نجوای سرخ عاشقان/ شهید والامقام «علی یزدانی»

به گزارش نوید شاهد؛ شهید مدافع حرم«علی یزدانی» در دوم شهریور سال ۱۳۵۷ مصادف با ۲۰ رمضان المبارک ۱۳۹۸ در شهر اردبیل و در خانوادهای متدین و محب اهل بیت علیهم السلام به دنیا آمد. پدرش، چون در شبهای قدر متولد شد نامش را علی گذاشت تا همیشه زیر سایهی ائمه اطهار«ع» بزرگ شود و علی وار زندگی کند. علی فرزند هفتم خانواده بود. دوران کودکی را در اردبیل شهرستان سرعین گذراند و در شش سالگی به تهران آمدند و در محله فلاح مقدم ساکن شدند.
دوران تحصیل خود را در محله فلاح گذراند در کنار بازیگوشی زیادی که داشت یکی از فرزندان باهوش خانواده و مدرسه بحساب میآمد. در کنار تحصیل علم در بسیج مساجد و هیأت مذهبی شرکت می کرد وهمین مسئله باعث پختهتر شدن و فهمیده ترشدن او شد. بعد از گرفتن دیپلم درسال ۱۳۷۶ وارد خدمت سربازی شد. نیمی از خدمت را در پادگان امام رضا (ع) در شهرکازرون سپری کرد. علی در حین خدمت به درس خواندن مشغول شدوبا پشتکاری که داشت در کنکورموفق به قبولی در رشته مهندسی صنایع دانشگاه زاهدان شد. علی در دوران خدمت به خودسازی واهتمام به عبادات و انجام واجبات و مستحبات و ترک محرمات مشغول بود و دوستانش به همین علت اورا بعنوان پیش نماز خود انتخاب کرده بودند. لقبی که به اوداده بودند و اورا به این لقب می شناختند،علی غفیله بود. اواخر سال ۹۱ بود که در سوریه جنگ شروع شد و زمزمههای رفتن آغاز شد. خرداد ۹۲ بود که به سوریه رفت وبا آنکه فرزند دوم در راه بود ولی این مسئله مانع از رفتنش نشد. این اولین ماموریت برون مرزی شهیدعلی بود. اول قرار بود به یک ماموریت ۱۵روزه برود ولی وقتی رفت و شرایط آنجا را دید نتوانست خودش را راضی کند که برگردد و ۴۹ روز در منطقه ماند. وقتی برگشت و فهمید فرزندش دختر است خندهای بر لبانش جاری شد و گفت نام فرزندم زینب است. بیمه حضرت زینب (س). من برای خانم حضرت زینب (س) خدمت می کنم و او هم ان شاالله مراقب فرزندم است. بعد از تولد زینب محل ماموریتهایش به عراق تغییر یافت. دفاع از حریم آل الله در عراق. بله شاید همه با خودشان بگویند مگر عراق هم شهیدمدافع دارد. زمانی بود که حرمین عسگریین از سوی مزدوران داعش بشدت تهدید میشد و دوستداران اهل بیت (ع) برای دفاع از حریم مقدس ایشان راهی عراق شدند تا در مقابل حضرت مهدی (عج) شرمنده نباشند. بعد از تولد زینب شهید علی احساس کرد برای خدمت بیشتربه اسلام باید به عراق برود. سال ۹۳ سه بار به عراق رفت برای دفاع از حرمین عسگریین.
درآخرین ماه سال۹۳برای آخرین باربه عراق اعزام شدوقرار بود یک ماه بعد وهنگام سال جدید برگردد. تحویل سال ۹۴درکربلا حضورداشت ونمیدانیم درحرم حضرت ارباب حسین (ع) چه گفت وچگونه به زیارت آقا مشرف شد که حضرت ارباب شهاد ت نامه اش را امضا کرد ودرسوم فروردین ماه مصادف با شب شهادت حضرت زهرا (س) درمنطقه عمومی نهروان درجنوب بغداد با آتش پهپادهای آمریکایی شربت شهادت نوشید وازپیکرمطهرش جز تکههایی چند بازنگشت وبه آرزوی خویش که شهادت درراه دفاع ازحریم اهل بیت (ع) بود رسید. روحش شاد و قرین رحمت الهی باد.
خداحافظ علی جان
شهید علی قول داده بود فروردین ماه نزد خانواده برگردد و به قولش وفا کرد. اما با بازگشت قطعههایی اندک از پیکرمطهرش در روزی که باید خودباز میگشت داغی عظیم بر دل خانواده و دوستدارانش نهاد. شب شهادت حضرت زهرا (س) آخرین روز ماموریت شهید علی بود. بعد از انفجار بزرگی که در پادگان محل آماده سازی تسلیحات برای نبرد عقب راندن تکفیری های داعش از حریم سامرا رخ دادپیکر مطهرش قطعه قطعه شدوهر چه از پیکرش در تاریخ پنجم فروردین ماه به تهران بازگشت مورد شناسایی وازمایشات دی انای قرار گرفت.
روز هشتم فروردین ماه سال ۹۴ روز بسیار سختی برای خانواده شهید علی بود. روز وداع با باقیماندههای پیکر شهید عزیزشان در معراج الشهدای تهران.
روز تشییع پیکر مطهر شهید علی نهم فروردین ماه بود. همه آمده بودند از بستگان و دوستان شهید علی از گرگان و اردبیل، زاهدان و کازرون و.... بار دیگر دارالشهدای منطقه ۱۷ تهران شاهد تشییع باشکوهی از یکی ازفرزندان روح الله بود.
جمعیت زیادی از بستگان دوستان و علاقهمندان شهید علی او را تا گلزار شهدای یافت اباد بدرقه کردند و در کنار شهدای دیگر به خاک سپردند و در اخر پرچمی که شهید علی برای دخترش زهرا در آخرین دیدارشان قول داده بود تا بعنوان سوغاتی برایش بیاورد زینت بخش مزارش شد.
تو یزدان پناهت، علی نام و راهت
به دست امامان همیشه نگاهت
به سمت رهی آسمانی برفتی
سوی عالم جاودانی برفتی
انتهای پیام/