برایم گفت…» قسمت چهارم مصاحبه با مادر این شهید بزرگوار را در ادامه ببینید.