خداعفو عبدیان؛ خبرنگاری که خود به خبر ماندگار تبدیل شد

به گزارش نوید شاهد کهگیلویه وبویراحمد،سید علی مختارنیا/در روزگاری که خبر، سرعت را بر عمق ترجیح میدهد، یاد شهید «خداعفو عبدیان» بیش از هر زمان دیگری معنا پیدا میکند؛ خبرنگاری از خطه کهگیلویه و بویراحمد که هم در میدان رزم، راوی حقیقت بود و هم در سنگر رسانه، پاسدار صداقت. او از آن نسلهایی بود که قلم و دوربین را نه برای شهرت، بلکه برای ادای تکلیف به دست گرفت؛ نسلی که باور داشت روایت درست واقعیت، خود نوعی جهاد است.
خداعفو عبدیان در ۲۲ مرداد ۱۳۳۷ در خانوادهای مذهبی و اصیل در یاسوج چشم به جهان گشود. از همان سالهای نوجوانی، مسیر زندگیاش با مسئولیت، تلاش و باورهای دینی گره خورد. پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و دبیرستان و دریافت دیپلم، در سال ۱۳۵۶ برای خدمت سربازی عازم تهران شد؛ سفری که آغاز فصل تازهای در زندگی او بود. اما آنچه شخصیت او را در تاریخ ماندگار کرد، تنها تحصیلات یا شغلش نبود؛ بلکه روحیهای بود که او را در سختترین روزهای کشور، به دل میدانهای پرخطر کشاند.
با آغاز جنگ تحمیلی، عبدیان نیز همچون بسیاری از مردان مؤمن این سرزمین، آرام ننشست. از سال ۱۳۶۴ در کنار رزمندگان اسلام در جبههها حضور یافت و در مناطق عملیاتی هویزه، جزیره مجنون، شادگان، گردو، پاوه، سرپل ذهاب و شط علی، و نیز در عملیاتهای بزرگ والفجر ۸، کربلای ۵ و آزادسازی فاو، نقشآفرینی کرد. او تنها شاهد جنگ نبود؛ بخشی از روایت جنگ بود. در روزهایی که خون و آتش، حقیقت را احاطه کرده بود، او تلاش میکرد تصویر درستِ مقاومت را به حافظه تاریخ بسپارد.
پس از سالها مجاهدت، مسیر زندگیاش به رسانه گره خورد. از سال ۱۳۷۸ در شبکه خبر تهران مشغول به فعالیت شد و همزمان در دانشکده صدا و سیما در رشته کارگردانی ادامه تحصیل داد. حضور او در رسانه، ادامه همان روحیه جهادی بود؛ فقط میدان کار تغییر کرده بود. اگر روزی در جبهه، صدای مقاومت را ثبت میکرد، در رسانه نیز میکوشید صدای حقیقت را به گوش مخاطبان برساند. او برای انجام مأموریتهای خبری و تلویزیونی به کشورهای مختلفی، چون آلمان، شیلی، تایلند، هند، عراق و سوریه سفر کرد و در هر کجا، ردپای تعهد و مسئولیتپذیریاش دیده میشد.
اما سرنوشت، پایان زندگی او را نیز در مسیر خدمت رقم زد. پانزدهم آذرماه ۱۳۸۴، هواپیمای نظامی سی-۱۳۰ که ۹۴ سرنشین آن بیشتر از خبرنگاران و اصحاب رسانه بودند، هنگام بازگشت از مأموریت خبری و پس از نقص فنی، در شهرک مسکونی توحید سقوط کرد و همه سرنشینان آن به شهادت رسیدند. خداعفو عبدیان نیز در همان پرواز، به جمع شهیدان رسانه پیوست؛ پروازی که مقصدش زمین نبود، آسمان بود.
آنچه از شهید عبدیان در ذهن و دل باقی مانده، فقط نام او نیست؛ بلکه منش اوست. در فرازی از وصیتنامهاش، از صدقه، صله رحم، تقوای الهی، نماز اول وقت، قرائت قرآن و احترام به بزرگترها سخن گفته و تأکید کرده است که دنیا، محل عبور است و نباید دین را فدای دنیا کرد. همین جملهها، خلاصه زیستِ مردی است که حقیقت را با جانش امضا کرد.
شهید خداعفو عبدیان از خود دو پسر و یک دختر به یادگار گذاشت، اما میراث اصلی او، همان روحیهای است که برای نسل امروز باقی مانده: صداقت، مسئولیت، ایمان و وفاداری به حقیقت. او رفت، اما نامش در حافظه رسانه و در تاریخ این استان ماندگار شد؛ نامی که هر سال در روز خبرنگار، دوباره خوانده میشود تا یادمان نرود خبرنگار واقعی، تنها گزارشگر حادثه نیست؛ گاهی خود، به خبرِ جاودانه تبدیل میشود.
انتهای پیام