مبادا بر شهادتم بگریید که دشمن شاد میشود
به گزارش نوید شاهد بوشهر؛ شهید یدالله دشتپور در پانزدهم مرداد ۱۳۴۴ در خانوادهای مذهبی و در جزیره خارگ به دنیا آمد.
در اردیبهشت ۱۳۶۱ با شوق فراوان به جبهه اعزام شد و در عملیات رمضان در منطقه کوشک و پاسگاه زید شرکت کرد. در آن عملیات، یدالله بر اثر اصابت ترکش به پایش مجروح شد. هنگامی که آمبولانس حامل وی در حال انتقال به پشت جبهه بود، هدف حمله قرار گرفت و منفجر شد. بدین ترتیب، یدالله شربت شهادت را نوشید.
بدن مطهر شهید یدالله دشتپور به مدت ۱۱ ماه مفقود بود و پس از شناسایی از روی پلاک او در سال ۱۳۶۲ در گلزار شهدای امام زاده میر محمد خارگ به خاک سپرده شد.

وصیت نامه شهید:
بسم الله الرحمن الرحیم
«الذین اذا اصابتهم مصیبة قالوا انا لله و انا الیه راجعون»
(آنها که، چون مصیبت به آنها میرسد میگویند: ما از آنِ خدا هستیم و به سوی او بازمیگردیم.)
وصیت من این است که تمام خواهران و برادران اطاعت از فرامین رهبر انقلاب اسلامی را واجب شرعی دانسته و دوستان او را دوست خود و دشمنان او را دشمن خود بدانند. دشمنان او دشمنان اسلام و دوستان او دوستان اسلامند. مبادا بر شهادتم بگریید که دشمن شاد میشود، بدانید که انشاءالله من در جوار رحمت حق جای خواهم گرفت و خداوند متعال مقام شهادت به من عطا خواهد کرد. بدانید و آگاه باشید که در راه خود را انتخاب کردهام و از قید و بندها رها شده و آرزوی شهادت دارم، چرا که اساس این جمهوری مقدس بر خون جوانان استوار و پایدار شده است. قدر امام خمینی را بدانید.
من به خانواده و دوستانم سفارش میکنم تا زمانی که خون در رگ دارند، پیرو خط امام باشند و مادر و پدر، هر موقع به یاد من افتادید و خواستید گریه کنید و یا بر سر قبر بیایید، آن لحظه به فکر حسین (ع) باشید که در آن زمان چگونه با یزید برای آزادی مسلمانان از زیر سلطه خود و فرزندانش را دو دستی تقدیم حق تعالی کرد و در آخر میگویم: گمان نکنید که از میان شما رفتهام، در نماز جمعه و دعاها در کنار خود جایگاهی هم برای من بگذارید تا یقین پیدا کنید که حاضر و شاهدم و این فکر در شما خطور نکند که وجود جسم بیارزشم در شما ایجاد محبت کند نه. این روحم و اتصالم به خدا و اعتقادم به اسلام آن محبت الهی را در دل شما برپا کرد.
والسلام
پیام آخر (وصیتنامه شهید یدالله دشتپور)
بگذارید هر چه غم زیاد بشه،
نگذارید دشمن خمینی شاد بشه.
بدانید و آگاه باشید که من راه خود را انتخاب کردهام و از قید و بند دنیا رها شدهام. آرزوی شهادت دارم چرا که اساس جمهوری اسلامی بر خون جوانان استوار و پایدار شده است. شما که میمانید قدر امام را بدانید، او چراغ روشن راه رستگاری است.
پدر و مادر، نزدیکان و دوستان؛ در لحظهای که شما وصیت نامه مرا میخوانید، من به آرزوی خود یعنی شهادت در راه خدا و حق رسیدهام. من از آن روزی که دل را از دست دادهام، خویشتن را هم از یاد بردهام. نخست از روی دل بر نهج البلاغه (یادگار) آن یکتا مظهرعشق الهی که در سی سال پیش، عاشقانه جان خود را فدا کرد و جهانی را اسیر و شیفته خود ساخت بوسه عشق زدم.
آری، همانگونه که از آلایش مادیات دامن ما پاک بود و بر بالای آسمان آشیان داشتیم، من شیدا دهم بال و پر آراستهام. میخواهم که از اینجا تا بهشت برین، تا خانه نازنین پیغمبر پرواز کنم.
پدر و مادر و برادر و خواهرم، شما گریه نکنید و لباس عزا بر تن نکنید. بلکه خوشحال باشید که در این زمان واقع شدهاید.
پدر و مادر، ملتی که آرزویش شهادت است شکست نمیخورد بلکه پیروز است. به پسرعموها و پسر داییها و داییام بگویید که یدالله آرزویش شهادت بود.
وصیت من آن است که در همه حال پارسا و پرهیزگار باشید. خداوند بزرگ را در پنهان و آشکار ناظر و مراقب خود بدانید.