آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۸۴۷۴
۲۲:۵۸

۱۴۰۵/۰۶/۰۱
گفتگو با پدر شهید جنگ تحمیلی سوم؛

پدر شهید کارو مرادی: کارو از یک سال قبل می‌گفت «می‌خواهم شما را خانواده شهید کنم»

محمد مرادی، پدر شهید کارو مرادی، با بیان خاطراتی از اخلاق، رفتار و دلبستگی عمیق فرزند شهیدش به خانواده گفت: کارو از کودکی پسری مهربان، خوش‌اخلاق و بی‌ادعا بود و همیشه تلاش می‌کرد خانواده‌اش در آرامش باشند؛ به‌گونه‌ای که از نخستین روز‌های تشکیل پرونده اعزام به سربازی، از شهادت خود سخن می‌گفت.


پدر شهید کارو مرادی: کارو از یک سال قبل می‌گفت «می‌خواهم شما را خانواده شهید کنم»

به گزارش نوید شاهد کردستان، شهید کارو مرادی بیست‌ونهم خردادماه سال ۱۳۸۲ در شهرستان دیواندره دیده به جهان گشود. وی پس از سال‌ها مجاهدت و خدمت، یازدهم اسفندماه سال ۱۴۰۴ در جریان حمله رژیم آمریکایی ـ صهیونیستی به شهادت رسید و به خیل شهدای سرافراز اسلام پیوست.

پیکر مطهر این شهید والامقام پس از تشییعی باشکوه، در روستای رشیدآباد شهرستان دیواندره به خاک سپرده شد.

محمد مرادی، پدر شهید کارو مرادی، در گفت‌و‌گو با نوید شاهد کردستان درباره فرزندش اظهار کرد: خانواده ما سه پسر و یک دختر داشت و کارو کوچک‌ترین فرزند خانواده بود. همه ما او را بسیار دوست داشتیم و به او وابستگی زیادی داشتیم.

پسری بی‌ادعا و همیشه مطیع پدر

وی با اشاره به ویژگی‌های اخلاقی فرزندش گفت: کارو بسیار خوش‌اخلاق و بی‌ادعا بود. هرگاه خواهر و برادرهایش چیزی می‌خواستند، می‌گفتند کارو تو به پدر بگو؛ چون می‌دانستند من حرف کارو را رد نمی‌کنم.

پدر شهید ادامه داد: اگر می‌دانست چیزی که می‌خواهد فراهم نمی‌شود، هیچ‌وقت بهانه نمی‌گرفت. هیچ‌وقت به من نه نگفت و هر کاری از او می‌خواستم، می‌گفت چشم. هیچ‌وقت کاری نکرد که من را عصبانی کند.

آرزوی کارو برای آسایش پدر

مرادی با بیان اینکه کارو به خانواده وابستگی زیادی داشت، افزود: برای اینکه ناراحتی خانواده را نبیند، خیلی تلاش می‌کرد. من از رفتار و اخلاقش راضی بودم. او از جوانی و خواسته‌های خودش به خاطر ما می‌گذشت و همیشه آرزویش این بود که کاری کند تا من در راحتی و آرامش باشم.

می‌خواهم شما را خانواده شهید کنم

پدر شهید کارو مرادی با اشاره به جمله‌ای که فرزندش پیش از اعزام به سربازی به او گفته بود، اظهار کرد: از همان روز اولی که برای سربازی تشکیل پرونده داد، هنوز اعزام نشده بود که به من گفت: بابا، من می‌خواهم شما را خانواده شهید کنم.

وی افزود: انگار از یک سال قبل به او الهام شده بود. ما همیشه با هم می‌گفتیم و می‌خندیدیم، اما این اواخر هرچه تلاش می‌کردم، دیگر مثل گذشته نمی‌خندید.

آخرین دیدار پدر و پسر؛تماس‌هایی که دیگر پاسخی نداشت

مرادی درباره آخرین دیدارش با فرزندش گفت: یک روز قبل از شهادتش به پادگان رفتم تا او را با خودم به خانه بیاورم. به او گفتم بیا برویم خانه، اما گفت: بابا، من که تنها نیستم؛ این همه نیرو اینجاست، مگر من با اینها چه فرقی دارم؟

وی ادامه داد: کارو به خدمت و همرزمانش خیلی پایبند بود و حاضر نبود آنها را تنها بگذارد.

پدر شهید با اشاره به لحظات پیش از شهادت فرزندش گفت: روز شهادتش تا ساعت سه و چهل دقیقه چند بار با او تماس گرفتم و گفتم از پادگان بیرون بیا تا من نگران نباشم. به من گفت: بابا، من از پادگان دورم، نترس، می‌آیم.

مرادی ادامه داد: بعد از آن هرچه زنگ زدم، دیگر جواب نداد. رفتم سنندج و دیدم پادگان بمباران شده است. دنبالش گشتم، اما دیگر دیر شده بود. دنیا روی سرم خراب شد و وجودم پر از آتش شد. صدایش کردم، اما دیگر جوابم را نداد.

دلتنگی برای لبخند‌های کارو؛خانه‌ای که هنوز منتظر کاروست

پدر شهید کارو مرادی از دلتنگی خود برای فرزندش گفت: خیلی وقت‌ها دلم برای شوخی کردنش تنگ می‌شود. کارو خیلی شوخ بود. وقتی از در وارد خانه می‌شد، انگار دنیا مال من بود. هر غم و ناراحتی که داشتم، با آمدنش فراموش می‌کردم.

مرادی با اشاره به خاطره‌ای پس از شهادت فرزندش اظهار کرد: بعد از اینکه مجلس ختم تمام شد و تنها شدیم، خیلی حالم خراب بود. شب خوابیده بودم که احساس کردم، مثل وقتی که خانه بود، در را باز کرد و وارد آشپزخانه شد. صدای باز شدن در یخچال را هم احساس کردم. از جا پریدم و رفتم دنبالش، اما همهش خواب بود.

وی ادامه داد: دائم احساس می‌کنم هنوز هست. در هیچ جا راحت نیستم. احساس می‌کنم پسرم در خانه تنهاست. در اوج دلتنگی به عکس‌هایش نگاه می‌کنم و می‌گویم: کارو، فقط یک لبخند بزن.

پیام پدر شهید به جوانان ایران،مواظب وطنمان باشیم

پدر شهید کارو مرادی در بخش دیگری از سخنانش با تأکید بر ضرورت دفاع از کشور گفت: اگر این جوانان جان خود را فدا نکنند، کشورمان به دست بیگانه می‌افتد و دشمن به ناموس، شرف و حیثیت ما رحم نمی‌کند.

وی خطاب به ملت ایران، به‌ویژه جوانان، افزود: هیچ‌وقت دل به بیگانه نبندید. صهیونیست دلسوز ما نیست و در فکر ثروت کشور ماست. اجازه ندهیم کشور عزیزمان به دست بیگانگان بیفتد.

مرادی در پایان تأکید کرد: مردن با عزت هزار بار بهتر از زندگی با ذلت است. همه با هم متحد باشیم؛ هیچ دشمنی نمی‌تواند به ایران چپ نگاه کند. باید مواظب وطنمان باشیم.

تهیه و گفتگو:آرمین حبیبی


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه