آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۸۴۰۹
۱۰:۱۶

۱۴۰۵/۰۶/۰۱
فرازی از وصیت‌نامه شهید «حسن احمدی»؛

هدف از جهاد؛ احیاء دین و صدور انقلاب

شهید «حسن احمدی» در بخشی از وصیت‌نامه خود می‌نویسد: «حال که به جبهه می‌روم و پای در چکمه می‌کنم و سینه‌ی دشمن را نشانه می‌روم، نه به‌خاطر کینه از خصم، بلکه برای احیاء دین است و صدور انقلاب.»


به گزارش نوید شاهد خوزستان، شهید حسن احمدی در دوم خرداد ماه سال ۱۳۴۵ در آبادان دیده به جهان گشود. پدرش عبدالطیف و  مادرش خلدیه نام داشت. وی تا اول متوسطه درس خواند و سپس از طریق ستاد جنگ‌های نامنظم شهید چمران وارد جبهه شد و سرانجام در چهاردهم شهریور ماه سال ۱۳۶۰ در سید خلف به شهادت رسید پیکر پاکش در شهرستان فلاورجان به خاک سپرده شده است.

هدف از جهاد؛ احیاء دین و صدور انقلاب

متن وصیت نامه شهید حسن احمدی:

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ.

«أَنَا لِلَّهِ وَ أَنَا الیه رَاجِعُونَ»

وصیت نامه‌ی شخصی تقدیم پدر و مادر عزیزم 

با روحیه‌ای انقلابی به این افتخار بزرگ بیندیشید

درود فراوان بر شهیدان اسلام. پس از عرض سلام، خدمت پدر عزیزم و مادر گرامی‌ام سلامتی شما را از درگاه خداوند متعال خواستارم و امیدوارم که با شهید شدن من در راه خدا، هیچ بیمی به دل راه ندهید و با روحیه‌ای تازه و انقلابی به این افتخار، بزرگ بیندیشید.

من، فرزند شما، وصیت نامه‌ی شخصی خود را می‌نویسم. من تا جایی که به ذهنم خطور می‌کند به هیچ‌کس بدهکار نیستم، به غیر از خداوند متعال و در درجه‌ی دوم به شما. اگر احیاناً جنازه‌ی خونین من به دست شما رسید، هر جا که دلتان می‌خواهد مرا دفن کنید و به خود آزاری نرسانید و گریه و زاری نکنید که من در نزد خداوند رو سفید باشم. اگر چیزی به‌دردبخور دارم به فقرا بدهید. سلام به همه برسانید و سعی کنید با بزرگی و متانت به یکدیگر تبریک بگویید.

پیام به برادران، خواهران و اقوام

از قول من از برادر بزرگم حاتم خداحافظی کنید و خیلی سلام برسانید و همین‌طور سلام مرا به خواهر بزرگم سعیده و شوهر خواهرم جاهد برسانید و داریوش و آذرنوش را از طرف من ببوسید. سلام مرا به سعید برادرم و پروانه خواهرم برسانید و از همه‌ی اینها معذرت می‌خواهم که نتوانستم در لحظات آخر با آنها خداحافظی کنم و از طرف من فوزیه را ببوسید و مواظبش باشید؛ و در آخر، سلام من را به همه‌ی اقوام و فامیل و آشنایان برسانید و همگی مرا حلال کنید. والسلام، همه را به خداوند متعال می‌سپارم.

«الَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَانْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَأُولَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ»

هدف از جهاد؛ احیاء دین و صدور انقلاب

حال که به جبهه می‌روم و پای در چکمه می‌کنم و سینه‌ی دشمن را نشانه می‌روم، نه به‌خاطر کینه از خصم، بلکه برای احیاء دین است و صدور انقلاب.

با درود فراوان به رهبر کبیر انقلاب و مردم شهیدپرور ایران و السلام و الصلوة علی مُحَمَّدٍ وَ اله الطاهرین؛ هم‌اکنون که من به جبهه می‌روم، امیدوارم که قدمی در راه «الله» برداشته باشم و برای حفظ مکتب و وطنم وظیفه‌ی شرعی خود را انجام داده باشم. این آرزو دارم و عزم دارم که نمیرم تا هنگامی که دشمن را به لرزه بیندازم تا بفهمد اسلام و آن هم اسلام راستین، فقط در پیروی از خط امام خمینی است و بس؛ و اگر اطاعت از امام نبود، کدام قدرت می‌توانست مرا وادار کند که به جبهه سفر کنم؟ و‌ای امت اسلام، هرگز امام را تنها نگذارید.

گام نهادن آگاهانه در مشهد سرخ شهادت

پروردگارا! اینک تو را شاهد می‌گیرم که آگاهانه به مشهد خویش می‌روم و اگر کشته شدم، چه سعادتی بهتر از آن که در نزد خدایم و دوش به دوش شهیدان سرخ علوی و ایرانی باشم. در دنیایی دیگر و مسلماً کسانی دیگر راهمان را ادامه خواهند داد.

بر من گریه نکنید که شهیدان زنده‌اند

و‌ای پدر و مادر مهربانم بر من گریه نکنید، زیرا خداوند در قرآن مجید می‌فرماید: «گمان مبرید شهیدان مرده‌اند بلکه آنان زنده‌اند و در نزد خداوند روزی می‌گیرند.» باز‌ای پدر و مادر مهربانم که واقعاً من از شما راضی هستم و امیدوارم که خداوند در دنیا و آخرت اجر شما را عطا فرماید. من در برابر شما شرم می‌کنم که نتوانستم وظیفه‌ی فرزندی خود را انجام بدهم و امیدوارم که مرا ببخشید و در آخر، وصیت همه را به خدا می‌سپارم.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه