«بمان ای رهبر من، بمان ای یاور من»؛ مقالهای از شهید ابوالفضل رمضانی + دستخط
به گزارش نوید شاهد البرز؛ شهید ابوالفضل رمضانی از جوانانی بود که جهاد را تنها در میدان نبرد معنا نمیکرد. او از دوران تحصیل و فعالیت در بسیج و انجمن اسلامی تا خدمت به محرومان در اسفراین و حضور در جبهههای دفاع مقدس، همواره در مسیر خدمت و مسئولیت گام برداشت. پس از پیوستن به واحد تخریب لشکر ۱۰ سیدالشهدا(ع)، در عملیات کربلای یک راهی قلاویزان شد و هنگام باز کردن معبر در میدان مین، با تقدیم جان خود به قافله شهدا پیوست. از این شهید، در کنار خاطرات همرزمان و روایتهایی از زندگی و شهادتش، نوشتههایی نیز به یادگار مانده است که دریچهای به جهان فکری و آرمانهای او میگشاید. مقاله «بمان ای رهبر من» یکی از همین یادگارهاست؛ نوشتهای که در آن، ابوالفضل با زبانی حماسی از ظلمستیزی، عدالت، آزادی، دفاع از محرومان و آرمانهای توحیدی سخن گفته است.
اکنون میتوانید دستخط و مقاله بهیادگارمانده از شهید ابوالفضل رمضانی را بخوانید؛ نوشتهای که پس از گذشت سالها، همچنان بخشی از اندیشه و دغدغههای این شهید جوان را با ما در میان میگذارد.
در ادامه متن مقاله شهید ابوالفضل رمضانی را بخوانید.
بسم الله الرحمن الرحیم
بمان ای رهبرمن، بمان ای یاور من، بمان ای رعد،بمان ای طوفان،بمان ای فریاد،بمان ای ایمان،بمان ای ایثار،بمان ای صلابت،بمان ای شکوه،بمان ای مقام ،بمان ای پایدار،بمان ،همیشه بمان
بمان ای رهبرمن ،بمان ای یاورمن ،تاظلم هست بمان،تا زور هست بمان ،تا زالوهای ستمگر خون می مکند،بمان تاخون مظلوم درشیشه می شود،بمان......
بمان ای رهبرمن،بمان ای یاور تا توحید ابراهیمی را برشرک می آرایند،بمان تامسیح برصلیب نفاق آویخته می شود. بمان تا دین محمد (ص) بازیچه دست ناپاک حاکمان بی دین و بی فرهنگ است بمان تا حیثیت انسان ها وسیله دلارهای خونین لگدکوب مشتی حیوان دوپامی شود. بمان تا نصیب زحمتکش محروم ازرنج طاقت فرسای خویش تنها دست پینه بسته و پشت خمیده و اندام تکیده او است. بمان ای رهبرمن،بمان ای یاورمن ،تاکاخ ستم برپاست،بمان
تانقش مظلوم چون برگ خزان برپای قصر ظالم می ریزد بمان تا جهان بر دو قطب ظالمانه قدرتمند و ضعیف باقی است ،بمان تا استثمارهست،تا استعمارهست ،تا استحمار هست ،تا جنایت هست،تاخیانت هست،تا فساد هست ،تاتباهی هست،تاکفراست تا شرک هست،بمان ،
بمان ای رهبرمن ،بمان تا باتو و به فرمان تو بجنگیم،بمان تا شاهد طوفان خشم فرزندان برومند خویش بر خرمن هستی خصم زبون باشی ،بمان تا گواه فریاد بلند رهایی مان باشی ،بمان تاخروش بی امان تیربارمان راکه ناقوس مرگ کافران رابه صدادرمی آوردنظاره کنی
بمان ای رهبرمن، بمان ای یاورمن،تاقابیلیان تاریخ درجنایت و خیانت و کشتارند،بمان ،تاخون حسین (ع) به نا حق ریخته می شود و بر یزیدیان هورا می زنند بمان ،
بمان ای رهبرمن زیرا که تو از تبار ابراهیمی ،تو منادی توحیدی ،تو سلاله محمدی تو فرزند حسینی (ع) تو اسلام راستین ،تو وارث خون پاکانی. تو تجسم آرمان مقدس این امت رزمنده ای، تو الگو و راهبر تمام سنگر نشینانی که با ایمان خویش می جنگند برای آزادی انسان و انسانیت می جنگند. درراه استقرار دین خدا می جنگند و درطریق خط خونین حسین (ع) به پیش می روند و چون ازتو ایده می گیرند هوسی شیطانی درجنگشان و آرمانشان راه ندارد چون از تو مدد و نیرو و فرمان می گیرند شکستی برایشان نیست و چون قدرت الهی مافوق همه قدرتها می دانند،براوتکیه کرده وبرقدرتهای شیطانی می تازند.
بمان ای رهبرمن بمان ای یاور من، بمان تا نویدهای رهایی مستضعفین را جامعه بپوشانیم. بمان تا کاخ ظلم رابرسرخونخواران ضد خدا وضدبشرآوار سازیم. بمان تا پیشوایی ستمدیدگان جهان رادرنبرد رهایی برعهده می گیریم. بمان تا انسانیت انسان رابه او بازگردانیم. بمان تا حاکمیت را برجهان تحقق بخشیم بمان تا پرجم توحید را بر بام دنیا به اهتراز درآوریم بمان تا برقله رفیع ظفر آوای فتح بخوانیم. بمان امامت جهانیان رادرنماز پیروزی برعهده گیری.
بمان ،ای رهبرمن بمان یاورمن ،بمان تا آزادی تاعدالت تا صلح
بمان ،ای رهبر من بمان بمان ای ناجی ای نور،ای آیت خدا ،ای پدر،ای مرشد،
بمان تا انقلاب حضرت مهدی عج انشاءالله

انتهای پیام/