یادداشت | از سنگر تا جامعه؛ وحدتی که شهدا برای ما به یادگار گذاشتند

زهرا محبی دبیر سایت نوید شاهد استان قزوین در یادداشتی نوشت: گاهی برای فهم معنای وحدت، لازم نیست کتابهای زیادی بخوانیم؛ کافی است به زندگی یک شهید نگاه کنیم. به جوانی که از خانوادهاش خداحافظی کرد و راهی جبهه شد. به پدری که فرزندش را به میدان فرستاد. به مادری که با اشک، اما با ایمان، فرزندش را بدرقه کرد. به رزمندگانی که از شهرها و قومیتهای مختلف آمده بودند و در سنگر، شانه به شانه یکدیگر ایستادند. آنها یک چیز را خوب فهمیده بودند: دشمن زمانی موفق میشود که ما از هم جدا شویم. شاید به همین دلیل است که هر بار نام شهدا را میشنویم، مسئله وحدت نیز دوباره در ذهنمان زنده میشود.
این روزها که عطر میلاد پیامبر اکرم(ص) در جامعه پیچیده و هفته وحدت را پشت سر میگذاریم، بهترین فرصت است تا به یکی از مهمترین پیامهای پیامبر رحمت(ص) برگردیم؛ پیام برادری. پیامبر اسلام(ص) در جامعهای ظهور کرد که اختلاف و تعصب در آن فراوان بود. اما با اخلاق، ایمان و برادری توانست انسانها را کنار هم قرار دهد. وی به انسانها یاد داد که مؤمنان نسبت به یکدیگر بیتفاوت نیستند. این نگاه را میتوان سالها بعد در رفتار شهدا نیز دید.
شهدا تنها برای یکدیگر اسلحه به دست نگرفتند؛ آنها در سختیها پناه یکدیگر بودند. وقتی رزمندهای مجروح میشد، دیگری تنهایش نمیگذاشت. وقتی خانوادهای داغدار میشد، مردم خود را شریک آن غم میدانستند. وقتی کشور در خطر بود، هرکس به اندازه توان خود وارد میدان شد. این یعنی وحدت در عمل. امروز شاید سنگرها شکل دیگری داشته باشند، اما نیاز ما به وحدت همچنان پابرجاست.
امروز نیز ممکن است دشمن بخواهد میان مردم فاصله بیندازد؛ با شایعه، با اختلافافکنی، با برجسته کردن تفاوتها و با ایجاد بیاعتمادی. در چنین شرایطی، یکی از بهترین راههای مقابله با این نقشهها، بازگشت به همان فرهنگ شهداست. فرهنگ شهدا به ما میگوید همدیگر را تنها نگذاریم.
فرهنگ پیامبر(ص) به ما میگوید با یکدیگر با رحمت و اخلاق رفتار کنیم؛ و هفته وحدت به ما یادآوری میکند که مسلمانان، با وجود تفاوتهای مذهبی، دارای مشترکات فراوانی هستند و میتوانند حول محور توحید، قرآن و پیامبر اکرم(ص) در کنار یکدیگر قرار گیرند. اما وحدت فقط مسئله مسلمانان نیست.
در جامعه ایران، وحدت یعنی همه ایرانیان با هر قوم، مذهب، زبان و سلیقهای احساس کنند بخشی از یک سرزمین و یک ملت هستند. یعنی اهل سنت و شیعه، مسلمان و پیرو ادیان رسمی کشور، فارس و ترک و کرد و لر و بلوچ و عرب و دیگر اقوام، همه در برابر سرنوشت ایران احساس مسئولیت کنند. یعنی اختلاف نظر سیاسی، اجتماعی یا فرهنگی، به دشمنی تبدیل نشود. یعنی بدانیم ممکن است با کسی در بسیاری از مسائل اختلاف داشته باشیم، اما در عشق به این سرزمین و حفظ امنیت و آینده آن، میتوانیم در کنار هم قرار بگیریم.
این همان چیزی است که شهدا در میدان عمل به ما آموختند. آنها نگفتند فقط کسانی که شبیه ما هستند ارزش دفاع دارند. آنها برای همه مردم ایستادند. برای کودکانی که هنوز به دنیا نیامده بودند. برای خانوادههایی که هرگز نمیشناختند. برای نسلی که قرار بود سالها بعد، در امنیت زندگی کند. اکنون این نسل، ما هستیم؛ و شاید یکی از مهمترین وظایف ما این باشد که اجازه ندهیم اختلافات، میراث شهدا را تهدید کند.
اگر شهدا امروز در میان ما بودند، شاید بیش از هر چیز از ما میخواستند که قدر یکدیگر را بدانیم. از ما میخواستند به جای دشمنی، گفتوگو کنیم. به جای تخریب، نقد منصفانه داشته باشیم. به جای انتشار شایعه، حقیقت را جستوجو کنیم. به جای بیتفاوتی، دست نیازمند را بگیریم؛ و به جای آنکه اختلافات کوچک را بزرگ کنیم، بر مشترکات بزرگمان بایستیم.
میلاد پیامبر اکرم(ص) فرصت خوبی برای همین بازگشت است. بازگشت به اخلاق. بازگشت به رحمت. بازگشت به برادری؛ و بازگشت به همان عهدی که شهدا با خدا بستند و با خون خود به ما سپردند. شهدا رفتند تا ما بمانیم؛ اما ماندن تنها به معنای زنده بودن نیست. ماندن یعنی حفظ آن چیزی که آنان برایش جان دادند. اگر شهدا برای امنیت رفتند، ما باید امنیت را قدر بدانیم. اگر برای عزت رفتند، باید عزت ملی را حفظ کنیم. اگر برای اسلام و ایران ایستادند، باید در برابر تفرقه و دشمنی هوشیار باشیم؛ و اگر در سنگر کنار یکدیگر ایستادند، ما نیز باید در سنگر جامعه، کنار هم بمانیم.
میلاد پیامبر رحمت(ص) مبارک؛ و چه زیباست که در این روزها، در کنار تبریک میلاد رسول اکرم(ص)، عهد کنیم که وحدت را تنها یک شعار ندانیم؛ بلکه آن را در رفتار، گفتار و زندگی خود جاری کنیم. شاید بهترین ادای دین به پیامبر(ص) و شهدا همین باشد؛ دلهایمان را به جای دیوار، پل کنیم و اجازه ندهیم دشمن از فاصله میان ما عبور کند.