آزادگان در دوران اسارت با عبادت و ایستادگی، امید را زنده نگه داشتند

به گزارش نوید شاهد کردستان، صمد نساجی از آزادگان و جانبازان دوران دفاع مقدس است که در سالهای نوجوانی قدم به جبهههای نبرد گذاشت و بخشی از سالهای جوانی خود را در اسارت رژیم بعث عراق سپری کرد. او در این گفتوگو از خاطرات دوران حضور در جبهه، لحظه اسارت، رفتار بعثیها با اسرا، شرایط دشوار اردوگاهها و بازگشت به میهن میگوید.
خودتان را معرفی کنید و از دوران کودکی و نوجوانی بگویید.
اینجانب صمد نساجی، آزاده و جانباز دوران دفاع مقدس هستم. دوران کودکی را در خانوادهای متوسط سپری کردم و در شهرستان بیجار به مدرسه رفتم و تحصیلاتم را ادامه دادم. در سن ۱۳ سالگی از طرف بسیج شهرستان به جبهه اعزام شدم.
از تاریخ بیست و ششم بهمن سال ۱۳۶۲ تا پایان سال ۱۳۶۳ در جبهههای جنوب حضور داشتم و در مناطقی مانند جزیره مجنون، شرهانی، فکه و دشت عباس خدمت کردم.
از نحوه اسارتتان بگویید. چه زمانی به اسارت درآمدید؟
در سال ۱۳۶۵ در جریان پاتک دشمن مجروح شدم. وقتی چشم باز کردم، دیدم چند نفر از نیروهای عراقی بالای سرم هستند. همانجا بود که به اسارت درآمدم.
شرایط اسارت و رفتار نیروهای بعثی با آزادگان چگونه بود؟
در اردوگاههای بعثی با اسرا رفتار بسیار بدی میکردند. شکنجههای روحی و جسمی زیادی وجود داشت. با کابل اسرا را شکنجه میکردند. حتی در حدود شش ماه نه لباس مناسبی داشتیم و نه دمپایی؛ با پای برهنه زندگی میکردیم.
شرایط بسیار سخت بود، اما آزادگان با ایمان و توکل به خداوند تلاش میکردند روحیه خود را حفظ کنند.
در دوران اسارت آزادگان چگونه روحیه خود را حفظ میکردند؟
در دوران اسارت، کار آزادگان بیشتر عبادت بود. حفظ قرآن، نماز جماعت و انجام اعمال عبادی باعث میشد روحیهها حفظ شود و امید از بین نرود. با وجود تمام سختیهایی که وجود داشت، آزادگان تلاش میکردند ایمان و اعتقادات خود را حفظ کنند.
نخستین دیدار با خانواده پس از بازگشت به میهن چگونه بود؟
نخستین دیدار با خانواده بسیار خوشحالکننده و وصفناشدنی بود. ما ماهها و سالها مفقودالاثر بودیم و نه خانواده از ما خبری داشتند و نه ما از خانوادههایمان اطلاعی داشتیم. به همین دلیل دیدار دوباره با خانواده لحظهای بسیار شگفتانگیز و فراموشنشدنی بود.
استقبال مردم از آزادگان نیز بسیار زیبا و باشکوه بود و هیچگاه آن صحنهها را فراموش نمیکنم.
شما هم جنگ تحمیلی را تجربه کردهاید و هم تحولات و جنگ ۱۲ روزه را دیدهاید. تفاوت این دو جنگ را چگونه میبینید؟
در جنگ تحمیلی، دشمن بعثی به صورت مستقیم و رودررو وارد جنگ با کشورمان شد. اما در جنگ ۱۲ روزه شرایط متفاوت بود. مردم ما دوران جنگ تحمیلی را دیده و تجربه کرده بودند و همین تجربه باعث شد در برابر این جنگ نیز با روحیه و استقامت بیشتری ایستادگی کنند.
جنگ رمضان و حضور مردم در این میدان را چگونه ارزیابی میکنید؟
در جنگ رمضان، استقامت مردم، تابآوری نیروهای مسلح و ایستادگی در مقابل ابرقدرتهای دنیا بسیار مهم بود. مردم نشان دادند که در شرایط سخت نیز میتوانند در کنار نیروهای مسلح و مدافعان کشور بایستند.
به نظر من یکی از عوامل مهم این ایستادگی، صداقت و همراهی مردم با نیروهای مسلح بود.
به نظر شما نسل دوران دفاع مقدس چه تفاوتی با نسل امروز دارد؟
نسل دوران دفاع مقدس بیشتر به فکر کشور و اطاعت از فرمان رهبری بود. امروز بخشی از نسل جدید بیشتر دغدغه معیشت و مسائل اقتصادی را دارد. البته نباید از این موضوع غافل شد که وقتی مشکلات معیشتی مردم افزایش پیدا کند، این مسائل میتواند بر دیگر ابعاد زندگی و حتی مسائل فرهنگی و اعتقادی نیز تأثیر بگذارد.
شهادت رهبر معظم انقلاب چه تأثیری بر مردم داشت؟
شهادت رهبر عزیز برای مردم بسیار سخت و باورناپذیر بود، اما خون و جانفشانی ایشان و خانوادهشان باعث شد اتحاد مردم بیشتر شود و مردم در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
اگر بخواهید از تجربه دوران اسارت برای نسل امروز بگویید، چه پیامی دارید؟
در دوران اسارت با وجود همه سختیها، آزادگان با عبادت، نماز جماعت، حفظ قرآن و توکل به خداوند ایستادگی کردند. امروز هم باید تلاش کنیم این روحیه ایمان، صبر، وحدت و مسئولیتپذیری را حفظ کنیم.
پیام من به مردم و نسل جوان این است: نگذاریم انقلاب به دست ما آسیب ببیند. باید قدر انقلاب، کشور، شهدا و ایثارگران را بدانیم و برای حفظ آرمانهایی که برای آنها سختیهای زیادی کشیده شده است، تلاش کنیم.
در پایان، سالروز بازگشت آزادگان سرافراز به میهن اسلامی را به همه آزادگان، خانوادههای معظم شهدا و ایثارگران و ملت شریف ایران تبریک عرض میکنم و یاد و خاطره شهدای عزیز دوران دفاع مقدس را گرامی میدارم.