آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۶۷۵۴
۱۲:۰۸

۱۴۰۵/۰۵/۱۲
نوید شاهد قزوین گزارش می‌دهد؛

از نجف تا کربلا؛ روایت ضیافت حسینی، حماسه ضد صهیونیستی و سوگ مشترک بر فراق رهبر شهید

اربعین حسینی، حماسه‌ای بی‌مانند است که هر ساله مرزهای جغرافیایی و زبانی را درمی‌نوردد و امت اسلامی را زیر بیرق عشق به سیدالشهدا(ع) جمع می‌کند. امسال برای زهرا محبی، دبیر نوید شاهد قزوین، این سفر معنوی فراتر از یک زیارت معمولی بود؛ سفری که در آن محبت بی‌چشمداشت مردم عراق، شور انقلابی زائران و غم مشترک از دست دادن امام قائد امت، رهبر شهید حضرت آیت‌الله‌العظمی سید علی خامنه‌ای(ره)، در هم آمیخت و صحنه‌هایی ماندگار رقم زد. این گزارش، تلاشی است برای روایت اراده‌ پولادین امتی که در مسیر امام حسین(ع)، هیچ توطئه‌ای را تاب نمی‌آورد.


از نجف تا کربلا؛ روایت ضیافت حسینی، حماسه ضد صهیونیستی و سوگ مشترک بر فراق رهبر شهید

به گزارش نوید شاهد استان قزوین، بسم الله الرحمن الرحیم. «اللّهُمَّ ارْزُقْنی زِیارَةَ الْحُسَیْنِ(ع) فی کُلِّ عامٍ وَ فی کُلِّ شَهْرٍ وَ فی کُلِّ جُمُعَةٍ وَ فی کُلِّ یَوْمٍ وَ فی کُلِّ ساعَةٍ وَ فی کُلِّ نَفَسٍ... ». این دعا، آرزوی دیرینه هر شیفته مکتب امام حسین(ع) است و امسال، توفیقی الهی شامل حال اینجانب زهرا محبی دبیر نوید شاهد قزوین شد تا در میان خیل عظیم مشتاقان، پای در مسیر نورانی اربعین بگذارم. سفری که نه تنها از منظر زیارت حرم مطهر سیدالشهدا(ع) ارزشمند بود، بلکه مرا با جلوه‌های نابی از ایثار، همدلی، غیرت دینی و عشقِ خالصانه دو ملت ایران و عراق به آرمان‌های شهادت و مقاومت، روبرو کرد.

آنچه در پی می‌آید، تنها مشتی از خروار خاطرات این سفر آسمانی است؛ روایتی از دل مسیر پیاده‌روی نجف تا کربلا، از حضور پرشور زائرانی که با تصویر امام قائد امت، رهبر شهید حضرت آیت‌الله‌العظمی سید علی خامنه‌ای(ره)، بر کوله‌ها و سینه‌ها، وفاداری خود را فریاد زدند، و از مهمان‌نوازی بی‌حد مردم عراق که لبخند عذرخواهی‌شان، آبروی میزبانی را به اوج رساند. این گزارش، قطره ناچیزی از دریای بیکران محبت حسینی است که امیدوارم بتواند گوشه‌ای از عظمت این حماسه جاودانه را به تصویر کشد.

از نجف تا کربلا؛ روایت ضیافت حسینی، حماسه ضد صهیونیستی و سوگ مشترک بر فراق رهبر شهید

شور آغازین؛ از دریافت گذرنامه تا طنین «یا حسین(ع)، یا حسین(ع)» در مرز

مقدمات این سفر آسمانی با دغدغه‌ها و امیدهایی همراه بود؛ دغدغه دریافت به موقعِ گذرنامه و امید به توفیق حضور در بزرگترین همایش بشری است. سرانجام، با عنایت الهی، ورق سبز گذرنامه را به دست گرفتم و لحظه‌ای که مُهر خروج بر آن نقش بست، دلم آرام گرفت که این بار، دعوت مولایم را لبیک گفته‌ام. حرکت کاروانی ما از استان قزوین آغاز شد و با طی مسافتی طولانی، خود را به مرز خسروی کشور رساندیم. در آن نقطه صفر مرزی، هیاهویی عجیب و روحانی برپا بود؛ انبوهی از جمعیت با چشمانی منتظر و قلبی پر از شوق، در انتظار عبور از خاک وطن به سوی سرزمین وحی و شهادت بودند.

همین که قدم به آن سوی مرز نهادیم و وارد خاک عراق شدیم، انگار جهانی دیگر آغاز شد. حال و هوای اربعین در فضا موج می‌زد و گوش‌ها را نوازش می‌داد. گروه‌های مختلف از هر قوم و قبیله‌ای، اشعار عاشورایی و نواهای «یا حسین(ع)، یا حسین(ع)» و «یا لثارات الحسین» سر می‌دادند که در هم آمیخته با صدای گام‌های استوار زائران، سمفونی باشکوهی از عشق و ایثار را می‌ساخت. گویا هر ذره از این خاک، برکت قدم‌های زائران را به جان می‌خرید. در این میان، عطر قدم به قدم «جابر بن عبدالله انصاری» که در روایات، نخستین زائر کربلا بود، در فضا پیچیده بود و گویی خود این روحانی بزرگوار نیز پشت سر مرقد مطهر مولایش، همراه‌مان می‌کرد. پیش رویمان نیز، تصویر گنبد طلایی حرم امام حسین(ع) را در ذهن مجسّم می‌ساختیم که هر چه جلوتر می‌رفتیم، شوق دیدارش در دلها شعله‌ورتر می‌شد. همراهی خانواده نیز بر گرمای این سفر افزود و باعث شد تا ذوق و شوق زیارت کربلا را با عزیزانم تقسیم کنم و سفری پر از خاطره و برکت را رقم بزنیم.

از نجف تا کربلا؛ روایت ضیافت حسینی، حماسه ضد صهیونیستی و سوگ مشترک بر فراق رهبر شهید

توقف در سامرا و کاظمین؛ نشانه‌های توسعه عمرانی و میزبانی بی‌بدیل

پس از استقرار موقت، سوار بر خودرو شدیم تا نخستین مقصد زیارتی خود را عازم شویم. راهیِ سامرا شدیم، شهری که حرم مطهر امامان هادی و عسکری(ع) در آن قرار دارد. با ورود به این شهر، در کمال شگفتی، تغییرات چشمگیری را در زیرساخت‌ها و امکانات شهری مشاهده کردم. برخلاف سال‌های گذشته که برخی کمبودها احساس می‌شد، امسال سامرا توسعه عمرانی قابل توجهی پیدا کرده بود؛ خیابان‌ها منظم‌تر و وسیع‌تر، موکب‌ها منظم‌تر و خدمات رفاهی برای زائران، به مراتب کامل‌تر شده بود. این توسعه، نشان از اراده جدی مسئولان عراقی برای میزبانی شایسته از میهمانان حسینی داشت که بسیار امیدوارکننده و دلگرم‌کننده بود.

سپس راهی شهر کاظمین شدیم؛ شهر دو امام همام، موسی کاظم و محمدتقی(ع). این شهر نیز غرق در زیبایی و معنویت بود. اما آنچه بیش از همه جلب توجه می‌کرد، اوجِ مهمان‌نوازی و خدمات بی‌دریغِ مردمی بود. در کاظمین، به وضوح دیده ‌می‌شد که نهادهای مردمی و دولتی دست به دست هم داده‌اند تا خاطره‌ای ماندگار برای زائران حسینی رقم بزنند. موکب‌های متعدد، کولرهای فراوان، ایستگاه‌های صلواتی متبرک و استقرار نیروهای امدادی، همگی نشان از یک برنامه‌ریزی منسجم داشت.

با این حال، شیرین‌ترین بخش حضور در کاظمین، برخوردهای انسانی و صمیمانه مردم عراق با زائران ایرانی بود. مردم محلی با گشاده‌روییِ وصف‌ناپذیر، از هر زائری استقبال می‌کردند. نه تنها به زبان عربی و فارسی، بلکه با زبان دل و محبت، سلام و صلوات می‌فرستادند و هر یک، سعی می‌کردند سهمی هرچند ناچیز در پذیرایی از مهمانان امام حسین(ع) داشته باشند. آنها ما را عضوی از خانواده خود می‌دانستند و این حس تعلق، واقعاً روح‌نواز و بی‌نظیر بود. در کوچه پس کوچه‌های کاظمین، صدای «لبیک یا حسین(ع)» و «یا زهرا(س)» از هر سو بلند بود و فضایی سرشار از عشق و اخوت اسلامی را ایجاد کرده بود که هر بیننده‌ای را تحت تاثیر قرار می‌داد.

از نجف تا کربلا؛ روایت ضیافت حسینی، حماسه ضد صهیونیستی و سوگ مشترک بر فراق رهبر شهید

مسیر پیاده‌روی نجف تا کربلا؛ حما‌سه‌ای از جنس ایمان و ایثار

اما اوجِ سفر، بی‌تردید حرکت عظیم و باشکوهِ پیاده‌روی از نجف اشرف به سوی کربلای معلی بود. آن هنگام که با پای پیاده و با نیت فرجِ امام زمان(عج) و ادای دین به محضر سالار شهیدان، گام در این مسیر پرفیض نهادیم، دریای خروشان جمعیتی را دیدیم که هر یک با چشمانی اشکبار و قلبی پرمشقت، راهی دیار شهادت می‌شدند. این راهپیمایی عظیم، کلاس درس انسانیت، صبر، استقامت و ولایتمداری بود. گرمای سوزان بیابانهای عراق و خستگیِ راه، هیچ کدام برای عاشقان طریق حسین، مانعی ایجاد نمی‌کرد؛ چرا که عشق، هر سختی را آسان می‌کند.

در میان این کاروان عظیم، آنچه بیش از همه نظرم را جلب کرد، حضور پرشور زائران عراقی با عکس‌های شهدا بر سینه بود. اکثر آنها عکس شهید امام قائد امت، رهبر شهید حضرت آیت‌الله‌العظمی سید علی خامنه‌ای(ره) و سید مقاومت شهید حضرت آیت‌الله‌العظمی سید حسن نصرالله بر روی سینه داشتند و با این کار، نشان دادند که از یاد شهدا غافل نشده‌اند، بلکه با همه وجود، آرمان‌های آنان را دنبال می‌کنند. این تصاویر، حس همدلی عمیقی بین زائران ایرانی و عراقی ایجاد کرده بود؛ گویی همه با یک نیت و یک هدف، در راه حفظ حرمت‌ها و مبارزه با ظلم، قدم برمی‌داشتند. هر زمان که چشمم به عکس امام شهید می‌افتاد، بغضی گلویم را می‌فشرد و ناخودآگاه به یاد رشادت‌ها و مجاهدت‌های بی‌مثالش در راه دفاع از مظلومان عالم می‌افتادم.

در طول مسیر، صحنه‌های کم‌نظیری از ایثار و ازخودگذشتگی مردم عراق را شاهد بودیم. آنان با انواع پذیرایی‌ها، اما با دلی سرشار از محبت، ندای «زوار حلا بی زوار» (زائران، خوش آمدید) سر می‌دادند و با این دعوت صمیمانه، ما را به سمت موکب‌های خود می‌کشاندند. پذیرایی آنها از ما به قدری صمیمانه و بی‌چشمداشت بود که بسیاری از زائران ایرانی، از شدت لطف و بزرگواری آنها شرمنده می‌شدند. من شخصاً شاهد بودم که چندین خانواده عراقی، زائران خسته و درمانده را به منازل خود دعوت می‌کردند، لباس‌هایشان را با دست می‌شستند، غذایی گرم برایشان آماده می‌کردند و هر چه در خانه داشتند، بدون هیچ منت و چشم‌داشتی، در اختیارشان می‌گذاشتند. این صحنه‌ها، چهره واقعی اسلام ناب محمدی، اسلام همدلی، ایثار و برادری را به نمایش می‌گذاشت.

از نجف تا کربلا؛ روایت ضیافت حسینی، حماسه ضد صهیونیستی و سوگ مشترک بر فراق رهبر شهید

چشم‌انداز عشق؛ تصویر رهبر شهید بر کوله‌ها و سینه‌ها، جلوه‌گاه وحدت مقاومت

در میان موج عظیم زائران، صحنه‌ای که بیش از هر چیز نظرم را به خود جلب می‌کرد و برایم بی‌نظیر و معنادار بود، حضور پرشکوه تصویر امام قائد امت، رهبر شهید حضرت آیت‌الله‌العظمی سید علی خامنه‌ای(ره)، بر روی کوله پشتی‌های زائران ایرانی و نیز بر سینه‌های مردم غیور عراق بود. این صحنه، نه یک اتفاق ساده، بلکه نمایش گویای همدلی عمیق و ارادت خالصانه دو ملت به سردار دلها و پرچمدار مبارزه با استکبار بود.

از همان ابتدای مسیر پیاده‌روی، وقتی به پشت سر زائران ایرانی نگاه می‌کردم، چشمانم به تصویر نورانی آن شهید والامقام بر روی کوله پشتی‌هایشان روشن می‌شد. این تصاویر با چاپی زیبا و شیک، بر روی پارچه‌های کوله‌ها نقش بسته بود و گویی هر زائری با خود، یادگاری از آن پیر عزیز را به دل بیابان‌های کربلا می‌برد. این انتخاب آگاهانه زائران ایرانی، نشان از آن داشت که سفر اربعین برای آنان، تنها یک زیارت فردی نیست، بلکه تداوم مسیری است که آن شهید بزرگوار برای وحدت جهان اسلام و نبرد با دشمنان صهیونیستی ترسیم کرده بود. کوله پشتی‌ها با آن تصاویر، تبدیل به پرچم‌های کوچک عشق و وفاداری شده بودند و هر قدم زائر، گویی ادای دینی بود به آن رهبر فقید که جانش را در راه اسلام نثار کرد.

اما شگفتی من، زمانی دو چندان شد که متوجه شدم این عشق و ارادت، تنها محدود به زائران ایرانی نیست؛ بلکه مردم عراق نیز با شکوهی کم سابقه، ارادت خود را به آن شهید عزیز به نمایش گذاشته بودند. در طول مسیر پیاده‌روی، انبوهی از زائران عراقی را می‌دیدم که با افتخار، عکس رهبر شهید را بر روی سینه‌های خود نصب کرده بودند. این صحنه، آنقدر گسترده و چشمگیر بود که نمی‌توانست اتفاقی یا تصادفی باشد. مردم عراق با این کار خود، نشان دادند که نه تنها از تلاشهای بی‌وقفه آن شهید در حمایت از مقاومت عراق و محور مقاومت غافل نشده‌اند، بلکه ایشان را یک قهرمان ملی و دینی خود می‌دانند و همواره مدیون جانفشانی‌هایش هستند.

از نجف تا کربلا؛ روایت ضیافت حسینی، حماسه ضد صهیونیستی و سوگ مشترک بر فراق رهبر شهید

علاوه بر سینه‌های مردم و کوله‌های زائران، موکب‌های خدمت‌رسانی در طول مسیر نیز آکنده از تصاویر رهبر شهید بود. در ورودی بسیاری از موکب‌ها، بنرهای بزرگ و چشم‌نوازی نصب شده بود که تصویر آن شهید بزرگوار را در کنار تصاویر شهدای والامقام فرماندهان ایرانی و عراقی به نمایش می‌گذاشت. این ترکیب هوشمندانه و پرمعنا، پیام روشنی از وحدت جبهه مقاومت از نجف تا تهران، از سوریه تا لبنان و از عراق تا یمن داشت. در این موکب‌ها، تصاویری از سرداران بزرگ ایرانی همچون شهید سلیمانی، شهید همدانی و دیگر شهدای مدافعِ حرم، در کنار تصاویر فرماندهان شهید عراقی مانند شهید ابومهدی المهندس و دیگر یاران باوفایش، به چشم می‌خورد که همگی دست در دست هم، یکپارچگی جبهه حق را در برابر جبهه باطل به رخ جهانیان می‌کشیدند.

در یکی از موکب‌های بزرگ عراقی، که به یاد فرماندهان شهید مقاومت برپا شده بود، خدمت‌رسانی با شکوه خاصی انجام می‌شد. مسئولان آن موکب با لهجه‌ای عربی و قلبی پر از حرارت، به ما زائران ایرانی می‌گفتند:«این شهیدان، عزیزان ما و شما هستند. خون آنها ما را به هم پیوند داده است. ما همه، سربازان یک امام و یک رهبر هستیم.» این سخن، از زبان یک عراقی ساده، چنان تاثیری بر دلم گذاشت که اشک از چشمانم جاری شد. در آن لحظه، عمیقاً احساس کردم که دشمنان صهیونیستی و آمریکایی، هرچند با کشتن فرماندهان بزرگ ما، قصد تضعیف جبهه مقاومت را داشتند، اما نتیجه کارشان دقیقاً برعکس شده است. این شهادت‌ها، نه تنها ما را از هم پراکنده نکرده، بلکه باعث شد تا پیوند دو ملت ایران و عراق و همه آزادگان جهان، محکم‌تر و ناگسستنی‌تر از همیشه شود. تصویر رهبر شهید بر سینه‌های مردم عراق، و بر کوله‌های زائران ایرانی، یک روح و یک هدف مشترک را تداعی می‌کرد: آزادی قدس و نابودی رژیم غاصب صهیونیستی. واقعاً این صحنه‌ها، روایتگر این حقیقت انکارناپذیر بود که رهبر شهید، امروز بیش از هر زمان دیگری، زنده و حاضر در قلب‌های امت اسلامی است. وی با نبود فیزیکی‌اش، حضور معنوی خود را چندین برابر کرده است. مردم عراق با نصب عکسش بر سینه‌های خود، به جهانیان فهماندند که راهش، راهی است که تا ظهور حضرت مهدی(عج) ادامه خواهد داشت و هیچ قدرتی قادر به متوقف کردن آن نیست. زائران ایرانی نیز با حمل تصویرش بر کوله‌هایشان، اعلام کردند که این سفر، سفری برای تجدید بیعت با آرمانهای آن شهید عزیز و همه شهدای راه قدس است.

هر جا که نگاه می‌کردم، این عکس‌ها، یادآور حماسه‌هایی بود که آن بزرگوار در طول سال‌های دفاع از مظلومان عالم آفرید. از مقاومت دلاورانه برابر داعش در عراق و سوریه، تا ایستادگی بی‌بدیل در برابر توطئه‌های آمریکا و اسرائیل، همه و همه در چهره نورانی‌اش نقش بسته بود. دیدن این تصاویر در کنار پرچم‌های عزاداری حسینی، این پیام را به دشمنان می‌داد که خون تازه شهدا، نه تنها باعث تضعیف این جریان نشده، بلکه هر روز بر تعداد عاشقان این راه افزوده می‌شود. مردم عراق و ایران، دست در دست یکدیگر، با این تصاویر، نمایش وحدتی کم نظیر را رقم زدند که در تاریخ معاصر جهان اسلام بی‌نظیر است.

از نجف تا کربلا؛ روایت ضیافت حسینی، حماسه ضد صهیونیستی و سوگ مشترک بر فراق رهبر شهید

حرم مطهر؛ اوج شور، سوگ و نفرت از استکبار

بالاخره پس از روزها پیمودن مسیر عشق، چشمان خسته‌مان به گنبد طلاییِ حرم امام حسین(ع) روشن شد. لحظه ورود به این حریم قدسی، وصف‌ناپذیر است. حال وهوای حرم مطهر در این اربعین، با سال‌های گذشته تفاوت محسوسی داشت. فضای حرم و اطراف آن، مملو از شور و شعفی بود که با اندوهی عمیق آمیخته شده بود. شعارهایی که در این فضا طنین‌انداز می‌شد، دیگر فقط شعارهای عزاداری سنتی نبود؛ بلکه اوجِ نفرت سیاسی و انقلابی امت را به نمایش می‌گذاشت. فریادهای «مرگ بر اسرائیل»، «مرگ بر آمریکا» و «الموت لاسرائیل» با شکوه کم سابقه در حرم امام حسین(ع) و مسیرهای منتهی به آن، طنین‌انداز بود.

همه زائران، چه ایرانی و چه عراقی، با این شعارها، انزجار خود را از جنایات رژیم صهیونیستی و استکبار جهانی اعلام می‌کردند. این فریادهای متحد، نشان از بصیرت عمیق امت اسلامی داشت که به خوبی می‌دانند دشمن اصلی آنان، همان آمریکا و اسرائیل جنایتکار است که سال‌هاست خون مسلمانان مظلوم را می‌ریزد.

از نجف تا کربلا؛ روایت ضیافت حسینی، حماسه ضد صهیونیستی و سوگ مشترک بر فراق رهبر شهید

مردم عراق در این میان، پیشتاز این حماسه سرایی‌ها بودند. آنها با شور و اشتیاقی وصف‌ناپذیر، اشعار حماسی می‌خواندند و شعارهای ضداستکباری سر می‌دادند. آنها این روزها، به خوبی ثابت کردند که فرزندان مقاومت و مکتب ایثار هستند. حتی در برخی مواقع، مردم عراق با بلندگوهای دستی، شعارهای جدیدی را شروع می‌کردند و زائران ایرانی نیز با اشتیاق تمام، آنها را همخوانی می‌کردند. این هماهنگی عجیب و هم صدایی امت، یکی از رویایی‌ترین و ماندگارترین صحنه‌های این سفر بود که نشان می‌داد دشمن مشترک، همه ما را به هم نزدیک‌تر کرده است.

در کنار این شور انقلابی، اندوه سنگین از دست دادن رهبر شهید، بر دل‌های همه سنگینی می‌کرد. چهره‌های پرمهر مردم عراق و ایران، همگی نشان از ناراحتیِ عمیقی داشت؛ اما این ناراحتی، با امیدی روشن به آینده همراه بود. آنها معتقد بودند که خون پاک این شهید بزرگوار، درخت تنومند مقاومت را آبیاری کرده و قطعاً روزی، رزمندگان اسلام با رهبری حکیمانه ایران، به پیروزی نهایی و قاطع بر دشمنان صهیونیست و آمریکایی دست خواهند یافت. بسیاری از زائران، قدم‌های خود را نذر فرجِ امام زمان(عج) و آرامش روحِ آن شهید عزیز کرده بودند و این نیت، روحی تازه به پیاده‌روی آنان بخشیده بود.

حتی در فضای حرم، اشک‌ها و آه‌های بلند زائران، نشان از دلتنگی فراوان برای آن پیر عزیز داشت. گویی همه مصائب کربلا و غم فراق اهل‌بیت(ع) با این مصیبت جدید، تداعی‌گر روز عاشورایی دیگر بود. آنجا بود که به عمق پیوند ناگسستنی شیعیان با ولی‌فقیه و رهبران خود پی بردم.

از نجف تا کربلا؛ روایت ضیافت حسینی، حماسه ضد صهیونیستی و سوگ مشترک بر فراق رهبر شهید

بازگشت؛ لبخند میزبان و پایان ماندگار سفر

روزهای پایانی این سفر پرمعنویت، هرچند با اندوه وداع همراه بود، اما بار دیگر نشان داد که مردم عراق، الگوی بی‌بدیلی از اخلاقِ قرآنی هستند. در طول مسیر بازگشت، تعدادی از موکب‌داران و مردم محلی، از ما زائران ایرانی به خاطر «هرگونه کم و کاستی احتمالی» که به زعم خودشان ممکن بود در خدمات وجود داشته باشد، عذرخواهی می‌کردند. این عذرخواهی صادقانه، درحالی بود که ما هیچ‌گونه کمبود و نقصی را در طول این چند روز احساس نکرده بودیم. این اوجِ تواضع و بزرگ‌منشی مردم عراق بود که مرا عمیقاً تحت تاثیر قرار داد و نشان داد که فرهنگ مهمان‌نوازی اهل بیت(ع) چگونه در نهاد این مردم نجیب ریشه دوانده است.

در مسیر برگشت به مرز خسروی، رانندگان عراقی نیز با پخش آهنگ‌های حماسی «مهدی رسولی» و دیگر مداحانِ اهل‌بیت(ع)، فضای ماشین را پرشور و حسینی می‌کردند. این آهنگ‌ها که مضمونی از ایثار، شجاعت و مبارزه با دشمنان صهیونیستی داشتند، با همخوانیِ پرشور زائران ایرانی همراه می‌شد و حال وهوای سفر را دوچندان می‌کرد. این اشتراک سلیقه و علاقه مشترک دو ملت ایران و عراق به ارزش‌های دینی و انقلابی، صحنه‌های بسیار زیبایی را خلق کرده بود که هیچ‌گاه از خاطرم محو نخواهد شد.

از نجف تا کربلا؛ روایت ضیافت حسینی، حماسه ضد صهیونیستی و سوگ مشترک بر فراق رهبر شهید

ادامه‌دهنده راه شهدا هستیم

این سفرِ کوتاه اما پرماجرا و عمیق، برای من یک دوره آموزشی فشرده در دانشگاه عشقِ حسینی بود. اربعین، مرزهای سیاسی و زبانی را از میان برمی‌دارد و امت واحده اسلامی را زیر پرچم توحید و عدالت جمع می‌کند. تجربه امسال، این حقیقت را برای من آشکارتر از همیشه کرد که با وجود تمام تلاشهای دشمنان اسلام برای ایجاد تفرقه و دور کردن مسلمانان از شهدا و آرمان‌هایشان، محبت اهل‌بیت(ع) چنان در اعماق دل‌های ما ریشه دوانده که هیچ توطئه‌ای قادر به کمرنگ کردن آن نیست. خون تازه شهدا، هر روز بر پویاییِ این حرکت می‌افزاید و پیوند دو ملت ایران و عراق را که با عشق به حسین(ع) و مبارزه با ظلم گره خورده، محکم‌تر از پیش می‌کند.

دشمنان بدانند که ما همچنان و همیشه، ادامه‌دهنده راه شهدا هستیم. ما از امام خود درس مقاومت، از زینب کبری(س) درس افشاگری و از رهبر شهیدمان درس مبارزه بی‌امان با استکبار را آموخته‌ایم. تصاویر آن شهید عزیز که بر کوله‌های زائران ایرانی و سینه‌های مردم مظلوم و غیور عراق نقش بسته بود، گواهی زنده بر این مدعاست که جبهه مقاومت، امروز بیش از هر زمان دیگری متحد، پویا و شکست‌ناپذیر است. این سفر با عبور از مرز خسروی و بازگشت به ایران عزیزمان به پایان رسید، اما این قصه عشق به حسین(ع) و شهادت، هیچ‌گاه پایان نمی‌پذیرد و تا ظهور حضرت مهدی(عج) و برقراری حکومت جهانی عدل، ادامه خواهد داشت. انشاءالله که ما نیز در این مسیر، ثابت قدم بوده و از پیروان راستین مکتب حسینی باشیم.


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه