«اربعین» روایتی که در چارچوب خبر نمیگنجد

نه بلیط قطاری در کار است، نه رزرو هتلی، نه برنامهای از پیشنوشته. فقط یک مسیر است و یک مقصد: نجف تا کربلا، با پای پیاده. این سادهترین توصیف از بزرگترین گردهمایی صلحآمیز جهان است؛ اما سادهانگاری آن، خیانت به حقیقت است. چرا که آنچه میلیونها انسان را از گوشهوکنار جهان به این مسیر میکشاند، نه یک عادت سالانه، که عشق به امام حسین (ع) و پیام جاودانهی نهضت اوست. نهضت امام حسین، تنها یک واقعهی تاریخی در سال ۶۱ هجری نیست؛ یک پیام زنده است. پیامی که میگوید انسان میتواند در برابر ظلم و انحراف، حتی به بهای جان، ایستادگی کند؛ میتواند برای حفظ کرامت انسانی و ارزشهای الهی، از همهچیز بگذرد. این پیام، در طول قرنها، نه در کتابها، که در قلبها زنده مانده است. و پیادهروی اربعین، همان جایی است که این پیام از حوزهی تاریخ بیرون میآید و در خیابانها، در گامهای خسته، در اشکهای زائران، تجسم مییابد. اما این تجسم، بدون عشق ممکن نیست. زائری که از نیجریه، از پاکستان، از ایران یا از اروپا، با پای پیاده راه میافتد، در حقیقت دارد به یک عشق پاسخ میدهد؛ عشقی که او را از آسایش خانهاش جدا میکند و به مسیری میبرد که پایانش، نه راحتی، که وصال است. این عشق، فقط عشق به یک شخصیت تاریخی نیست؛ عشق به یک ارزش است، به یک راه است، به آنچه امام حسین برای آن ایستاد. و در کنار این عشق به امام، عشق به زوار امام حسین نیز صحنههایی خلق کرده که در هیچ جای جهان نظیر ندارد. پیرمرد عراقی که جلوی موکبش ایستاده و به هر رهگذری چای تعارف میکند، در واقع دارد به زائر حسین خدمت میکند؛ نه بهخاطر پول، نه بهخاطر شهرت، که بهخاطر آنکه میداند این زائر، مهمان حسین است. زنانی که از فرهنگها و زبانهای مختلف، شانهبهشانه در یک مسیر گام برمیدارند، در حقیقت دارند به یکدیگر احترام میگذارند؛ احترامی که ریشه در همان عشق مشترک دارد. کودکانی که آب به دست زائران میدهند، دارند یاد میگیرند که خدمت به زائر حسین، افتخاری است که با هیچ ثروتی قابل مقایسه نیست. این دو عشق — عشق به حسین و عشق به زوار او — با هم ترکیب شدهاند و صحنههای بیبدیلی آفریدهاند. صحنههایی که در آنها مرزهای جغرافیایی و سیاسی، رنگ پوست و ملیت، زبان و مذهب، همه در برابر یک حقیقت بزرگتر رنگ میبازند: حقیقتِ اینکه انسانها میتوانند برای یک ارزش، از آسایش بگذرند؛ میتوانند بدون انتظار پاداش، به یکدیگر خدمت کنند؛ میتوانند در کنار هم، نه با ترس، که با عشق بایستند. رسانهای که این صحنهها را روایت میکند، نباید فقط به آمار بسنده کند. باید نشان دهد که چرا این میلیونها نفر این راه را انتخاب کردهاند. باید توضیح دهد که این سفر، سفری است که در آن انسان به چیزی بزرگتر از خودش میپیوندد؛ سفری که در آن، خدمت به زائر، نه یک وظیفهی اجتماعی، که یک عبادت عاشقانه است. در دنیایی که رسانهها هر روز از شکافهای عمیقتر میان ملتها سخن میگویند، اربعین تصویری از وحدت ارائه میدهد که در هیچ کجای دیگر نظیر ندارد. سنی و شیعه، عرب و عجم، سیاه و سفید، همه در یک مسیر و با یک هدف جمع شدهاند. اما فراتر از این، آنچه جهان امروز بیش از هر زمان به دیدنش نیاز دارد، اتحاد بینظیر شیعیان از گوشه و کنار دنیاست؛ از آفریقا تا جنوب شرق آسیا، از اروپا تا آمریکا. شیعیانی با زبانها و فرهنگهای گوناگون، که نه مرز برایشان معنا دارد و نه ملیت، نه رنگ پوست. همه در یک مسیر، با یک عشق، به سوی یک مقصد حرکت میکنند. اینجاست که رسالت رسانه، از آینهداری صرف فراتر میرود. رسانههای رسمی کشور باید پررنگتر از همیشه در این صحنه حضور داشته باشند و این اتحاد را با تمام ابعاد انسانی و عاشقانهاش به تصویر بکشند. نه بهعنوان یک رویداد مذهبی حاشیهای، که بهمثابه الگویی زنده از همبستگی انسانی که میتواند برای تمام جهان پیامآور صلح و همدلی باشد. وظیفهی رسانه، برجستهکردن این صحنههاست؛ نه با بزرگنمایی یا شعار، که با روایت دقیق و بیواسطه. باید نشان داد که چگونه انسانی از خانهاش بیرون زده تا به چیزی بزرگتر از خودش بپیوندد. باید گفت که اربعین در چارچوب «خبر» نمیگنجد؛ اربعین یک روایت است. روایتی که باید با زبانی گفت که جهان بفهمد؛ زبانی که از مرزهای سیاسی و جغرافیایی فراتر رود و به قلب انسانها بنشیند. پس رسانهها باید پیشقدم شوند و این شکوه را با تمام ابعادش به جهان مخابره کنند. چرا که اربعین، نه فقط برای شیعیان، که برای همهی انسانهایی که هنوز به امکان صلح و همبستگی باور دارند، یک پیام زنده است: هنوز هم میتوان با هم بود؛ هنوز هم میتوان برای یک ارزش، راه افتاد؛ و هنوز هم میتوان با عشق، جهان را زیباتر کرد.
عادل مهری سرپرست دفتر مطالعات و پژوهشهای بنیاد شهید و امورایثارگران