آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۸۲۹۹
۱۲:۲۱

۱۴۰۵/۰۶/۰۹
زندگینامه شهید «محمد دوستعلی زاده»

مزد جهادش را در خانه خدا گرفت

شهید «محمد دوستعلی‌زاده» از رزمندگان و جانبازان دوران دفاع مقدس و خادم خانواده‌های معظم شهدا بود که پس از سال‌ها مجاهدت در عرصه‌های مختلف انقلاب، دفاع مقدس و خدمت به ایثارگران، سرانجام در فاجعه منا، هنگام انجام مناسک حج، به شهادت رسید و در جوار همرزمان شهیدش آرام گرفت...» متن کامل زندگی این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.


سخنران حرم امام رضا (ع) و مرید امام حسین (ع) بود و هر روز با شور و علاقه خاصی زیارت عاشورا می‌خواند.

به گزارش نوید شاهد خراسان رضوی، شهید «محمد دوستعلی زاده»، دوم اردیبهشت سال ۱۳۴۲، در شهر بجستان  دیده به جهان گشود. پدر او احمد، میوه فروش بود و مادرش مهربانو، به خانه داری و تدریس قرآن در پایگاه بسیج اشتغال داشت. در خانواد‌ه‌ای مذهبی پرورش یافت و دوران مدرسه را با موفقیت به پایان رساند. بعد از انقلاب با آغاز جنگ بعنوان بسیجی به میدان جنگ رفت و بعد از جنگ با تمام توان به جهاد در جبهه علم پرداخت و تا پایان مقطع کارشناسی ارشد در رشته الهیات درس خواند و سپس به ادامه تحصیل در دوره دکترا پرداخت. سرانجام در جبهه خدمت به خانواده شهدا در بنیاد شهید مشغول فعالیت شد، در دوم مهرسال ۹۴ در حادثه تلخ منا مزد جهاد در جبهه‌های مختلف را از خدا گرفت و در خانه خدا به همرزمان شهیدش پیوست.

از نوجوانی در مسیر انقلاب

شهید «محمد دوستعلی زاده» از همان دوره نوجوانی در عرصه های مختلف انقلاب فعالیت داشت و مانند بسیاری از مردم در تظاهرات قبل انقلاب شرکت می کرد و برای پیروزی انقلاب می کوشید. پس از پیروزی انقلاب و با آغاز جنگ تحمیلی به عرصه مبارزه بازگشت و به عنوان بسیجی به جبهه رفت. مدت زیادی در جبهه بود وبر اثر بمباران شیمیایی و اصابت ترکش به سر، دچار آسیب شد و به مقام جانبازی نائل شد و تا پایان عمر گرفتار عوارض بمباران شیمیایی بود، به طوری که چند بار در سال بدنش تاول می زد و عفونت می کرد. با لباس روحانیت، رئیس اداره مددکاری بنیاد شهید استان خراسان رضوی، مشاور استاندار در امور ایثارگران جنگ، فرمانده بسیج بجستان و خادم الشهدا بود. برای خدمت به خانواده شهدا از هیچ تلاشی غافل نمی شد، موازین قانونی و شرعی را رعایت می کرد و در حفظ بیت المال می کوشید.

پدری مهربان و پناهی برای مردم

سال ۱۳۶۲ ازدواج کرد که ثمره آن سه دختر و یک پسر بود. علیرغم مسئولیتهای زیاد از تربیت اسلامی فرزندان خود غافل نماند. بسیار مهربان، خوش خلق، صبور و مهمان نواز بود. وقتی از شهرستان برای او مهمان می رسید هر تلاشی لازم بود برای حل گرفتاری آنها انجام می داد. او که مددکاری دلسوز و با محبت در محیط کار بود، برای حل مشکلات اطرافیان خود نیز می کوشید. در حل اختلافات خانوادگی و اجتماعی پیش قدم می شد. بسیار مورد مشورت قرار میگرفت و در امور ازدواج جوانان به عنوان بزرگتر کمک می کرد.

دلباخته اهل‌بیت(ع) و خدمتگزار در هر عرصه

 سخنران حرم امام رضا (ع) بود و به امام حسین(ع) ارادت زیادی داشت. همیشه مشتاق زیارت حرم او بود و با شور و علاقه خاصی هر روز زیارت عاشورا می خواند. در دوران بازنشستگی به کشاورزی و درختکاری می پرداخت و در خانه کار‌های مختلفی از جمله برقکاری، نجاری و گچکاری انجام می داد. برای زیارت خانه خدا و انجام اعمال حج، راهی سفر شد.

«چهره‌های نورانی»؛ روایتی از آخرین سفر شهید

 در طول سفر به همسفران و دیگر زائران خدمت می کرد. روحانی کاروان می گوید: «زمانی که به منا می رفتیم، به من گفت: بعضی از افرادی که اینجا هستند صورتشان بسیار نورانی است. چون همیشه شوخ طبع بود فکر کردم مزاح می کند. چند نفر را هم نشان داد و پرسید مگر شما نمی بینید چقدر صورتشان نورانی شده است. بعد از فاجعه منا متوجه شدم کسانی را که نام برده بود، همه جزو شهدا بودند.»

پایان عاشقانه یک سفر؛ آرام‌گرفتن در بهشت رضا(ع)   

 در همین سفر بود که هنگام انجام اعمال حج دعوت حق را لبیک گفت و به شهادت رسید.پیکر او را در بهشت رضای شهرستان مشهد به خاک سپردند. از این شهید بزرگوار دفتر شعری که سروده خود اوست، دل نوشته و تعدادی آثار صوتی سخنرانی باقی مانده است.

انتهای پیام/


گزارش خطا

برچسب ها:
ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه